«لورتا کاستورینی» (شر)، بیوه ای سی و هشت ساله است که با خانواده ی ایتالیایی- امریکایی خود در بروکلین زندگی می کند. او با «جانی کامارری» (آیلو) نامزد کرده و در حین تدارک مقدمات ازدواج، خبر می رسد که مادر «جانی» در سیسیل در بستر مرگ است و او به آن جا می رود. «جانی» برادر کوچک تری به نام «رانی» (کیج) دارد که از پنج سال پیش با او صحبت نکرده است و «لورتا» سعی می کند آن دو را آشتی دهد...
«لورتا کاستورینی» (شر)، بیوه ای سی و هشت ساله است که با خانواده ی ایتالیایی- امریکایی خود در بروکلین زندگی می کند. او با «جانی کامارری» (آیلو) نامزد کرده و در حین تدارک مقدمات ازدواج، خبر می رسد که مادر «جانی» در سیسیل در بستر مرگ است و او به آن جا می رود. «جانی» برادر کوچک تری به نام «رانی» (کیج) دارد که از پنج سال پیش با او صحبت نکرده است و «لورتا» سعی می کند آن دو را آشتی دهد...
با توجه به اینکه مادر "لورتا" (شر) به نظر میرسد در آستانه مرگ است، او تصمیم میگیرد با "جانی" (دنی آیلو) که مردی مهربان اما نسبتاً کسلکننده است، ازدواج کند، اما خیلی زود در وسط یک کینه خانوادگی قرار میگیرد. "جانی" نمیخواهد برادرش "رانی" (نیکلاس کیج) را به مراسم عروسی دعوت کند. "لورتا" تصمیم میگیرد این رفتار کودکانه را به پایان برساند و به سراغ...
دیدگاه های کاربران