نگاهی عمیق به آینده ای نه چندان دور که در آن بشر در حال یادگیری سازگاری با محیط مصنوعی خود است. این تکامل انسان ها را فراتر از حالت طبیعی خود و به سمت دگردیسی سوق می دهد که ساختار بیولوژیکی آنها را تغییر می دهد.
نگاهی عمیق به آینده ای نه چندان دور که در آن بشر در حال یادگیری سازگاری با محیط مصنوعی خود است. این تکامل انسان ها را فراتر از حالت طبیعی خود و به سمت دگردیسی سوق می دهد که ساختار بیولوژیکی آنها را تغییر می دهد.
فیلمی بیمعنا و ناهماهنگ که تماشای آن دشوار بود و پس از 30 دقیقه آن را خاموش کردم. به وضوح با مقدار قابل توجهی از شوک نوشته شده است، اما تنها شوکی که من حس کردم فشار دادن دکمه "خاموش" بود. اگرچه این فیلم به هیچ وجه به بهترین آثار کروننبرگ نزدیک نیست، اما هنوز هم یک درام جالب از دیوید کروننبرگ است. داستان حول...
فیلمی بیمعنا و ناهماهنگ که تماشای آن دشوار بود و پس از 30 دقیقه آن را خاموش کردم. به وضوح با مقدار قابل توجهی از شوک نوشته شده است، اما تنها شوکی که من حس کردم فشار دادن دکمه "خاموش" بود. اگرچه این فیلم به هیچ وجه به بهترین آثار کروننبرگ نزدیک نیست، اما هنوز هم یک درام جالب از دیوید کروننبرگ است. داستان حول محور "سول تنسر" (با بازی ویگو مورتنسن) میچرخد که از بدن خود برای رشد (یا "پختن") اعضای اضافی استفاده میکند و او و دستیارش "کاپریس" (با بازی لئا سیدو) این اعضا را به عنوان بخشی از اجراهای تئاتری نسبتاً وحشتناک اما محبوب استخراج میکنند. در عین حال، "دوتریس" (با بازی اسکات اسپیدمن) از خفگی پسر جوانش که پلاستیک میخورد (به دست همسرش) رنج میبرد و بنابراین او را قانع میکند که یک کالبدشکافی که اعضای داخلی این جهش غیرمعمول را نشان میدهد، نمایش خوبی خواهد بود. "دن مککلر" (با نقش "وپیپ") و همکارش "تیملین" (با بازی کریستن استوارت) اداره دولتی ثبت اعضای بدن را مدیریت میکنند و بیتردید نظر مثبتی در مورد قانونی بودن برخی یا تمامی این فعالیتها ندارند... یا دارند؟ مفهوم فیلم جالب و اخلاقی به شدت مشکوک است اما متأسفانه اجرا کمی ضعیف است و دیالوگها بیش از حد زیاد است و به طور عجیبی از جلوههای ویژه که گاهی تماشای آنها بسیار آزاردهنده است، به خوبی استفاده نشده است و این جلوهها، به هیچ وجه، در قلب داستان قرار دارند. حضور کریستن استوارت به وضوح نشان میدهد که شخصیت او نقش مهمتری در داستان دارد، اما خود حضورهای او واقعاً محدود است که برای من همیشه یک امتیاز مثبت است! فیلم کمی طول میکشد تا راه بیفتد و به طرز عجیبی پایان آن کمی ناامیدکننده است، اما هنوز هم نشانههایی از سبک و تخیل منحصر به فرد کارگردان دارد که تماشای آن را یک بار ارزشمند میکند.
به شخصه، معتقدم که روایتهای سینمایی با چندین نقطه عطف و سوالات مرتبط با جهان خود، اغلب گیجکننده و به عنوان مطالعات شخصیتی که توسط یک قهرمان واحد هدایت میشود، تصور میشوند. هم اولیویا وایلد و هم دیوید کروننبرگ فیلمهای خود را زمانی به پایان میرسانند که شخصیت اصلی حداقل الزامات داستان خود را برآورده کند و به همین دلیل تمام مسائل دیگر که شایسته بررسی عمیق هستند را نادیده میگیرند. در مورد فیلم "نگران نباش، عزیزم"، بیننده با احساس ناامیدی از یک نتیجه غیرمنتظره به پایان میرسد، در حالی که در "جرایم آینده"، بیننده با چندین سوال و مسیرهای جالب و نیمهتوسعهیافته درباره یک دنیای آیندهنگرانه جذاب روبرو میشود. هیچکدام از این فیلمها به درستی به ساخت دنیای خود نمیپردازند.
نمره: B+
تماشای آن از نظر لذتبخشترین نبود، کمی بیهدف است، اما فیلم "جرایم آینده" در طول زمان تماشا قطعاً جالب است. من معمولاً فیلمهایی از این دست را کمی نوسانی مییابم، زیرا شخصاً احساس میکنم تلاش مداوم برای ایجاد شوک یا فقط عجیب بودن کمی اجباری است. و این فیلم چند بار این کار را انجام میدهد، اما به انصاف باید بگویم که با گذشت زمان، به طور فزایندهای به وقایع نمایش داده شده بر روی صفحه علاقهمند شدم. از نظر بازیگران، ویگو مورتنسن و لئا سیدو با هم عالی هستند، بازی بسیار خوبی دارند و شیمی خوبی نیز با یکدیگر دارند. دن مککلر (فقط من هستم که شباهتهایی به جفری دِمان در چشمانش میبینم؟ احتمالاً...) و ولکت بونگو نیز بیش از حد قابل قبول هستند. کریستن استوارت و اسکات اسپیدمن نیز نمایشهای خوبی دارند. به طور کلی، فیلمی عجیب است، اما عجیب که به اندازه کافی از آن بهرهبرداری کردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران