یک کلاسیک دستکمگرفتهشده.
بله، این فیلم ترکیبی بههمریخته اما دوستداشتنی است. سه ترانه عملاً کار نمیکنند. فیلم کند است، همانطور که فیلمهای دههٔ ۱۹۸۰ معمولاً بودند، و داستانش خیلی سطحی است.
با این حال باشکوه است. این فیلم حس یک کارتون را دارد! انتخاب بازیگران عالی است؛ ویلیامز در اولین تجربهاش بدلکاریهایش را خودش انجام داد، شِلی دووال زنی دغدغهمند و جذاب است و اصلاً نمیشد کودکی...
یک کلاسیک دستکمگرفتهشده.
بله، این فیلم ترکیبی بههمریخته اما دوستداشتنی است. سه ترانه عملاً کار نمیکنند. فیلم کند است، همانطور که فیلمهای دههٔ ۱۹۸۰ معمولاً بودند، و داستانش خیلی سطحی است.
با این حال باشکوه است. این فیلم حس یک کارتون را دارد! انتخاب بازیگران عالی است؛ ویلیامز در اولین تجربهاش بدلکاریهایش را خودش انجام داد، شِلی دووال زنی دغدغهمند و جذاب است و اصلاً نمیشد کودکی بامزهتر برای نقش «سویت پی» پیدا کرد. طراحی دکور شگفتانگیز است — ساخت آن هفت ماه طول کشید. شوخیها هم ماندگارند، هم در دیالوگ و هم در تصویر (و آنقدر جزئیات وجود دارد که با تماشاهای مکرر بیشتر کشف میشوند). ترانهها هم — بهجز همان سه فاجعه — جذاب و گوشگیرند. در نهایت، استفاده از هشتپا در این فیلم، بعد از «ارباب حلقهها»، بهترین است.
این فیلم راهی عالی برای فراموشکردنِ «همیلتون» در آن سهگانهٔ آخر هفته بود. ببینیدش — بیپروا، شلوغ و خوشمزه است.
خیلی ضعیف.
صادقانه بگویم از «پاپآی» اصلاً خوشم نیامد — حتی با حضور رابین ویلیامز. او در نقش پاپآی قابلقبول است، اما بهصورت شخصی با طبیعت ناپایدار و عجیب فیلم کنار نیامدم. میفهمم و قدردان هدفی هستم که سازندگان داشتهاند، اما به نظرم این تلاش موفق از آب درنیامده؛ همهچیز خیلی عادی و معمولی است.
شخصیتهای پیرامون پاپآی آزاردهندهاند و شمارههای موسیقی فراموششدنیاند و با فیلم همخوانی ندارند. من از این فیلم انتظار بیشتری داشتم؛ دربارهٔ شخصیت اصلی شنیدههای خوبی داشتم (نه لزوماً از همین فیلم، بلکه بهطور کلی) و حضور ویلیامز هم امیدوارم کرده بود. از میان فیلمهای وی که دیدهام، این بیشتر شبیه «هوک» است تا (اثر فوقالعاده) «مرد دویستساله».
البته بسیاری ممکن است با نظرم مخالف باشند و دربارهٔ خود فیلم هم نظر متفاوتی داشته باشند که طبیعی است. برای من اما تنها نکتهٔ قطعی این بود که بیصبرانه منتظر تمامشدنش بودم.
پاپآی (۱۹۸۰): یک کارتون نوستالژیک که جان گرفته است.
پاپآیِ رابرت آلتمن قرار نیست دیدِ کسی را دگرگون کند. اما، بهراستی، چه لذتی دارد. ترجمهای عاشقانه و اندکی دیوانهوار از کمیک به پردهٔ سینماست؛ فیلمی سرشار از خیالپردازی ناب و بیتکلف.
قطعات موسیقی هری نیلسون عجیب و درعینحال گوشنوازند — ملودیهای غریبی که روح کارتونی فیلم را بهخوبی منتقل میکنند. رابین ویلیامز و شِلی دووال فقط نقشها را بازی نمیکنند؛ آنها تبدیل به شخصیتهای کارتونی زنده میشوند. کمدی بدنیشان آنقدر دقیق و اغراقآمیز است که هر حرکت مانند یک قاب از کمیک اصلی E. C. Segar بهنظر میرسد.
سبک بصری فیلم استثنایی است. سویتهیون که کاملاً در مالت ساخته شده، شبیه یک کارتون سهبعدی است — زاویههای کج، رنگهای اشباع و چشماندازهای معماری ناممکن. جهانی میان واقعیت و تصویرسازی.
برای کسانی از ما که با این هنرمندان — ویلیامز، دووال، ری والسون و جولز فیفر (فیلمنامه) — بزرگ شدهاند، فیلم مملو از شادی نوستالژیک است؛ یادآور دورهای سادهتر و معقولتر در زندگی. هر فیلمی لازم نیست جدی باشد؛ گاهی تنها کافی است سرگرمکننده باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران