همین الآن فیلم «شاه» را دیدم؛ تفسیری مدرن از بخشهایی از نمایشنامههای شکسپیر («هنری چهارم» و «هنری پنجم») که ظاهراً مخاطبش نسل هزاره است.
معروف است که بخش زیادی از «هنری پنجم» بر پایه شایعات است، اما سخنرانیهای پیش از نبرد در بارفلور («یکبار دیگر به یورش، دوستان عزیز…») و آژینکور («ما جمعی از برادرانیم») به افسانه تبدیل شده و همچنان تاثیرگذارترین مناجاتهای جنگی دوران ما...
همین الآن فیلم «شاه» را دیدم؛ تفسیری مدرن از بخشهایی از نمایشنامههای شکسپیر («هنری چهارم» و «هنری پنجم») که ظاهراً مخاطبش نسل هزاره است.
معروف است که بخش زیادی از «هنری پنجم» بر پایه شایعات است، اما سخنرانیهای پیش از نبرد در بارفلور («یکبار دیگر به یورش، دوستان عزیز…») و آژینکور («ما جمعی از برادرانیم») به افسانه تبدیل شده و همچنان تاثیرگذارترین مناجاتهای جنگی دوران ما هستند. در «شاه»، سخنرانی پیش از نبرد آژینکور نه برانگیزاننده است و نه الهامبخش؛ چون نسخهای رقیقشده، قرن بیستویکمی و «سیاسی-صحیح» از آن ارائه شده که برایم قابلتحمل نبود.
فیلم، هنری (هال) را صلحطلب و رهبری مردد نشان میدهد؛ مردی مفتون کاترین والوا. اجرای تیموتی شالامه (آمریکایی) در نقش هال بسیار مدرن و قرن بیستویکمی بود و اصلاً قانعکننده نبود؛ انگار از انجام کارهایی که هنری پنجم تاریخی انجام داد، سر باز میزند. صحنههای نبرد بسیار واقعی و فیلمبرداری عالی بود، اما در پایان این یک تعظیم دیگر به نسل حساسِ «سیاسی-صحیح» است: شکسپیر و تاریخ را رقیق و بازنویسی کردهاند تا به لقمههای قابلهضم برای حساسان عصر ما تبدیل شوند.
---
نیمهاقتباسِ قابلِ قبولی است، اما از مصالحهای که صورت گرفته آسیب میبیند.
از یک سو، این صرفاً یک اقتباس تکراری از شکسپیر نیست — مزیتش این است که نگاهی تازه به متن میاندازد — اما بههرحال هنوز بسیاری از عناصر داستانیِ نمایشهای شکسپیر را حفظ کرده است. از سوی دیگر، هرچند نگارش فیلمنامه خوب است، از شعریتِ اقتباسهای مستقیمتر (مثلاً مجموعه «The Hollow Crown») برخوردار نیست.
بازیها گیرا هستند و بهویژه دیدن هنری پنجم بهعنوان یک انسانگرای متفکر بهجای یک فاتح جنگسالار، جالب است. ایدهای جالب — هرچند تا حدی غیرتاریخی — که میتواند بهعنوان نوعی بازتاب یا نقد نسبت به تعارضهای مدرن عمل کند. فیلم بهویژه در پایان بهطور قابلتوجهی از طرح شکسپیر فاصله میگیرد؛ گویی میخواهد تبلیغات قرن شانزدهمی نمایش را به بحثی درباره رئالپولیتیک تبدیل کند. این ایده اصولاً خوب است، اما وقتی قبلاً ساعتی صرف ستایش هنری شده، تاثیر آن تا حدی ضعیف میشود.
از نظر فنی هم چشمگیر است — هم طراحی هنری و صحنه و هم فیلمبرداری عملکرد بسیار خوبی دارند — استانداردهایی که شاید از تولیدات سرویسهای پخش انتظار میروند. در کل، از تلاش برای ارائه رویکردی تازه به منبع استقبال میکنم، اما ترجیح میدهم الهام از تاریخ باشد تا از نمایشی که قرنها بعد نوشته شده.
---
سرانجام فرصتی برای دیدن تیموتی شالامه در نقشی کمی زمختتر فراهم شده بود؛ اما متأسفانه چنین نشد. بازی او از این شخصیت برجستهٔ اوایل قرن پانزدهم مرا سرد گذاشت. طوری نشان میداد که یک وعده غذا هم ممکن است او را از پا درآورد، چه برسد به دشمنی خونخوار زرهپوش با تبر. لهجهاش نسبتاً قابلقبول بود، اما هنوز نتوانسته تصویر شیرین و بیگناهِ او را کنار بگذارد، و از آنجا که عملاً باید بارِ فیلم را به دوش بکشد، این شیوه جواب نمیدهد.
حضورهای کمرنگ رابرت پتینسون تا حدی اغراقآمیز به نظر میرسد؛ حضور نهاییاش یادآور گامهای لرزان اولیهٔ «بامبی» است. خوب است که پلتفرمهایی چنین پروژههایی را تامین مالی میکنند، اما حقیقت ساده این است که هیچ میزان پولی نمیتواند فیلمنامهٔ ضعیف — نوعی «شکسپیر سبک» — را جبران کند، حتی اگر چند چهرهٔ سرشناس مهمان داشته باشند و صحنههای نبرد، بیتردید، چشمگیر باشند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران