«The End We Start From» معرفیِ ماهالیا بلو را بهعنوان کارگردانی نوظهور نشان میدهد که در سالهای آینده باید با دقت دنبال شود، اگرچه قصه بهاندازهای خلاقانه یا تأثیرگذار نیست که رضایت بالاتری ایجاد کند. بلو با دیدی متأملانه و فیلمبرداری جوّی سوزی لاول، نمادپردازیِ مادری را بهخوبی منتقل میکند. با این حال بار فیلم بر دوش جودی کامِر و کاترین واترستون است، و متأسفانه...
«The End We Start From» معرفیِ ماهالیا بلو را بهعنوان کارگردانی نوظهور نشان میدهد که در سالهای آینده باید با دقت دنبال شود، اگرچه قصه بهاندازهای خلاقانه یا تأثیرگذار نیست که رضایت بالاتری ایجاد کند. بلو با دیدی متأملانه و فیلمبرداری جوّی سوزی لاول، نمادپردازیِ مادری را بهخوبی منتقل میکند. با این حال بار فیلم بر دوش جودی کامِر و کاترین واترستون است، و متأسفانه فیلم کاوش عمیقتری در بحران اقلیمی ندارد و این بحران را بیشتر بهعنوان پیشزمینهای روایی بهکار میگیرد. پایان بهیادماندنیتر میتوانست تفاوت بزرگی ایجاد کند. (امتیاز: C+)
در طوفانی تقریباً کتاب مقدسی، مادری بسیار باردار (جودی کامر) در خانه تلویزیون تماشا میکند. برق میرود، آبها میشکند و تلاش برای رساندن او به بیمارستان با کمک دوستپسرش (جویل فراي) و اورژانس آغاز مشکلاتشان است. وقتی خارج میشوند میبینند بخشهای وسیعی از انگلستان زیر آب رفته و آنها برای رسیدن به زمینهای مرتفعتر نزد والدین او میروند. خوشبختانه خانواده از قبل با ذهنیتی محصورانه مقداری غذا ذخیره دارند، اما بهتدریج واحدهای خانوادگی همانطور که جامعه فرو میپاشد، از هم میپاشند. زوج از هم جدا میشوند و مادر بینام باید تا بازگشت نوعی عادیّت، برای خود و نوزادش امنیت بیابد. این فیلم تلاشی شدیداً احساسی از سوی کامر است، با ایفای کوتاه و مؤثر بندیکت کامبرباچ و نقش قوی دوست تازهیافته، کاترین واترستون. داستان تا حدودی مرا به «Children of Men» (2006) یادآوری کرد: یک توالی نسبتاً دلگیر و خاکستری — همراه با چند فلشبک از روزهای خوشتر — دربارهٔ نحوهٔ واکنش افراد در برابر فاجعه، چه خودساخته و چه تحمیلی. روایت کند پیش میرود و برایم سخت بود با آن همراه بمانم. کارگردانی و موسیقی هم نسبتاً کمرمقاند. تصاویر مکررِ خودروها در حرکت، مادر بر دوش داشتن نوزاد، شاد کردن و شیر دادن به نوزاد بهصورت تکراری دیده میشود — و راجع به نوزاد بگویم، واقعاً سریع بزرگ میشود! اگر منظور این باشد که فیلم محکومیتی شخصی و صمیمی نسبت به بیرحمی انسانها در مواجهه با ناامیدی ارائه دهد، تا حدی موفق است؛ اما برای من بخشهایی از آن هدر رفته بهنظر آمد.
قربانیِ آخرالزمانِ زیستمحیطی؟ با من باش — من این فیلم را دوست داشتم. بهندرت مادران نوزادان را بهعنوان شجاعترین شخصیتها روی پرده میبینیم، اما مانند واقعیت، با مادری درنده شوخی نکنید! هنگام تماشا معمولاً دنبال نشانهای میگردم که نشان دهد نوشته توسط یک زن است یا نه؛ در مورد این فیلم مطمئن بودم که زن(ها) آن را نوشتهاند و خوشحال شدم متوجه شدم دو زن نویسندهاند. همچنین کارگردان زن و فیلم نخست اوست که خوشایند است. شیمی بین کامر و واترستون را دوست داشتم. قبلاً واترستون را ندیده بودم و این اجرا من را مشتاق شناخت آثار او کرد. هر دوی آنها شایستگی این نقشها را داشتند و در این اجراها اصلاً به زیبایی خود متکی نبودند. زنان قوی، زنان قوی میسازند! همچنین نوزادان بسیار بامزهای در فیلم هستند؛ سن نوزاد حدود ۴–۵ ماه برایم ایدهآل است. خیلی توصیه میکنم.
این فیلم بیشتر بهواسطهٔ اجراهای باکیفیت، تا یک فیلمنامهٔ درخشان، پیش میرود. در نگاه اول ممکن است فیلمی آخرالزمانی و بقا تلقی شود، اما بهزودی تبدیل به یک درام میانفردی میشود. ایدهٔ فیلم چندان بدیع نیست و فیلمنامه کار جدید یا بسیار زیرکانهای انجام نمیدهد. تنهای گاهی خشکِ آن میتواند کمی بار عاطفی سنگینی ایجاد کند. علت اصلی موفقیت نسبی فیلم، با وجود نقاط ضعفش، اجرای درخشان جودی کامر است که نقش مادری را بازی میکند که در تلاش برای بازگرداندن خانوادهاش است. کامر بهعنوان زنی ناامید و منزوی با تنها یک نخ باریک امید میدرخشد و کاملاً قانعکننده است؛ او بیننده را جذب میکند، شاید تاحدی برخلاف هر تردیدی که ممکن است دربارهٔ پسزمینهٔ پیشپاافتادهٔ داستان داشته باشید. خلاصه اینکه فیلم تا حد زیادی به لطف اجرای برجستهٔ بازیگر اصلیاش سرپا ایستاده است؛ ببینید آیا شما هم با من موافقید یا نه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران