بیتردید فیلمی بحثبرانگیز است...
نوشته و کارگردانی S. Craig Zahler؛ در Bone Tomahawk کِرت راسل، پاتریک ویلسون، متیو فاکس، ریچارد جنکینز و لیلی سیمونز بازی میکنند. موسیقی اثر از Zahler و Jeff Herriott و فیلمبرداری از Benji Bakshi است.
آه بله، ترکیب وسترن و وحشت همیشه کار دشواری است؛ مخصوصاً وقتی میخواهی بینندگان غیرعادی این زیرژانر را جذب کنی. این فیلم با اصالت چشمگیری عرضه میشود و...
بیتردید فیلمی بحثبرانگیز است...
نوشته و کارگردانی S. Craig Zahler؛ در Bone Tomahawk کِرت راسل، پاتریک ویلسون، متیو فاکس، ریچارد جنکینز و لیلی سیمونز بازی میکنند. موسیقی اثر از Zahler و Jeff Herriott و فیلمبرداری از Benji Bakshi است.
آه بله، ترکیب وسترن و وحشت همیشه کار دشواری است؛ مخصوصاً وقتی میخواهی بینندگان غیرعادی این زیرژانر را جذب کنی. این فیلم با اصالت چشمگیری عرضه میشود و در عین حال ادای احترامی هم به آثار کلاسیک وسترن دارد؛ گویی برای جماعتی از دوستداران سینما ساخته شده — جماعتی شبیه قبیلهٔ «تروگلودایت» که جنبهٔ وحشت این داستان را شکل میدهد.
داستان در غرب وحشی رخ میدهد؛ پس از رخدادی که باعث میشود سه نفر از زندان محلی ربوده شوند — بهدست اعضای قبیلهٔ تروگلودایت — چهار مرد برای نجات آنها عازم میشوند.
چقدر دلنشین است وقتی روایت نمیهراسد به یکی از محترمترین وسترنهای تاریخ ادای احترام کند، ولی همزمان هویتی مستقل دارد. Bone Tomahawk قطعاً نظرات را قطبی میکند؛ بخش میانی فیلم شبیه به یک سفرنامه است که با پرداخت شخصیتها و نیاز به چیده شدن بستر برای آنچه در بخش پایانی رخ خواهد داد، پیش میرود. اما اینکه فکر کنیم بخش میانی فیلم صرفاً کند و بیاهمیت است، ناعادلانه است؛ کمدی تاریک نیز در کار است — اسبی نژادپرست؟ واقعاً؟!
فیلمنامه نه تنها با ذکاوت میدرخشد، بلکه پر از درام هم هست؛ درامی که از لجبازی و سرسختی آدمها میآید. چه مردانی که میدانند شاید بهخاطر اشتباه یا سوءمدیریت یا به دنبال رستگاری بمیمیرند، و چه هدف دیگری، این مأموریت ظاهراً احمقانه بهنظر میرسد اما واقعیت پیچیدهتر است. و بدینسان وحشت پا به میدان میگذارد: شخصیتها بهخوبی شکل گرفتهاند، آنها را میشناسیم و نسبت به سرنوشتشان کنجکاو میشویم. پسندیدن یا نپسندیدن بیاهمیت است — ما آنها را میشناسیم؛ پس وقتی فیلم به بخش خشن «B-movie» خود میرسد، فریاد زدن سر صفحه یا دردی همصدا با دیگران واکنشی اجتنابناپذیر خواهد بود. میل به عقبنشینی و تاب خوردن روی صندلی هم هست...
با ریتمی پیچیده، تصویرپردازی زیبا و بازیهای درخشان یک گروه بازیگر برجسته که دنبال ستارهشدن یا مشهور شدن نیستند، Bone Tomahawk یک کار کالتی عالی است. Zahler ممکن است کارگردانی باشد که باید مراقبش بود. ۹/۱۰
***
این یکی از سه وسترنی بود که اخیراً پشت سر هم دیدم؛ دو تای دیگر The Salvation و The Homesman بودند. همهٔ اینها کاملاً از هم متفاوت بودند و من از تماشایشان لذت بردم. معنی عنوان فیلم را قبل از دیدن متوجه شدم — نوعی تبر که توسط سرخپوستان آمریکا استفاده میشده — و منتظر آن لحظه ماندم که بفهمم چرا فیلم این اسم را دارد. وقتی آن صحنه رسید، واقعاً شوک شدم؛ دیدن آن بخش کاملاً ناراحتکننده بود. حس کردم این نسخهٔ وسترنِ The Hills Have Eyes است.
این فیلم در قالب یک road movie است: گروهی در سفری برای نجات کسانی که توسط قبیلهای کوهستانی ربوده شدهاند. نجات در پردهٔ سوم رخ میدهد و بقیهٔ فیلم دربارهٔ چگونگی رسیدن آنها به آن منطقهٔ دورافتاده است. ریتم فیلم کند است و به بیننده اجازه میدهد هر طور که راحت است بنشیند، ولی پس از حدود نود دقیقه روایت تمرکز بیشتری میگیرد و تنش بالا میرود. بهترین بخش فیلم — آنچه هر تماشاگر وسترن منتظرش است — سرانجام میرسد. ساده اما بسیار قوی و آزاردهنده است.
نکتهٔ مثبت بزرگ فیلم بازیگران هستند؛ همه بهترین کارشان را کردهاند. حتی موسیقی و لوکیشنها هم بسیار خوب و مناسباند. یکی از وسترنهای نادری است که با تلفیق وحشت همراه شده. این فیلم با بودجهٔ بسیار کم و طی یک ماه فیلمبرداری شده، اما تولیدی شایسته و کاملاً نامنتظره است. احتمال ساخت دنباله هست، اما فکر میکنم ایدهٔ خوبی نباشد مگر اینکه همان تیمِ سازنده حفظ شود. اگر با روایت آرام مشکلی ندارید، از آن لذت خواهید برد. نسبت به آغازش، پایانش شما را راضی میکند. شاید بهترین وسترن تاریخ نباشد، اما ارزش دیدن دارد. ۷/۱۰
***
وسترن مستقلِ باآرامشی که با بازیگران باکیفیت به اوج تأثیرگذار میرسد
در دههٔ ۱۸۹۰، چهار مرد در جنوب غرب — یک کلانتر (کرت راسل)، معاون پیرش (ریچارد جنکینز)، یک تفنگدار (متیو فاکس) و یک پیشکار گاوچران مجروح (پاتریک ویلسون) — عازم بازگرداندن اسیری میشوند که توسط قبیلهٔ مرموز و بینامی ربوده شدهاند که چند روز سواری آنطرفتر زندگی میکنند. لیلی سیمونز نقش همسر گاوچران را بازی میکند و دیوید آرکِت نقش قانونشکن پستتری دارد. سید هایگ حضور کوتاهی در آغاز فیلم دارد.
Bone Tomahawk (۲۰۱۵) برای یک وسترن مستقل با بودجهٔ تنها ۱٫۸ میلیون دلار و فیلمبرداری در ۲۱ روز، بازیگران نسبتاً خوبی دارد. این اولین فیلمی است که S. Craig Zahler نوشته و کارگردانی کرده و نشان میدهد که او در ساختن فیلمی با کیفیت حتی با بودجهٔ اندک استاد است. فیلم با اطمینان وقت میگذارد تا شخصیتهای جالب و دیالوگهای روزمره اما سرگرمکننده را معرفی کند، که یادآور تارانتینو است. صحنههای خشونتآمیزی هست، اما این وسترنی آرام است که به اوج پاداشدهندهای میرسد.
این وسترنی منحصربهفرد است که سبک تارانتینو را با وسترنهای واقعگرایانهٔ روزمرهای مثل The Homesman (۲۰۱۴) و مستقلهای خشن و تیرهای مثل Cry Blood, Apache (۱۹۷۰) تلفیق میکند. از آن دو اثر برتر است، بهخصوص نسبت به Cry Blood، اما بهخاطر محدودیت بودجه کاملاً در سطح تارانتینو قرار نمیگیرد، هرچند فاصلهٔ زیادی هم ندارد.
مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۲ دقیقه است و در Paramount Ranch، آگوئرا، کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
نمره: B+/A-
***
متأسفانه خیلی چیزها برای نفرت، تنفر و یا حتی تهوع کردن در این اثر هراسناک وجود دارد؛ کمی برایم شرمآور است که چقدر بیصبرانه منتظر پیدا کردن فرصتی تنها برای دیدن Bone Tomahawk بودم. این فیلم از شدت دلخراش بودن نفسم را بند میآورد؛ بیشازحد طولانی، حوصلهسربرتر از دلهرهانگیز و شامل صحنههایی است از جمله پوست کندن سر، خفهکردن و شکافتنِ بدن از کشاله تا چانه. حس میکردم بوفالوی آب در Apocalypse Now کار راحتتری داشت.
فیلم مرا کمی به یاد The Thirteenth Warrior جان مکتیِرن انداخت (با اندکی شباهت به Quest for Fire). در آن فیلم، یک دیپلمات عرب با بئوفُل و همراهانش همسفر میشود و خون مانند سس اسپگتی جاری میشود وقتی «گیتها» با قبیلهای که عنکبوت را میپرستد میجنگند.
اینجا، گروه کوچکی از ساکنان جنوبغربِ دههٔ ۱۸۹۰ برای مأموریت نجات به سرزمینهای بدِ صحرایی میزنند که توسط جمعی از «تروگلادیها» نگهداری میشود. در حالی که مکتیِرن روایت را با ریتمی خردکننده هدایت میکند، Bone Tomahawk استخوانها را خرد میکند، پوستها را میبرد، و اندامهای جنسی را تقسیم میکند و شخصیتها را بهشکلی تقریباً دوستنداشتنی نشان میدهد. کِرت راسل، مردی با صدایی زمخت و نگاهی سرد، آنقدر کنترلشده بازی میکند که آتشِ نقشهایش در Tombstone تقریباً خاموش بهنظر میرسد.
احتمالاً فیلم تلاش دارد قهرمانان را معیوب و باورپذیر نشان دهد، اما ما از پیادهرویِ بیپایان در بیابان جنوبغرب و کاربرد زبان آشفتهٔ شخصیتها خسته میشویم.
در حال نوشتن این مطلب، کمکم نظرم دربارهٔ یکنواختی شخصیتها تغییر میکند؛ شاید آنها به سبک خودشان ضدقهرمانان طبقهٔ کارگر باشند، اما من دلم میخواست مقدار بیشتری از خشونت و بیرحمی از سوی «قهرمانان» ببینم.
الان میفرستم و امیدوارم همسرم برای شام اسپاگتی نپخته باشد.
***
در صحنهای که یکی از اهل شهر کشته میشود و سه نفر ربوده میشوند، کلانتر «هانت» (کِرت راسل) تکهای از سلاحی ساختهشده از استخوان پیدا میکند و این او را به این باور میرساند که قبیلهای تروگلودایت که در غارهای دوردست زندگی میکنند پشت این جنایتاند. او که دلیل عجیب آمدنشان به «برایت هوپ» را نمیداند، مرد مجروحِ همسر یکی از ربودهشدگان (پاتریک ویلسون)، معاون همیشگیاش «چیكوری» (ریچارد جنکینز) و تفنگدار تنها «برودر» (متیو فاکس) را برای نجاتشان فرا میخواند. آنها قبلاً هشدارهایی دربارهٔ این جنگجویان شنیدهاند، و خیلی زود درمییابند که سلاحهایشان بهاندازهٔ تفنگهایشان کارآمد است و وحشیگریشان به سن یا جنسیت رحم نمیکند. کمکم علت خشمشان را درمییابیم، اما با وجود اینکه گروه بهطرز ناامیدکنندهای کمشمار، عقبافتاده و کمتجربه است، چه شانسی دارند که سرنوشت آنهایی را که دستگیر شدهاند تکرار نکنند؟ ابتدا حس کردم راسل برای این نقش زمخت کمی سبک است، اما او وقتی وارد بیابان و قلمرو این بازماندگان کمپوش اکسیستانس پیشاتاریخ میشویم، عملکرد قویای از خود نشان میدهد. فیلم ذاتاً خشونتآمیز و گاهی اوقات صریح است و کارگردانی پرتنش باعث میشود ترس آنچه بر این گروه کمتجهیزات میرود، طبیعی و قابل لمس بهنظر برسد تا اینکه از پیش طراحی یا ساختگی جلوه کند. ویلسون هم فراتر از نقشهای معمولش ظاهر میشود و «آرتور» مصمم خود را از این منطقهٔ بیرحم عبور میدهد، شاید بهامید نجات همسرش از سرنوشتی واقعاً هولناک. این ممکن است وسترن باشد، اما عناصر وحشت در آن واقعاً زنندهاند؛ دیدنشان ناخوشایند است اما ارزشش را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران