جوناس تیلور فردی هست که از حملهی یک بزرگدندان یا همان مگالودون که ادعا میکند به هفتاد فوت میرسید فرار کرده است. اما اکنون باید افرادی که در یک زیردریایی گرفتار شدهاند را نجات دهد و…
جوناس تیلور فردی هست که از حملهی یک بزرگدندان یا همان مگالودون که ادعا میکند به هفتاد فوت میرسید فرار کرده است. اما اکنون باید افرادی که در یک زیردریایی گرفتار شدهاند را نجات دهد و…
خب، وقتی تیتراژ پخش شد نمیتوانم بگویم که تماشای فیلم هدر دادن زمان و پول بود. از دیدنش تا حدودی لذت بردم، اما میتوانست خیلی بهتر باشد.
برای شروع، هدف ساختن فیلم درباره یک «کوسهدایناسور» خونریز و همزمان گرفتن رده سنی PG-13 چه بوده؟ هرکه آن تصمیم احمقانه را گرفته، کاملاً اشتباه کرده است. به نظرم بزرگترین مشکل فیلم همین بود. موقعیتهای زیادی برای واکنش و...
خب، وقتی تیتراژ پخش شد نمیتوانم بگویم که تماشای فیلم هدر دادن زمان و پول بود. از دیدنش تا حدودی لذت بردم، اما میتوانست خیلی بهتر باشد.
برای شروع، هدف ساختن فیلم درباره یک «کوسهدایناسور» خونریز و همزمان گرفتن رده سنی PG-13 چه بوده؟ هرکه آن تصمیم احمقانه را گرفته، کاملاً اشتباه کرده است. به نظرم بزرگترین مشکل فیلم همین بود. موقعیتهای زیادی برای واکنش و صحنهپردازی ناب از دست رفت؛ مثلاً کل صحنه پایانی ساحل به هدر رفت.
فیلمنامه هم البته تا حدی غیرمنطقی بود و حفرههایی داشت که میشد با یک مگالودون از آنها عبور کرد. با این حال این را تا حدودی انتظار داشتم، چون اولاً این فیلم علمیتخیلی و فانتزی است و ثانیاً به نظر میرسد این نوع فیلمها اغلب نویسندههایی در حد متوسط دارند.
با این وجود نکات خوبی هم بود. کتابش را خواندهام و اصلاً خوشم نیامد؛ در نقدم به کتاب ۲ از ۵ ستاره دادهام. دلیل اصلی این بود که کتاب بیشتر شبیه یک ملودرام ضعیف بود تا یک اثر ترسناک/هیجانی؛ پر از شخصیتهای نامطلوب و فریبکار که لذت خواندن را کم میکردند. برای مثال همسر سابق جیسون چنان شخصیتی نفرتانگیز داشت که به تنهایی کتاب را خراب میکرد.
خوشبختانه فیلم آن جنبههای منفی کتاب را تا حد زیادی کم کرده بود. در نهایت تنها یک شخصیت واقعاً نفرتانگیز در فیلم وجود داشت که بهخاطر حماقت خودش به سرنوشت شایستهاش رسید.
پس در کل از دیدن فیلم لذت بردم و بهعنوان علاقهمند به علمیتخیّلات و فانتزی خوشحالم که آن را دیدم. دیدن یک کوسهٔ عظیمالجثهٔ پیشاتاریخی روی پرده سینما واقعاً جذابیت خاصی دارد. حضور جیسون استاتهام تا حدودی فیلم را نجات داده، ولی میتوانست خیلی بهتر باشد.
رعبآوری مناسب کودکان...
لازم است به اظهارنظرهای پس از اکران کارگردان جان ترتلتاب و بازیگر اصلی جیسون استاتهام توجه کنیم. فیلم The Meg آن چیزی نیست که در صفحه خواندهاند یا قرار بود تبدیل به یک اثر خشونتآمیز و تند شود. این قرار بود یک اثر خشن و خونریزِ هیولا در عمق دریا باشد، اما عوامل اجرایی فکر نکردند تبدیلش به محصولی خشن برایشان درآمدزاست، پس آن را طوری کوتاه کردند که مناسب رده سنی «۱۲ سال به بالا» و پر از تماشاگر در سالن سینما شود. شرمآور است.
آنچه به ما رسید، یک فیلم معمولیِ ژانر موجودات است که بعد از دیدن آن اثر پایداری در ذهن نمیگذارد (شاید کسی انتظار آن را هم نداشت)، اما در همان قالب پر کردن وقت، تا حدودی سرگرمکننده است. همه کلیشههای مدرن این ژانر در آن وجود دارد: قهرمانی با گذشتهای دردناک، سرمایهگذار خارج از تخصص، زنان با دغدغههای زندگی، مردی که نمیتواند شنا کند ولی وسط اقیانوس کار میکند! و ادامه ماجرا. دیالوگها گاهی بسیار ضعیفاند و همه چیز شبیه یک ساندویچ پنیرِ کمکیفیت میشود.
استاتهام تقریباً همیشه دیدنی است — به سبک قهرمانان عضلانی اکشن — اما در این نسخهٔ منتشرشده شکاف بین آنچه فیلم میخواست باشد و آنچه شد مشخص است. او خیلی جدی گرفته است، و در این نسخهی منتشرشده این جدیت خندهدار است. بازیگران کمتجربهای او را همراهی میکنند، اما از نظر ظاهر کمبودی نیست (لی بینگبینگ بسیار جذاب، روبی رز هم جذاب و سختگیر ظاهر میشود) و روایت ما را دقیقاً به سمت پایان پیشبینیشدهاش هدایت میکند. چند ارجاع بامزه به فیلم Jaws هست، صحنههای تعلیق قابل قبولی دارد و فیلمبرداری (تام استرن) بسیار تیز و لذتبخش است.
برای لذت بردن بهتر است بدانید فیلم برای ردهٔ سنی «۱۲ سال به بالا» مناسب شده و در نهایت همان فیلم هیولایی تکراری است. فاصلهٔ زیادی با کلاسِ Jaws دارد و شوخطبعیِ Deep Blue Sea را هم ندارد، اما برای پر کردن وقت و بدون توقع زیاد سرگرمکننده است. امتیاز: ۵/۱۰
دیدن یک فیلمِ موجودات دریایی که سرمایهگذاری مالی پشت آن باشد خوشایند است، اما The Meg در نهایت چیز خاصی نیست.
نمرهٔ نهایی: ۲.۵ از ۵ — بخشهایی برایم جذاب داشت، اما بهعنوان یک کل خوب عمل نکرد.
این یکی از تولیدات مشترک بینالمللی است که تهیهکنندگان و ذینفعان زیادی پشتش هستند، پس عجیب نیست که حاصل کار تلفیقی از فیلمهای مختلف شده و نوشتن نقدی کاملاً بیطرف دربارهاش سخت است. مقایسههای واضح با Jaws (1975) و Deep Blue Sea (1999) هستند، اما این فیلم رابطهٔ ضعیفتری با آنها دارد. حتی روی پردهٔ آیمکس هم با وجود تلاش پرانرژی جیسون استاتهام که با یک ابزار ساده این غول را به چالش میکشد، ریتم فیلم کند است. بقیهٔ بازیها و تقریباً تمام دیالوگها — مثل «مسئله سر آدمهایی که از دست میدهی نیست، بلکه سر آدمهایی است که نجات میدهی» — ناامیدکننده و پیشپاافتادهاند و اگر از CGI بهخوبی استفاده نمیشد، بیشتر خندهدار از آب در میآمدند تا دلهرهآور. امیدوارم تونی بیسیل چند پوند گرفته باشد و منتظر دنبالهاش هستم...
«The Meg» تقریباً در مقام یک بلاکباستر اکشنِ سرگرمکننده موفق میشود، اما از نظر من بهراحتی از رسیدن به آن جایگاه باز میماند. صراحتاً بگویم هنگام تماشای فیلم حوصلهام سر رفت. از بازیگران خوشم آمد؛ این تقریباً تمام نکات مثبت برای من بود. افکتها و داستان برای من قانعکننده نبودند.
Jaws (بدیهی است) و حتی Piranha عملکرد بهتری داشتند؛ این فیلم چیز تازهای به زیرشاخهٔ «ماهیهای آدمخوار» اضافه نمیکند. نیمهٔ اول کمی راه خودش را میرود، اما در پایان میتوانست به یکی از آن دو فرنچایز شباهت داشته باشد.
از بازیها خوشم آمد؛ جیسون استاتهام در بهترین حالتش نیست اما همچنان بیدردسر سرگرمکننده است. لی بینگبینگ و سوفیا کای یک مثلث خوب را تشکیل میدهند. کلیف کرتیس هم قابلاطمینان ظاهر میشود. پیج کندی هم بد نیست — او را از سریال تلویزیونی Rush Hour یادم میآید (از معدود کسانی هستم که آن سریال را دیده و لذت بردهاند).
تصور نمیکنم دنباله وضعیت خیلی بهتری داشته باشد. به زودی خواهم فهمید؛ امیدوارم بهتر از این شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران