هرگز فکر نمیکردم بخواهم عبارت «پلات ابلهانه» را در مورد فیلمی که آنت بنینگ، اد هریس و رابین ویلیامز در آن بازی میکنند به کار ببرم، اما قبلاً «چهرهٔ عشق» را ندیده بودم. نیکی (بنینگ) بیوهای است که پنج سال بعد از غرقشدن همسرش گرت (اد هریس) در ساحل مکزیک هنوز برای او سوگواری میکند.
روزی او با تام (باز هم هریس) آشنا میشود؛ مردی که...
هرگز فکر نمیکردم بخواهم عبارت «پلات ابلهانه» را در مورد فیلمی که آنت بنینگ، اد هریس و رابین ویلیامز در آن بازی میکنند به کار ببرم، اما قبلاً «چهرهٔ عشق» را ندیده بودم. نیکی (بنینگ) بیوهای است که پنج سال بعد از غرقشدن همسرش گرت (اد هریس) در ساحل مکزیک هنوز برای او سوگواری میکند.
روزی او با تام (باز هم هریس) آشنا میشود؛ مردی که اینقدر شبیه همسر مرحومش است — از لحن صدا تا الگوی طاسی مردانه — که تنها توضیح ممکن این است که گرت و تام دوقلوهایی بودهاند که از بدو تولد جدا شدهاند (یا لااقل میتوان به شبیهسازی هم فکر کرد، بههمانگونه که سینما معمولاً میفهمد).
فیلم اما هیچ توضیحی برای این شباهت کامل — تا تکتک چروکها — ارائه نمیدهد، مگر جملهٔ کلیشهای «میگویند هر کسی در جایی از دنیا دو قلویی دارد».
نیکی وارد رابطهٔ عاشقانهای با تام میشود، اما حتی زحمت ذکرِ شباهت عجیب او به همسرِ درگذشتهاش را به خودش نمیدهد. چرا؟ این موضوع میتوانست بهترین بهانه برای شروع گفتگو باشد، و به محض اینکه نیکی عکسی از گرت نشانش بدهد، تام میفهمید که این حرف صرفاً یک جملهِٔ اغواگرانه نیست.
او همچنین با توجه به وضعیت، منطقیتر نگران این است که دیگران — بهخصوص دخترش سامر (جس ویکسلر) و همسایهاش راجر (ویلیامز) — دربارهٔ او که با کسی شبیه نسخهٔ دیگری از گرت قرار میگذارد چه فکری خواهند کرد.
این نکته باعث شد به این فکر بیفتم که «چهرهٔ عشق» شاید اگر کمدی بود بهتر جواب میداد؛ مثلاً نیکی تلاش کند تام را متقاعد کند تا تغییر ظاهری شدیدی بدهد — با این حال فیلم مصرّ است که درام باشد، و در این صورت بهتر بود تام را بازیگری غیر از هریس بازی میکرد که بتواند بهطور موجهی شبیه او بهنظر برسد (مثلاً جان مالکوویچ؟).
با توجه به کیفیت و رزومهٔ بازیگران، چارهای ندارم جز اینکه انگشت اتهام را بهسوی کارگردان آری پوزین و نویسندگان پوزین و متیو مکدافی بگیرم؛ آنها حتی در همان چیزهایی هم که درست انجام دادهاند، اشتباه میکنند. مثالش این است که ویلیامز در نقشی که اساساً جنبهٔ کماهمیتی دارد، بهترین بازی فیلم را ارائه میدهد — انتظار میرفت راجر، که دوست گرت بوده و احساساتی نسبت به نیکی دارد، دستکم تلاش کند میان عاشقان فاصله بیندازد، اما او و تام هرگز رودررو هم قرار نمیگیرند (اگر این فیلم کمدی بود — که هر چه بیشتر فکر میکنم باید کمدی میبود — راجر احتمالاً برای جلب نظر نیکی تا حد مضحکی تلاش میکرد شبیه گرت/تام شود). خب.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران