صدف و آلپر که مدتی است با هم هستند، اکنون میخواهند رابطهشان را با ازدواج تکمیل کنند. با این حال، وقتی آلپر همراه خانوادهاش برای خواستگاری به خانه صدف میرود، پدربزرگ صدف، سرهنگ بازنشسته اسکندر، وقتی میفهمد داماد آیندهاش خدمت سربازیاش را بهخاطر پول انجام داده، از دادن اجازه خودداری میکند. اسکندر میگوید آلپر تنها در صورتی میتواند با نوهاش ازدواج کند که به مدت سی روز در مزرعهٔ او آموزشهای نظامی ببیند. آلپر فوراً پیشنهاد را میپذیرد و آموزشهایی پُرچالش را پشت سر میگذارد. با این حال در این مدت، او وصیتنامهٔ اسکندر را کشف میکند. آلپر همراه اسکندر راهی سفری پُرماجرا میشود تا پیش از مرگ او، وصیتش را انجام دهد، چرا که اسکندر به بیماری آلزایمر مبتلاست.
صدف و آلپر که مدتی است با هم هستند، اکنون میخواهند رابطهشان را با ازدواج تکمیل کنند. با این حال، وقتی آلپر همراه خانوادهاش برای خواستگاری به خانه صدف میرود، پدربزرگ صدف، سرهنگ بازنشسته اسکندر، وقتی میفهمد داماد آیندهاش خدمت سربازیاش را بهخاطر پول انجام داده، از دادن اجازه خودداری میکند. اسکندر میگوید آلپر تنها در صورتی میتواند با نوهاش ازدواج کند که به مدت سی روز در مزرعهٔ او آموزشهای نظامی ببیند. آلپر فوراً پیشنهاد را میپذیرد و آموزشهایی پُرچالش را پشت سر میگذارد. با این حال در این مدت، او وصیتنامهٔ اسکندر را کشف میکند. آلپر همراه اسکندر راهی سفری پُرماجرا میشود تا پیش از مرگ او، وصیتش را انجام دهد، چرا که اسکندر به بیماری آلزایمر مبتلاست.
دیدگاه های کاربران