کِلر در کودکی اش مورد آزار قرار گرفته و سالهاست از این موضوع رنج می برد. او و همسرش برای روشن کردن حقایق به سوی خانه دوران کودکی کلر حرکت می کنند و در آنجا ...
کِلر در کودکی اش مورد آزار قرار گرفته و سالهاست از این موضوع رنج می برد. او و همسرش برای روشن کردن حقایق به سوی خانه دوران کودکی کلر حرکت می کنند و در آنجا ...
برای برخی سازندگان فیلمهای ترسناک، شکلدادن ژانر وحشت بر اساس تصور خلاقانهشان کاری آشناست. ژانر وحشت بوم گستردهای است که فیلمسازان میتوانند انواع ترس و تعلیق را بهصورت هنری در آن شکل دهند. جیمز کالن براساگ هم از این قاعده مستثنی نیست؛ او با بستنیوارهای از خوشگذرانیِ لذتجویانه در پوشش وحشت کار میکند. بتانی (Bethany) روایتِ کابوسواری است که بر پایهی عناصری آشنا و شنمایی...
برای برخی سازندگان فیلمهای ترسناک، شکلدادن ژانر وحشت بر اساس تصور خلاقانهشان کاری آشناست. ژانر وحشت بوم گستردهای است که فیلمسازان میتوانند انواع ترس و تعلیق را بهصورت هنری در آن شکل دهند. جیمز کالن براساگ هم از این قاعده مستثنی نیست؛ او با بستنیوارهای از خوشگذرانیِ لذتجویانه در پوشش وحشت کار میکند. بتانی (Bethany) روایتِ کابوسواری است که بر پایهی عناصری آشنا و شنمایی گذاشته شده و تا حدی سورئال است، اما در ارائهی تروما و اتمسفرش معمولاً یکنواخت و تکراری به نظر میرسد. با این حال، جوانِ فیلمساز استعداد و انگیزهای پشت دوربین دارد که در تلاشهای فراطبیعیِ فیلم حس میشود؛ اما ۹۰ دقیقهی فیلم در نهایت حس بازتولید، شلختگی و ساختگی بودن را القا میکند.
بتانی اغلب از فرمول آشنای کتابچهی راهنمای وحشت پیروی میکند؛ کاش براساگ جرئت میکرد از این مسیر پیشپاافتاده منحرف شود تا شاید نمایشِ خراشانگیزتر و غیرقابلپیشبینیتری پدید آید. در اصل، بتانی فهرستی از کلیشههای سوزانِ دنبالِ نقطههاست: خانهی تسخیرشده، دختربچهای گرفتار و تسخیرشده، رویدادهای عجیب در تاریکی، بیتفاوتی و سرگردانی زوجین و حضور مادری رنجور در سایهها. متأسفانه اجزای مشکوک و عجیبِ فیلم بیشتر شبیه قطعاتی هستند که کنار هم گذاشته شدهاند تا داستانی خمود و پرتنش را روایت کنند.
داستان حولِ آرون (با بازی زاک وارد، از فیلمنامهنویسان فیلم) میچرخد؛ تاجر جوانی که همراه همسرش کلِر (استفانی استس) به خانهی قدیمی و درخور توجهی که به ارث بردهاند نقلمكان میکنند و با گذر زمان این انتخاب برایشان هزینهساز میشود. در واقع، آن خانه قبلاً محل زندگی کودکی کلِر بوده. فیلم بیشتر روی کلِر متمرکز است؛ او که مدام با خاطرات کودکی و زخمهای گذشتهاش بمباران میشود و این خاطرات روح او را آزار میدهد. خانهی ترسناک همهی هرجومرج و فساد ذهنی آن کلِر کوچک را که در فلاشبکها همراه با مادر مشکلسازش، سوزان (با بازی شنِن داهرتی)، نشان داده میشود، دوباره فعال میکند. آنتاگونیستِ اصلی که بیشتر از همه کلِر را تعقیب میکند، دوست خیالیاش «بتانی» است—روحی متجاوز که خواهان توجه کامل اوست. حضور بتانی بیتوجهیبردار نیست و رویدادها بهتدریج زیر سقف ترسناک خانه تند و تیزتر میشوند؛ از ظرفی پر از سوسک که از غذای کلِر بیرون میریزد تا دیگر اتفاقات عجیبتر.
کلِر چگونه باید با توهمات خانگی مکررش روبهرو شود؟ یا بهتر بگوییم، چگونه میتواند با شیاطینِ شخصیاش، که به شکل فروپاشی روانی و اشتباهگرفتن واقعیت نمود یافتهاند، مقابله کند؟ در این میان روانشناسِ زوج، دکتر براون (با بازی متفاوتِ طوم گرین)، تلاش میکند به ریشهی وضعیت آشفتهی بیمارِ خودش پی ببرد.
بتانی میخواهد وضعیت ذهنیِ سؤالبرانگیزِ قهرمان مضطربش را مورد کندوکاو قرار دهد و این ایده روی کاغذ جالب است. اما نویسندگانِ مشترک، براساگ و وارد، در اجرا ناکام میمانند؛ فیلم عمق، ساختار یا قیدوبندهای خلاقانهی کافی برای کشفِ این افشاگری دربارهی توانایی (یا ناتوانی) روانیِ زن آسیبپذیر را ندارد. حاصل بیشتر شبیه وعدهای نیمبند است تا چالشی جدی برای بررسی دینامیکهای ناسالمِ زنِ شکستهای که گذشتهای پرفرازونشیب دارد. بیننده بیتفاوت میماند که آیا آزارهای روحیِ کلِر واقعیاند یا صرفاً ساختهی خیال بیمارگونهی او.
متأسفانه تکنیکهای ناآرامِ براساگ و بازیِ پریشانِ استس که با فلاشبکها و بهیادآوریهای مرموز همراه شدهاند، مصنوعی به نظر میرسند. آثار ترسناک اخیر دیگری که موضوع زن گمشدهای که در خانهای پر از خاطره عقلش را از دست میدهد را کاوش کردهاند، از دید مخاطب تازه بهتر پذیرفته شدهاند؛ فیلمهایی مانند The Eyes of My Mother و Darling (۲۰۱۶) بهراحتی از این طرح که بتانی نیز دنبال میکند برترند.
با این همه، بتانی دارای چند اجرای نسبتاً خوب است، بهویژه بازیهای شناختهتران در نقشهای مکمل: طوم گرین بهعنوان رواندرمانگری غیرمعمول و شنِن داهرتی بهعنوان مادری گمراه. اما مخاطب این صحنهها را بارها دیده است و هیچ چیز واقعاً متمایز یا جسورانهای در فیلم نیست که آن را فراتر از یک رولرکاستِ معمولیِ خشونتآمیز و مبتنی بر ترسهای سطحی قرار دهد. حیف است که گوشتِ مکبریانتری روی این استخوانِ هیستری خانگیِ زن مجروح و در آستانهی فروپاشی وجود نداشت.
نقد از: فرانک اوچنگ (۲۰۱۷)
-------------------------
امتیاز کوتاه دیگر: 33/100
زنی خانهی کودکیاش را از مادرِ متوفی به ارث میبرد... و دوست خیالیاش انگار هنوز در دیوار زندگی میکند. این فیلم در واقع رشتهای طولانی از صحنههای نهچندانترسناک است، یکی پس از دیگری، بدون پیشرفت واقعی در داستان. تا اینکه به پایانی میرسد که عجیباً هم بیمارگونه است، هم غمانگیز و هم مضحک — DrNostromo
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران