من ژولیت بینوش را دوست دارم؛ او بهعنوان بازیگر توانایی تطبیق با نقشهای گوناگون را دارد و به نظرم میتواند از پس هر کاری برآید. با این حال انتخاب این اثر نسبتاً سطحی برای او کمی عجیب بهنظر میرسد. او در این فیلم «ایزابل» است؛ زنی مطلقه در چهلسالگی که دنبال چیزی کمی عمیقتر و رضایتبخشتر در زندگیست. اما شانس با او یار نیست؛ مردانی...
من ژولیت بینوش را دوست دارم؛ او بهعنوان بازیگر توانایی تطبیق با نقشهای گوناگون را دارد و به نظرم میتواند از پس هر کاری برآید. با این حال انتخاب این اثر نسبتاً سطحی برای او کمی عجیب بهنظر میرسد. او در این فیلم «ایزابل» است؛ زنی مطلقه در چهلسالگی که دنبال چیزی کمی عمیقتر و رضایتبخشتر در زندگیست. اما شانس با او یار نیست؛ مردانی که ملاقات میکند یا از تعهد فراریاند یا از او فاصله میگیرند.
آنچه در نود دقیقه بعدی میبینیم تصویری کمرمق، کند و پرگفتوگو از مردانی است که ایزابل با آنها آشنا میشود، با آنها میخوابد و سپس کنار میگذارد یا کنار گذاشته میشود؛ چیزی که بهنظرم هدف جستجوی او را تضعیف میکند. چگونه میتواند آن حس گمشدهٔ تکمیل را بیابد وقتی هرگز دست از جستوجو برنمیدارد؟ فیلم پر از صحنههای جنسی است که گاهی طبیعی و لذتبخش بهنظر میرسند و گاهی صرفاً پایان وظیفهمآب یک قرار یا گفتوگو؛ اما سؤال این است که کجا عمق و محتوا حضور دارد؟
بینوش در اینجا تصویری محکم از زنی ارائه میدهد که همیشه فکر میکند نیمهٔ دیگر چمن سبزتر است؛ زنی که نگرش او میتواند مردانی را که میخواهد از خود دور کند و آنهایی را جذب کند که نمیخواهد. این دایرهٔ کوچکشونده را شخصیتهایی چون ونسَن (گفته شده زاویه بوواوا) و فابریس (برونو پودالیدس) و نیز بازیگر خودشیفته و آزاردهندهای که بدون نام نقش، قوتها و ضعفهای او را خلاصه میکند، بهخوبی نشان میدهد. در کل، فیلم نگاهی مایوسکننده به روابط و طبیعت انسانیست که بارها مسیرهای آشنا را تکرار میکند اما چیز جدید یا چالشی ارائه نمیدهد؛ تماشای آن آسان است اما قطعاً جزو بهترین آثار هیچکس نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران