این بار خانوادهای در لندن با خانهی تسخیرشدهشان دستوپنجه نرم میکنند.
اول از همه، من طرفدار پر و پا قرص فیلم اول نیستم، ولی آن را دوست داشتم. دنبالهٔ حاضر هم بد نبود. این بار قصه در لندن میگذرد و یادآور فیلمهای دههٔ ۸۰ مثل «پالترگایست» بهویژه بخش دوم آن است. نگویید دقیقاً همان است؛ فقط صحنههایی که مربوط به خانهاند شبیهاند، اما داستان فرق دارد....
این بار خانوادهای در لندن با خانهی تسخیرشدهشان دستوپنجه نرم میکنند.
اول از همه، من طرفدار پر و پا قرص فیلم اول نیستم، ولی آن را دوست داشتم. دنبالهٔ حاضر هم بد نبود. این بار قصه در لندن میگذرد و یادآور فیلمهای دههٔ ۸۰ مثل «پالترگایست» بهویژه بخش دوم آن است. نگویید دقیقاً همان است؛ فقط صحنههایی که مربوط به خانهاند شبیهاند، اما داستان فرق دارد. در آغاز گفته میشود بر اساس یک داستان واقعی است؛ اگر برای سرگرمی آمدهاید و منطقتان را برای دو ساعت کنار بگذارید، با فیلم سرگرم خواهید شد.
خانوادهای چهار نفری با چند کودک و مادرشان در خانهای در لندن اخیراً شاهد رویدادهای فراطبیعی جدی بودهاند. بهویژه دختربچهٔ یازدهساله بیش از بقیه تحت تأثیر روح خانه قرار میگیرد. زوج آمریکایی فیلم اول برای کمک آورده میشوند، اما وقتی تلاش میکنند با روح تماس بگیرند، آنچه انتظار دارند بهدست نمیآورند و بهجای آن دختر متهم میشود و خانواده به آنها بیاعتماد میشود. گذر از این سوءتفاهم و کشف حقیقت، قبل از پایان داستان چرخشی ایجاد میکند.
دو ساعت فیلم هرگز طولانی به نظر نمیرسد، چون همیشه اتفاقی در حال رخ دادن است و مخاطب را درگیر نگه میدارد. احتمالاً این بهترین فیلم ترسناک سالها نیست، اما از نظر فرم و عناصر ژانر عملکرد خوبی دارد؛ نه خیلی ترسناک، و کلیشهها گاهی بهخوبی به کار رفتهاند تا تازگی به صحنهها بدهند — این را باید به نویسندهها نسبت داد. بازیگران، از جمله بچهها، بدون شک خوباند. از نظر من فیلم ترسناک بهتری است و قطعاً منتظر دنبالهٔ دیگری هستم. امیدوارم این فیلم توقعات شما را برآورده کند.
امتیاز: 7.5/10
میدانم در اقلیتم، اما من واقعاً این را بیشتر از نسخهٔ اصلی دوست داشتم.
امتیاز نهایی: ★★★ — شخصاً توصیه میکنم یکبار آن را ببینید.
من به این فیلم نیم ستاره بیشتر از فیلم اول میدهم. بهعنوان یک فیلم ترسناک مستقل، ساخت قابلقبولی دارد اگرچه تاحدی پیشبینیپذیر است و از بیشتر کلیشههای مرسوم خانهٔ تسخیرشده پیروی میکند. اما از فیلم اول بهتر است چون یکپارچهتر است: موجود پسزمینه نقش واقعی در داستان دارد، در حالی که در فیلم اول آنابل بیمورد وارد شده و جز حواسپرتی نقشی در خط اصلی داستان نداشت.
در نهایت دلیلم برای نمره ندادن بالاتر این است که فیلم دربارهٔ وارِنسهاست؛ زوجی که به نظر برخی شارلاتانهایی بودند که از افراد آسیبپذیر سوءاستفاده کردند. هرچند این موضوع اندکی لمس میشود، اما بیشتر در قالب کسانی که به آنها باور ندارند بهعنوان آدمهای بد و بیاحساس نمایش داده شده است.
دوباره میگویم، این یک فیلم ترسناک ساختاریافته و بهتر از پیشینیانش است، هرچند کمی قابلپیشبینی؛ اما بهعنوان «داستانی واقعی» آن را جدی نگیرید و با کمی تردید بپذیرید.
دنبالهٔ واقعاً محکمی است و قبل از دیدن فیلم سوم ارزش بازبینی دارد؛ در واقع من شاید همین یکی را کمی بیشتر دوست داشتم. چند صحنهٔ ترسناک خوب دارد اما مهمتر از آن، در مرکز فیلم قلبی گرم هست در رابطهٔ ادوارد و لورِین که پاتریک ویلسون و وِرا فارمِیگا بهخوبی آن را بازی کردهاند. جیمز وان بار دیگر کارگردانی هنرمندانهای ارائه کرده—سبکی که در دیگر فیلمهای «جهان احضار» کمتر دیده شد، هرچند فیلمنامهها کمک چندانی نکردند.
امتیاز: 4.0/5
فیلم با درجهٔ سنی R است و باورش سخت است... اما واقعیت این است که دیگر فیلمهای ترسناک آنقدرها هم ترسناک نیستند.
خیلی از آنها هرگز واقعاً ترسناک نبودهاند؛ حتی اندک فیلمهایی هم که موجب کابوس دائمی میشدند (مثل «جنگیری») نادرند. «احضار ۲» به نظر میرسد دنبال ترسهای ملایمترِ مناسب ردهٔ PG است تا مخاطب را از دست ندهد.
پتانسیل، وجود داشت، اما کارگردان دستش را نیمهراه عقب میکشد و از همهچیز صرفاً به ترسهای جهشی (jump-scare) بسنده میکند. میتوانست یک داستان روانشناسانه و واقعاً دلهرهآور باشد، اما این پتانسیل هدر رفته است.
در نهایت، مانند بسیاری از فیلمهای ترسناک اخیر، انگار از ترساندن واقعی مخاطب هراس دارد. با این حال، از آن خشنابازیهای آزاردهندهٔ بازار بهتر است.
«احضار ۲»، اوف—چه عذابی برای نشستن. تنها نکتهٔ قابل تقدیر برای من اجرای مدیسون ولف در نقش جانت است که برای یک بچه بازی چشمگیری است. بقیه چیزها را نمیتوانم تحسین کنم؛ بدیهی است که بیش از دو ساعت بودن مدت فیلم کمک نمیکند، اما این خودش مشکل اصلی نیست. قصه که در بسیاری جنبهها بازنگاریای از نسخهٔ ۲۰۱۳ به نظر میرسد، بهشدت حجیم و خستهکننده است. فکر میکردم انتقال قصه به انگلستان تازگی بیاورد اما بهجز لهجههای ککنی بامزه و ضعیف، تفاوت چشمگیری ندارد و باز در خانهای تاریک اتفاق میافتد.
(یه کم اسپویل) شیاطین نسبت به فیلم اول افت کیفیت داشتند؛ شخصیت بیل کمی جالبتر از آنچه انتظار داشتم از آب درآمد. دلم میخواست برای بیل و آنیتا دربارهٔ پایان ماجرایی بهتر ببینم؛ مگر نه اینکه شاید اتفاق افتاده و من از قبل ذهنم بیرون رفته بود؟
یکی دیگر از دلایل نارضایتی من فقدان احساس خطر جدی برای شخصیتهای انسانی است؛ یکبار کفایت میکند، اما پیدرپی؟ انگار همه چیز را آماده میکنند برای کشتن یکی از آنها و درست در آخرین لحظه منصرف میشوند؛ این میتوانست تأثیری عمیق داشته باشد. سگ فیلم اول انگار حقش ضایع شده بود—باید علیه نمایندهٔ خودش شکایت کند! گویا باید به این «رویداد واقعی» بچسبد (با تمسخر).
نظرات عمومی را که دیدم متعجب شدم—بهنظر میرسد اکثریت خوششان آمده و من در اقلیتم. راستش شگفتزدهام، اما جمعبندی این است که غالب دیدگاهها مثبت بودهاند. یادم آمد چند ساعت پیش در نقد «آنابل» گفته بودم اگر طولانیتر بود آن را بیشتر دوست نداشتم؛ خب، این فیلم ثابت کرد.
سفر دوم سینمایی شکارِ ارواحِ وارنسها آنها را به منطقهٔ شمالی اِنفیلد در لندن میآورد جایی که خانوادهٔ هاجسون اوضاع سختی دارند. دختر کوچکتر، جانت (مدیسون ولف)، و خواهر بزرگترش مارگارت (لارن اسپوزیتو) به پدر غایبشان دلتنگاند و با خوشبینی سراغ یک ویجأ دستساز میروند تا ببینند آیا او بازمیگردد یا نه. مادر، پیگی (فرانسیس اوکانر)، و تماشاگر میدانند که او با زنی آنطرف خیابان و با دوقلوهای تازهاش زندگی میکند. بعد از این، جانت میخوابد و کابوس آنها شروع میشود: مردی پیر (بیل) که گفته میشود در همان خانه در یک صندلی مُرده، برگشته تا خانواده را بازدید کند، مبلمان را جابهجا کند، کانال تلویزیون را عوض کند و بهطور کلی برای این خانوادهٔ تنگدست دردسر درست کند.
در همین فاصله، اد وارِن (پاتریک ویلسون) تابلوی جذابی از یک راهبه کشیده که برای لورنِین (ورا فارمگا) منبع نگرانی شده است. آیا این دو معما ممکن است به هم مرتبط باشند؟ کلیسا از این زوج میخواهد که بهطور پنهانی در بریتانیا تحقیق کنند و آنها راهی میشوند. در ابتدا شکاکاند، اما وقتی کمی لیفت شدن اجسام پدیدار میشود، درها خودبهخود بسته و باز میشوند و لولهکشی گویا تصمیم به ساخت استخر در زیرزمین میگیرد، آنها هم شروع به تردید میکنند که آیا جانت و خانوادهاش شیادی میکنند یا حقیقتاً نیرویی سوّی در کار است.
طبق منابع محلی، وارِنها زمان اندکی در خانه گذراندهاند و بسیاری از جزئیات داستان مستند نیست، اما جیمز وان با این وجود چیزی بهطرز منطقی دلهرهآور خلق میکند، وقتی این کودکان و مادر که به آخر خط رسیده، سعی میکنند با این پدیدهٔ ناخوانده کنار بیایند. فیلم سراسر درگیری است و دخترها هم با جیغها و اجرای ترسناک خود تأثیرگذار هستند؛ صداگذاری خوب و چند مورد جلوهٔ ویژهٔ بامزه (مثل دندانهای مصنوعی با ارادهٔ خود) هم کمک میکند. ویلسون و فارمگا گاهی نهایت احساساتشان را نشان میدهند، اما آنها بهعنوان زوج محققان ماورایی نقش خود را خوب بازی میکنند و گهگاه مو بر تنتان سیخ میشود. شاید نیمساعت طولانیتر از نیاز است—کمی مقدمهچینی زیاد دارد—اما از نظر من در جمع بهترهای ژانر قرار میگیرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران