وقتی "کاستر" و ارتش هفتم سواره نظام توسط سرخپوستان نابود می شوند،همه انتظار شرایطی بدتر را می کشند."کاپیتان ناتان بریتلز" دستور گشت زنی در منطقه را دریافت کرده و مامور می شود تا "آبی آلشرد" همسر یکی از فرماندهان و برادر زاده او را برای حفظ امنیتشان همراهی کند و...
وقتی "کاستر" و ارتش هفتم سواره نظام توسط سرخپوستان نابود می شوند،همه انتظار شرایطی بدتر را می کشند."کاپیتان ناتان بریتلز" دستور گشت زنی در منطقه را دریافت کرده و مامور می شود تا "آبی آلشرد" همسر یکی از فرماندهان و برادر زاده او را برای حفظ امنیتشان همراهی کند و...
ارتش همیشه یکسان است. خورشید و ماه تغییر میکنند، اما ارتش فصلی ندارد.
قسمت دوم از سهگانه مشهور جان فورد در مورد سوارهنظام بعد از "فورٹ آپاچی" (1948) بار سنگینی بر دوش دارد. بنابراین ممکن است بیان این نکته چندان جنجالی نباشد که "ریسمان زرد" بهطور کامل به پتانسیل وعده داده شده در "فورٹ آپاچی" نرسیده است. با این حال، این فیلم هنوز یک وسترن قدرتمند...
ارتش همیشه یکسان است. خورشید و ماه تغییر میکنند، اما ارتش فصلی ندارد.
قسمت دوم از سهگانه مشهور جان فورد در مورد سوارهنظام بعد از "فورٹ آپاچی" (1948) بار سنگینی بر دوش دارد. بنابراین ممکن است بیان این نکته چندان جنجالی نباشد که "ریسمان زرد" بهطور کامل به پتانسیل وعده داده شده در "فورٹ آپاچی" نرسیده است. با این حال، این فیلم هنوز یک وسترن قدرتمند با لذتهای متعدد است.
موضوع اصلی اینجا گذر زمان و عشقهای از دست رفته است، تا فراموش نکنیم. این مضامین به فیلم ضربان عاطفی قوی میبخشد - حتی اگر در برخی دیگر از جنبهها، کمتر شاهد اکشنهای هیجانانگیز باشیم. پذیرش آن بهعنوان یک اثر عاطفی و شخصیتی برای بهرهبرداری بیشتر از تجربه تماشای فیلم ضروری است و البته در عین حال شما را در هنر فیلمسازی غوطهور میکند.
جان Wayne در این فیلم عملکردی فوقالعاده ارائه میدهد و این نقش یکی از اولین نقشهای جدی او تحت نظر فورد است. شخصیت کاپیتان ناتان بریتلز به او اجازه میدهد که نمایشی انسانی و قابل باور ارائه دهد، و او در این زمینه موفق است. او یک رهبر قابل باور است که از گذر زمان بر روی حرفهاش در خدمت افسرده است. با این حال، حتی نقش تأثیرگذار Wayne هم تحت تأثیر برخی از زیباترین تصاویر سینماتیک دهه 1940 قرار میگیرد.
وینتون هوچ در طول فیلمبرداری با فورد بر سر جزئیات مختلف به چالش کشیده شد (هر دو طرف به یک اندازه مقصر بودند)، اما نتیجه نهایی فوقالعاده است. صحنهای که بریتلز به مزار همسر مرحومش سر میزند، با پسزمینهای از رنگهای بنفش و قرمز، طوفانی در راه است، هم بهصورت مجازی و هم در واقعیت. آیا فیلمبرداری در بیابان هرگز اینقدر رنگارنگ و سرزنده بوده است؟ مکانها به طرز نفسگیری به زندگی ویرانگری دوباره جان میبخشند، درخشش دره یادبود در تمام زیباییاش.
این فیلم اثر ماندگاری بر وجدان بیننده از نظر هنر و اجراها (جوآن درو، بن جانسون، ویکتور مکلاگلن و هری کری جونیور همه بهترین بازی خود را ارائه میدهند) به جا میگذارد، اما بهعنوان داستان، بهزحمت از نظر درام گذر میکند. اما البته جان فورد به خوبی میداند چگونه داستان را بسازد و با دقت و عشق واقعی به این ژانر و مواد موجود آن را ساختاردهی میکند. 8/10
در آستانه پایان دوران نظامیاش، "کاپیتان بریتلز" (جان وین) مأموریت نهایی خود را در حالی شروع میکند که سعی دارد دو ستوان هورمونی را که به "میس دندریج" (جوآن درو) علاقهمند هستند، آشتی دهد. یکی از آنها از خانواده نظامی "پنل" (هری کری جونیور) و دیگری مردی کارگر به نام "کوهیل" (جان آگار) است و او به خوبی از بازی با این دو لذت میبرد. برای بدتر کردن اوضاع، "بریتلز" باید این زن و همسر پرشور سرهنگ "ابی" (میلدرد ناتویک) را نیز در مأموریتش همراه ببرد. شاید آپاچیها از همه این ماجراها کمی استراحت باشند. اما اینطور به نظر نمیرسد، زیرا مشخص میشود که بومیها به شدت در حال جنگ هستند و ممکن است چندان اهمیتی نداشته باشد که "دندریج" کدام ریسمان زرد را میپوشد. بازیگران اینجا قوی هستند، همانطور که از یک فیلم جان فورد انتظار میرود، که بهطور کلی تیمی را برای پیگیری ماجراجوییهایش در این ژانر با دوک تشکیل داده است. بن جانسون بهعنوان کهنهسرباز کنفدراسیون "تیری" و همچنین ویکتور مکلاگلن بهعنوان سررشتهدار شوخطبع "کوئینکانون" و گروهی از دوستداران ویسکی، فیلم را بهخوبی پیش میبرند و با اکشن و کمی طنز لطیف، لبخند به لب میآورند در حالی که وین بهطور جذابی بر اوضاع تسلط دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران