سه غریبه به صورتی غیر منتظره متوجه می شوند که سه قلوهای مادرزاد هستند که در زمان تولد از یکدیگر جدا شده اند. این اتحاد دوباره آنها را به شهرتی جهانی می رساند،
سه غریبه به صورتی غیر منتظره متوجه می شوند که سه قلوهای مادرزاد هستند که در زمان تولد از یکدیگر جدا شده اند. این اتحاد دوباره آنها را به شهرتی جهانی می رساند،
نامزد ۳ جایزه امی پرایمتایم؛ ۱۲ جایزه و مجموعاً ۵۸ نامزدی
جالب و نسبتاً خوب ساختهشده، اما از نظر اخلاقی در نحوه ارائهٔ برخی مطالب قابلبحث
«مطمئناً همهچیز با یک روانپزشک برجسته و اتاقی پر از آدم شروع شده و ایدهٔ درخشان یک روش جدید برای بررسی «ذات در برابر تربیت» بهوجود میآید: «باشه، اینها را جدا میکنیم و رشدشان را تماشا میکنیم.» این کابوسناک است، مزخرفات نازیگونه.»
— الیز شین و پائولا برنشتاین نقلقول از بابی شفران؛...
جالب و نسبتاً خوب ساختهشده، اما از نظر اخلاقی در نحوه ارائهٔ برخی مطالب قابلبحث
«مطمئناً همهچیز با یک روانپزشک برجسته و اتاقی پر از آدم شروع شده و ایدهٔ درخشان یک روش جدید برای بررسی «ذات در برابر تربیت» بهوجود میآید: «باشه، اینها را جدا میکنیم و رشدشان را تماشا میکنیم.» این کابوسناک است، مزخرفات نازیگونه.»
— الیز شین و پائولا برنشتاین نقلقول از بابی شفران؛ از کتاب Identical Strangers: A Memoir of Twins Separated and Reunited (2007)
عامل اصلی شکلگیری هویت ما چیست؟ آیا افراد شرور بزرگ—از الیزابت باتوری و آدولف هیتلر گرفته تا دیگر نمونهها—از لحظهٔ تولد بهگونهای ژنتیکی محکوم به سرنوشت خود بودهاند، یا لحظات و تأثیرات محیطی هستند که آنها را به هیولاهایی که میشناسیم بدل کردهاند؟ اگر سرنوشت ما هنگام لقاح بهصورت ژنتیکی رمزگذاری شده باشد، آیا واقعاً میتوان از «ارادهٔ انسانی» سخن گفت؟ در یک عبارت، همان پرسش قدیمی طبیعت در برابر تربیت: آیا تعیینگرایی بیولوژیک بر اختیار فردی غلبه دارد؟
مطابق با همین پرسشها، «مطالعات دوقلو» به پژوهش دربارهٔ دوقلوها میپردازد تا اهمیت عوامل ژنتیکی را در برابر عوامل محیطی بسنجند. وقتی بیشتر مردم عبارت «مطالعات دوقلو» را میشنوند، احتمالاً یاد آزمایشهای بیمارِ یوزف منگله در آشویتس میافتند؛ اما آن آزمایشها غیرانسانی و اصلاً نمونهٔ معمول مطالعات علمیِ موردِ قبول نیستند. مطالعات دوقلو، هرچند بحثبرانگیز، تلاشی پذیرفتهشده برای تعیین علتشناسی تفاوتهای روانشناختی در افراد تا حد زیادی ژنتیکی است.
این آبهای تیره را کارگردان تیم واردل در Three Identical Strangers دنبال میکند. فیلم که با کتاب الیز شین و پائولا برنشتاین و مستند دیگری دربارهٔ دوقلوها هممسیر است، داستانی عجیب و غریب دارد که از یک قطعهٔ سبک و انسانی آغاز میشود و سپس پیچوخمهای تاریکتری بهخود میگیرد. فیلم در جشنواره ساندنس ۲۰۱۸ تحسین شد و جوایزی گرفت و مورد استقبال گستردهٔ منتقدان قرار گرفت. اما برای من، هرچند داستان مرکزی جذاب و تأثیرگذار است، شیوهٔ روایت پر از مشکلهای جدی است: ابتلا به چشموهمههای مبتذل و حساسبرانگیز، فقدان اطلاعات علمی زمینهای، نتیجهگیریهای اخلاقی و فلسفی سادهانگارانه، یکنواختی ظاهری، و وابستگی بیش از حد به پیچشهای داستانی که اغلب سازندگان را وادار میکند فراتر از انتظارهای معمولِ یک مستند مواد را دستکاری کنند.
فیلم با تابستان ۱۹۸۰ آغاز میشود؛ بابی شفران برای روز اول در کالج Sullivan County Community College میرود. اما وقتی میرسد، از برخورد دوستانهٔ اطرافیان تعجب میکند چون همه طوری رفتار میکنند که انگار او را میشناسند. همزمان مایکل دومنیتز، دانشجوی سال دوم، که شنیده دوستش اِدی گالان به مدرسه برگشته، به او نزدیک میشود و با دیدن بابی شگفتزده میشود چون دقیقاً همانند اِدی است. وقتی میفهمند بابی فرزندخوانده است و در ۱۲ ژوئیهٔ ۱۹۶۱ به دنیا آمده، دومنیتز میگوید او یک برادر دوقلو دارد. پس از دیدار بابی و اِدی، داستانشان در رسانهها منتشر میشود و دیوید کلمان با خواندن مقالهٔ روزنامه متعجب میشود—او هم دقیقاً شبیه آنهاست، او هم فرزندخوانده بوده و او هم در همان تاریخ به دنیا آمده است. در واقع آنها سهقلو بودهاند.
سهتایی بهسرعت به هم نزدیک میشوند، با هم آپارتمان میگیرند و رستورانی در نیویورک بهنام Triplets Roumanian Steak House باز میکنند. به شهرت کوچک میرسند، در برنامههای گفتوگو ظاهر میشوند و در فیلمی هم بازی کوتاه دارند. با این حال، خودِ آنها و خانوادههایشان سردرگماند که چرا از هم جدا شدهاند و چرا والدین فرزندخواندهشان به آنها نگفتهاند که سهقلو بودهاند. آیا تصادفی بوده که بابی در خانوادهای مرفه قرار گرفت، اِدی در خانوادهای متوسط و دیوید در خانوادهای طبقهٔ کارگر؟ آیا آزمونهای استعداد و روانشناختیِ منظمِ دوران کودکیشان—بخشی از چیزی که والدینشان آن را «مطالعهٔ رشد کودکانهٔ روتین» خوانده بودند—ربطی به این جداسازی داشت؟ مؤسسههای خدمات اجتماعی چه نقشی داشتند؟ نقش دکتر پیتر ب. نوابائر از مرکز رشد کودک در منهتن چه بود؟ مادر زیستی سهقلوها کجای ماجرا بود؟ وقتی آنها شروع به جستوجو میکنند، به زودی با رشتهای از اسرار تکاندهنده روبهرو میشوند که زندگیشان و زندگی بسیاری دیگر را برای همیشه تغییر میدهد.
Three Identical Strangers با شادمانی آغاز میشود—بابی که برای کالج میرود در حال پخش شدن «Since You Been Gone» از رینبو روی رادیو. در نیمساعت اول، آهنگهایی چون «Walking on Sunshine» و «Kids in America» فضا را شاد نشان میدهند. این بخش اولیه اصلاً شوم نیست؛ فیلم با ارائهٔ قسمتهای آغازین مانند یک داستان دلگرمکننده و سبک زندگی بهنظر میرسد، همان چیزی که ممکن است در برنامههای تلویزیونی روز دیده شود. واقعیت این است که سهقلوها زمان زیادی را در چنین برنامههایی گذراندهاند و فصلهای اول میتوانست تقریباً اپیزود اول یک کمدی موقعیت دربارهٔ سه پسر دوستداشتنی باشد که بهطور اتفاقی درمییابند برادر هماند و با هم ماجراجویی میکنند.
یک عنصر ساختاری برجسته که واردل و تدوینگر مایکل هارت بعد از یک نمایش در دوبلین دربارهاش صحبت کردند، تفاوت بین «گذشته» و «حال» است. بخش گذشته حدود نیمی از فیلم را پوشش میدهد و تا پایان دور اول مصاحبهها (۲۰۱۱–۲۰۱۵) پیش میرود؛ بخش حال هم از ۲۰۱۶ آغاز میشود. نیمهٔ دوم فیلم کمتر روایتی و بیشتر کاوشی/تحقیقی است، در حالی که نیمهٔ اول نسبتاً سبک است و کمتر به تأملات اخلاقی یا فلسفی میپردازد. هر دو بخش ترکیبی از گفتوگو با افراد، آرشیو و بازسازیها دارند، اما بازسازیها و بیشتر آرشیوها عمدتاً در نیمهٔ اول متمرکزند که نشاندهندهٔ تفاوت محتوایی میان دو بخش است و این تکنیک ساختاری نسبتاً خوب مدیریت شده است.
اما یکی از تکنیکها کار نمیکند: تصمیم واردل و هارت برای تکرار برخی تصاویر در لحظات کلیدی. وقتی اطلاعات مهمی در زمان حال فاش میشود، فیلم به «فلشبک» به لحظاتی در گذشته برمیگردد که معنیشان با زمینهٔ جدید تغییر کرده است—شبیهِ آثار داستانی مثل The Usual Suspects یا Memento. مشکل دوگانه است: اول اینکه این تکنیک خیلی، خیلی زیاد استفاده میشود؛ و دوم اینکه تحریکآمیز و دستکاریکننده است. در فیلمهای داستانی چنین شیوهای میتواند زیباشناختی و تماتیک جواب دهد چون روایتها از نقطهنظر خاصی متمرکزند؛ اما مستندها نباید چنین فوکالیزه باشند، و شنیدن مجدد دیالوگهایی که کمی قبل شنیدهایم، این تکنیک را نه تنها کمارزش که توهینآمیز میکند، انگار کارگردان عملاً روی صفحه ظاهر میشود تا به ما بگوید چه چیزی مهم است و چگونه باید برداشتمان را بازتفسیر کنیم. این فراتر از راهنمایی است و به سختفشردن بیننده شباهت دارد.
و این سختفشردن دربارهٔ چه چیزی است؟ فیلم دو موضوع اصلی دارد: اخلاق/اخلاق پژوهشی و طبیعت در برابر تربیت. دربارهٔ اخلاق، واردل در جلسهٔ پرسش و پاسخ دوبلین از «فساد بهخاطر هدف والا» سخن گفت؛ یعنی دانشمندان ممکن است با هدفی قابل ستایش کار را شروع کرده باشند اما حاضر شدهاند از روشهای غیراخلاقی استفاده کنند. کنایهٔ تلخ این است که نوابائر—که اهل اتریش و یهودی بوده و از هولوکاست فرار کرده—میتوانسته چنین چیزی را بپذیرد. با این حال عجیب است که واردل هنگام بررسی بعد اخلاقی ماجرا اشارهای به مورد دیوید ریمِر نمیکند؛ مردی که در ۱۹۶۵ بعد از اشتباههای مشورتی یک روانشناس بهعنوان دختر بزرگ شد و بعدها تراژدی او بهعنوان نمونهٔ دیگری از آزمایشهای آسیبزننده شناخته شد. با توجه به شباهتهای زیاد میان آن ماجرا و داستان سهقلوها، اشارهای هرچند کوتاه میتوانست زمینهٔ مناسبتری فراهم کند.
در موضوع طبیعت در برابر تربیت، در ابتدا شواهد به سوی طبیعت میل دارند—آنها سیگار یک مارک را میکشیدند، کشتیگیران آماتور بودند، سلیقهٔ مشابهی در انتخاب همسر داشتند و الگوهای گفتاریشان شبیه هم بود. رسانهها این شباهتها را بزرگنمایی کردند. اما هرچقدر فیلم جلو میرود، موضع به سمت تربیت تغییر میکند؛ خود برادرها اذعان میکنند که در آن زمان روی شباهتهایشان تأکید کردهاند و رسانهها تفاوتها را نادیده گرفتهاند. به مرور تفاوتها پدیدار میشوند و فیلم نهایتاً به سود «تاثیر محیط» استدلال میکند.
اما نحوهٔ استدلال فیلم سؤالبرانگیز است و واردل بیش از حد به سمت دامنزدن به احساسات و حساسیتزدایی میرود. او اطلاعات مهمی را تا زمانی که خودش صلاح میداند پنهان میکند و هنگام فاشکردن، صریحاً به بیننده میگوید چه فکری بکند و واکنشی مشخص را تحمیل میکند، در حالی که رویدادها اغلب سزاوار ارائهای مبهمتر و بازتر هستند. برای پرداختن به جزئیات بیشتر لازم است وارد حوزهٔ افشاگرانه (spoiler) شویم: واردل مرگ خودکشی یکی از برادرها را عملاً بهعنوان نتیجهٔ مطلق برخورد سخت والدِ پذیرفتهشده نشان میدهد—پدری که هنوز زنده است و در فیلم هم حضور دارد. واردل با تدوینِ گزینشی و برشهای جهتدار، بیننده را هدایت میکند تا مرگ را صرفاً به شیوهٔ تربیتی پدر نسبت دهد؛ تحلیلی سادهانگارانه، زننده و توهینآمیز. نحوهٔ برخورد فیلم با این موضوع کلیشهای و برای ایجاد حداکثر شوکِ مطبوعاتی طراحی شده است. همینطور غیبت یکی از برادرها در مصاحبهها از همان ابتدا جهتِ روایت را برای تماشاگر لو میدهد؛ بهتر بود داستان صریحتر گفته میشد تا این چرخش نمایشی و «غافلگیری»های بیمورد را حذف کنند.
مشکلات دیگر هم هست: از منظر بصری مستند خالی و کمروان بهنظر میرسد؛ چیزی سینمایی در آن نیست و بیشتر شبیه گزارشی تلویزیونی ساخته شده برای دیدهشدن انبوه است تا برای ابداع هنری. بازسازیها و مصاحبهها معمولاً بیرمقاند. علاوه بر این، مطالعات دوقلو بهعنوان شیوهای علمی پذیرفته شدهاند، اما واردل آنچنان مصمم است که بیننده را از آنچه بر برادرها رفته متأثر کند که تقریباً هیچ زمینهٔ نظریای ارائه نمیدهد. اگر زمان کمتری را صرفِ هدایت احساسات بیننده و بیشتر را صرفِ توضیح چارچوب نظری و تاریخیِ مطالعات دوقلو میکرد، فیلم بسیار قویتر میشد و به مخاطب امکان میداد موضع خودش را بسازد تا اینکه صرفاً از موضع کارگردان پیروی کند. او همچنین از پرداختن به جنبههای بالقوهٔ جالب دیگر چشمپوشی میکند؛ مثلاً چرا رستوران آنها شکست خورد؟ فیلم جواب قانعکنندهای جز «سبکهای کاری متفاوت» ندارد؛ توضیحی که هیچچیز نمیگوید. ما واقعاً چندان با زندگی روزمرهٔ آنها پس از یافتن یکدیگر آشنا نمیشویم؛ وقتی با هم زندگی کردند، آن تجربه چگونه بود؟ به نظر میرسد فیلم نمیخواهد خیلی عمیق بشکافد، شاید از ترس یافتن چیزی که با روایت بزرگتر سازگار نباشد.
خلاصه اینکه Three Identical Strangers پرسشهای جذابی دربارهٔ طبیعت در برابر تربیت و اخلاق پژوهش مطرح میکند، اما فیلم آنقدر بر نتیجهٔ «تربیت» پافشاری میکند که نظر شخصی کارگردان بیش از حد برجسته میشود. سرگرمکردنِ مخاطب با شوکها و لحظههای مهیج بر پژوهش تحلیلی و دقیق غالب شده و بخش زیادی از اطلاعاتی که امروز بهراحتی در اینترنت یافت میشود، در فیلم نیز تکرار شدهاند. با وجود شگفتیهای ذاتیِ موضوع، ساختهٔ واردل در قالب و ارائهاش ناامیدکننده است؛ فیلمی قابل توجه بهلحاظ محتوا اما نه بهخاطر شیوهٔ روایت—گاهی شبیه یک ورودی ویکیپدیا بیشتر از یک مستند نافذ.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران