استانبول، سال 1970. «بيلي هيز» (ديويس)، دانشجوي امريکايي، به دليل هم راه داشتن دو کيلو حشيش در فرودگاه دستگير مي شود و پس از يک تلاش ناموفق براي فرار، به زنداني مخوف منتقل مي شود. او که به چهار سال حبس محکوم شده، سعي مي کند تا خود را با شرايط سخت آن جا وفق دهد...
استانبول، سال 1970. «بيلي هيز» (ديويس)، دانشجوي امريکايي، به دليل هم راه داشتن دو کيلو حشيش در فرودگاه دستگير مي شود و پس از يک تلاش ناموفق براي فرار، به زنداني مخوف منتقل مي شود. او که به چهار سال حبس محکوم شده، سعي مي کند تا خود را با شرايط سخت آن جا وفق دهد...
برندهٔ ۲ جایزه اسکار؛ مجموعاً ۱۷ جایزه و ۱۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1328
«اکسپرس نیمهشب» داستانی دلخراش بر پایه وقایع واقعی است. برد دیویس اجرای برجستهای ارائه میدهد و جان هرت و رندی کواید در نقشهای مکمل، بسیار خوب ظاهر شدهاند. فیلمنامهٔ اقتباسی را اولیور استون نوشته که بابتش اولین جایزهٔ اسکار را گرفت. موسیقی متنِ تأثیرگذار جورجو مورودر در صحنههای تعقیب و گریز بهخوبی عمل میکند. این فیلم تا مدتها در ذهن مخاطب باقی میماند. گفتهاند «اکسپرس...
«اکسپرس نیمهشب» داستانی دلخراش بر پایه وقایع واقعی است. برد دیویس اجرای برجستهای ارائه میدهد و جان هرت و رندی کواید در نقشهای مکمل، بسیار خوب ظاهر شدهاند. فیلمنامهٔ اقتباسی را اولیور استون نوشته که بابتش اولین جایزهٔ اسکار را گرفت. موسیقی متنِ تأثیرگذار جورجو مورودر در صحنههای تعقیب و گریز بهخوبی عمل میکند. این فیلم تا مدتها در ذهن مخاطب باقی میماند. گفتهاند «اکسپرس نیمهشب» همان ضربه را به گردشگری ترکیه زد که «آروارهها» بر شنا در دریا وارد کرد. قویاً توصیه میشود.
نمیدانم آیا زمان با این فیلم مهربان بوده است یا نه؛ امروز که به آن نگاه میکنیم، بیشتر به نظر میرسد قضاوتی از بالا و کلیشهای دربارهٔ نظام کیفری ترکیه است، چون جرأت کرده بود با یک قاچاقچی مواد مخدر برخوردی سخت داشته باشد. شخصیت «بیلی» (برد دیویس) هنگام خروج از استانبول با مقدار زیادی حشیش به جسمش بسته و با تعریق عصبی تلاش میکند از مرز عبور کند، ولی در فرایند گذرنامه گیر میافتد. در ابتدا بهخاطر همکاری با مأموران برای شناسایی تأمینکنندگانش قرار وثیقه میگیرد، اما او تصمیم میگیرد فریب دهد و این انتخاب در نهایت به حکم چهار سال زندان منجر میشود. زندگی در زندان بیرحمانه است و نگهبان اصلی، «حامیدو» (پال ال. اسمیت)، که تا حدی ابهام جنسی دارد، آشکارا نسبت به جوان آمریکایی کینه به دل گرفته و با «ریفکی» (پائولو بناچلی) — که خائن و آدمی نفرتانگیز در زندان است — همدست میشود؛ آنها هم چندان برای «بیلی» دلسوزی نمیکنند. خوشبختانه او چند دوست پیدا میکند؛ از جمله بریتانیایی بیمار «مکس» (جان هرت) که مدتی او را در مسیر درست نگه میدارد، اما وقتی خبری دلخراش درست پیش از آزادیاش میرسد، مشخص میشود اگر بخواهد بیرون بیاید ناچار به اقدامات شدیدتری خواهد شد.
آنچه مرا آزار میدهد این است که کل پیشفرض فیلم ظاهراً میخواهد از این جوانِ بیشک گناهکار، همدردی ایجاد کند، در حالی که جرمش روشن است، با نمایش فرهنگ ترکیه بهعنوان مردمانی چاق، خشن، خشونتور و تا حدی منحط. آلن پارکر هرگز تلاشی نمیکند به ما یادآوری کند که این آدم بهخاطر اعمال خود — که خودخواهانه و متکبرانه بودند — زندانی شده و شاید دادگاه واقعاً میخواست او را مثال بزند تا دیگران را از همان رفتار بازدارد. آیا ما در غرب در موقعیتی متفاوت بودیم اگر کسی اینجا دستگیر میشد؟ آیا هرگز فیلمهایی ندیدهایم که به بیرحمیهای زندانهای خودمان پرداختهاند؟ از اینکه با اغراق و زیادهروی هنری به سمتی هدایت شوم که صرفاً به دلیل این اغراقها باید برای شخصیت همدردی کنم، خوشم نمیآید. باید اضافه کرد که دیویس هرچند از لحاظ ظاهری جذاب است، اما بازی او ناپایدار و سست است. در واقع فقط هرت و بناچلیاند که بیشترین شایستگی دریافت تحسینهای دراماتیک را دارند، در حالی که این درام تیره و زمخت ما را بهقولسنج «گمراه» میکند. اگر توان تحمل مجازات را ندارید، مرتکب جرم نشوید — حتی اگر آمریکایی باشید!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران