در زمان آینده یک کمپانی که رباتی غول پیکر برای مبارزه با جرایم ساخته تبدیل به خطری برای مردم می شود.وقتی افسر پلیسی به نام "الکس مورفی" به وسیله مجرمهای خیابانی کشته می شود کمپانی فرصت خوبی برای بدست آوردن محبوبیتش بین مردم پیدا می کند.آنها بدن "مورفی" را تبدیل به رباتی پلیس می کنند و...
در زمان آینده یک کمپانی که رباتی غول پیکر برای مبارزه با جرایم ساخته تبدیل به خطری برای مردم می شود.وقتی افسر پلیسی به نام "الکس مورفی" به وسیله مجرمهای خیابانی کشته می شود کمپانی فرصت خوبی برای بدست آوردن محبوبیتش بین مردم پیدا می کند.آنها بدن "مورفی" را تبدیل به رباتی پلیس می کنند و...
نامزد دریافت ۲ جایزه اسکار؛ در مجموع ۱۷ جایزه و ۱۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1001
آه، ۱۹۸۷، چه سالی برای سینما. یکی از دستاوردهای بینظیر در جلوههای عملی در این سال، رابوکاپِ پل ورهوفن است. این یکی از همان فیلمهای قدیمی است که عشق من به آن ریشه در نوستالژی ندارد؛ برای اولینبار تا سال ۲۰۱۳، در اوایل دههٔ سوم زندگیام، آن را ندیده بودم. نمونهای برجسته از دورهٔ خود است، و در عین حال فیلمی عالی بهتنهایی.
امتیاز نهایی: ★★★★...
آه، ۱۹۸۷، چه سالی برای سینما. یکی از دستاوردهای بینظیر در جلوههای عملی در این سال، رابوکاپِ پل ورهوفن است. این یکی از همان فیلمهای قدیمی است که عشق من به آن ریشه در نوستالژی ندارد؛ برای اولینبار تا سال ۲۰۱۳، در اوایل دههٔ سوم زندگیام، آن را ندیده بودم. نمونهای برجسته از دورهٔ خود است، و در عین حال فیلمی عالی بهتنهایی.
امتیاز نهایی: ★★★★ — جذابیت بسیار قوی. یکی از موردعلاقههای شخصی.
آنها تو را تعمیر میکنند. آنها همهچیز را تعمیر میکنند.
در روز نخست گشتزنی در خیابانهای دیترویت، افسر مورفی توسط رهبر تبهکاران شناختهشده، کلارنس بودیکر، بهصورت بیرحمانه کشته میشود. دانشمندان شرکت OCP از بقایای بدن مورفی استفاده کرده و یک پلیس سایبورگ کاملاً مسلح میسازند؛ کسی که میتواند برای همیشه خیابانها را از جرم پاک کند.
پل ورهوفن در طول دوران حرفهایاش القاب زیادی شنیده است: دیوانه، چالشبرانگیز و آرمانگرا. اینجا، در نخستین فیلم آمریکاییِ شناختهشدهاش، همهٔ این ویژگیها را به نمایش میگذارد. روی کاغذ (و حتی از روی عنوانش) رابوکاپ شبیه یک فیلم علمیتخیلی اکشنِ معمولی بهنظر میرسید و تم اولیهاش چندان نو نبود. اما ورهوفن نویسندگان ادوارد نویمایر و مایکل ماینر را کنار خود داشت و آنها فیلمنامهای برتر نوشتند تا دید ورهوفن را کامل کنند. امروز پذیرفتهشده است که رابوکاپ نقدی هجوآمیز بر توتالیتر شدن و فساد شرکتی است؛ موضوعی که در ابتدا برای تماشاگران فصلِ بلاکباستر چندان آشکار نبود، اما فیلم تحت بازنگریهای منتقدانه و کندوکاوهای عمیق تابآورده است.
با فیلمنامهای که میخواست، ورهوفن از خاطرات کودکی خود — زمانی که خانهٔ خانوادهاش در هلند توسط ارتش آلمان اشغال شده بود — الهام گرفت و عنصر ویرانی را وارد کرد، همراه با مهارت فنی بالا. ورهوفن تصویری آشفته و بیپروا از این دیترویت (صحنههای فیلمبرداری واقعی در بخشهایی از تگزاس گرفته شد) میسازد؛ نماهای مایل و پیچشهای عجیب در سراسر فیلم دیده میشود و جلوههای ویژه حتی امروز هم تماشاییاند. رابوکاپ بسیار خشن است، بهویژه در نسخهٔ کارگردان که اکنون بهوفور در دسترس است، اما حتی در تکاندهندهترین صحنهها فیلمی تند و پرانرژی است و از آنجایی که شخصیتها به اندازهٔ قهرمانِ عنوان بیرحم بهنظر میرسند، ترکیب علمیتخیلیِ دیوانهوار و واقعگرایی انسانی با تماشاگر همخوانی پیدا میکند؛ نتیجه این است که ورهوفن نشان میدهد چقدر میتواند کارگردانی برجسته باشد.
پیتر ولر لباسِ روبات را بر تن میکند (طبق گفتهها هفتهها رنج کشیده است) و آنطور که لازم است بازی میکند، و نانسی آلن در نقش همکارش آن لوئیس حسابی قدرتمند ظاهر میشود. اما بازیگران نامطلوب و زشتاندیش فیلم — رانی کاکس، میگل فرِر و بهخصوص کِرتوود اسمیت — بیشتر نظرها را جلب میکنند، که طبیعت فیلمنامه به آنها کمک شایانی میکند. گفته میشود ورهوفن روی صحنه آدم سختگیری است و از همه چیز میخواهد؛ گاهی حتی مولد افکار خشونتآمیز در ولری مهربان شده است. اما کمتر کسی از کسانی که در رابوکاپ حضور داشتند اکنون میتواند بگوید نتیجهٔ نهایی ارزشش را نداشت، چون آنها با هم یک کلاسیک ژانر ساختند.
امتیاز: 9/10
این فیلم را بارها در طول سالها دیدهام و همچنان از لحاظ داستان و هجو قابل دفاع است، هرچند برخی جلوهها تاریخمصرفشان گذشته (بهویژه مرگ یکی از شخصیتها که از پنجره سقوط میکند). غیر از این، یک فیلم اکشن-اکشن مهیج و خونینِ دههٔ ۱۹۸۰ است که دنبالهها و بازسازی و بهخصوص قسمت سوم نتوانستند به آن برسند. امیدوارم «RoboCop Returns» پیشنهادی در جایی موفق شود که دیگران ناکام ماندند، اما امید زیادی ندارم.
امتیاز: 4.25/5
پیتر ولر نقش پلیسی بهنام مورفی را بازی میکند که در اولین روز گشتزنیاش نتوانست از هرجومرج بیرحمانهٔ دیترویت جان سالم بهدر ببرد. خوشبختانه شرکت Omni (OCP) در حال طراحی طرحهایی برای یک ابرپلیس نیمهخودکار و کاملاً مسلح بوده و مورفی را در زرهای خارقالعاده — هرچند کاملاً دستوپاگیر — ادغام میکنند که به او امکان انجام وظایف جدیدش را بدون ترس از آسیب میدهد. خیلی زود اما میفهمد که در میان شبکهای از فساد گرفتار شده است. آیا میتواند زنده بماند، همکارش آن (نانسی آلن) را محفوظ نگه دارد و نقشهٔ شیطانی را نقشبرآب کند؛ نقشهای که شاید با همان جنایتکارانی مرتبط باشد که او را برای مردن رها کردند؟ با شتاب و آتشبازی زیاد، داستان به سوی نتیجهٔ نسبتاً واضحش پیش میرود. ریتم بالا و دیالوگهایی تا حدی پیشپاافتاده دارد — همه چیز عادی و قابلقبول است، اما بهمرور تاریخمصرف پیدا کرده. ولر عملکرد قابلقبولی دارد، اما من شخصاً ترجیح میدادم آرنولد در نقش باشد تا کمی جذبه و طنز به این اثر نسبتاً خشک و آیینی اضافه کند. تماشای آن کاملاً ممکن و لذتبخش است، اما نمیتوانم آنچنان از آن تمجید کنم.
یک جمله معروف فیلم: «برای یک دلار و ده سنت هم میخرمش.»
این یکی از شاهکارهای ورهوفن است. ترکیبی از اکشن و پارودی و کارگردانی در صورت دررو روی بیننده که ورهوفن را یک قدم از تارانتینو جلو میاندازد، چون تارانتینو گاهی با شخصیتهای تکبعدی تماشاگرانِ ریزهخوار را دست میاندازد، در حالی که ورهوفن به هرکسی ابعاد متعددی میدهد. در اینجا، نیروی پلیس بهلطف فساد رو به زوال میرود و جرم تبدیل به بت میشود — دیدن آینده! شرکتهای بزرگ ادعا میکنند که با تجهیز کردن نیروها مثل نظامیها، پلیس را اداره میکنند. یک پلیس کوچک، مورفی، با خطرناکترین تبهکار درگیر میشود؛ این تبهکار ممکن است با ظاهر و دیالوگهایش تو را بخنداند، اما مرگبار است. رئیس بزرگ شرکت فردی مسن است که به زودی قرار است بازنشسته شود و معاونش «دیک» نام دارد—اسمش هم برازندهاش است. در همین حین جوانی جاهطلب (نقشی شبیه ضدقهرمان) که میگل فرِر آن را بازی میکند، از «دیک» هراسی ندارد. شاید برخی صحنههای مشهور را دیده باشید و حتماً شعار «برای یک دلار و ده سنت هم میخرمش» را شنیدهاید که دارد به همان شعار مزخرف و طنزآمیزی تبدیل میشود که موردنظر است. پیتر ولر نقش مورفی را دارد و نانسی آلن نقش همکار وفادارش را بازی میکند که یکی از آدمبدها او را از پا درمیآورد، اما او بازمیگردد. کمدی سیاه این فیلم به آن کمک میکند تا تبدیل به کلاسیکی شود که هست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران