هازال پزشکی جوان است که در یک کلینیک کار میکند. هازال که پنج سال پیش مادرش را از دست داده است، اغلب مادرش را در خواب در حالتی هولناک میبیند. در عین حال، هازال شروع به شنیدن صداهای عجیب در خانهاش میکند که فشار روانی شدیدی بر او وارد میکند. این نگرانی از دید دوستش شنای، که او نیز پزشک است، پنهان نمیماند. روزی، در حالی که شنای مشغول دیدار از مادرش بود، هازال اسرار مشکلاتش را با شنای در میان میگذارد. پس از شنیدن این حرفها، مادر شنای به هازال توصیه میکند تا از یک شفاگر سالخورده و آگاه در این امور کمک و راهنمایی بگیرد. پس از دریافت نصیحت از آن شفاگر، هازال راهی سفری هولناک میشود که بازگشتی در کار نیست.
هازال پزشکی جوان است که در یک کلینیک کار میکند. هازال که پنج سال پیش مادرش را از دست داده است، اغلب مادرش را در خواب در حالتی هولناک میبیند. در عین حال، هازال شروع به شنیدن صداهای عجیب در خانهاش میکند که فشار روانی شدیدی بر او وارد میکند. این نگرانی از دید دوستش شنای، که او نیز پزشک است، پنهان نمیماند. روزی، در حالی که شنای مشغول دیدار از مادرش بود، هازال اسرار مشکلاتش را با شنای در میان میگذارد. پس از شنیدن این حرفها، مادر شنای به هازال توصیه میکند تا از یک شفاگر سالخورده و آگاه در این امور کمک و راهنمایی بگیرد. پس از دریافت نصیحت از آن شفاگر، هازال راهی سفری هولناک میشود که بازگشتی در کار نیست.
دیدگاه های کاربران