فیلم درباره دو دختر است که رابطه دوستی شدید و خطرناکی دارند. یکی از انها چارلی نام دارد که تنها ۱۷۷ سال دارد و با شک، سرخوردگی و تنهایی شکنجه شده است. وقتی که سارای زیبا و با اعتماد به نفس از راه می رسد، این دو جدایی ناپذیر می شوند و چارلی باز دوباره احساس سرزندگی می کند، اما…
فیلم درباره دو دختر است که رابطه دوستی شدید و خطرناکی دارند. یکی از انها چارلی نام دارد که تنها ۱۷۷ سال دارد و با شک، سرخوردگی و تنهایی شکنجه شده است. وقتی که سارای زیبا و با اعتماد به نفس از راه می رسد، این دو جدایی ناپذیر می شوند و چارلی باز دوباره احساس سرزندگی می کند، اما…
بعضی دوستیها خیلی زود زخم عمیقی بر زندگیات میگذارند.
این فیلم تا حد زیادی نسخهای فرانسوی از فیلم «Thirteen» (2003) بهشمار میآید. دربارهٔ دو دختر ۱۷ ساله است: چارلی، دختری منزوی مبتلا به آسم، و سارا، دختری تند و مرموز با گذشتهای مبهم. دوستی تازه و غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد و همهچیز را با هم شریک میشوند. اما درست مثل سرعت پیدایش نزدیکی، رازهایشان هم...
بعضی دوستیها خیلی زود زخم عمیقی بر زندگیات میگذارند.
این فیلم تا حد زیادی نسخهای فرانسوی از فیلم «Thirteen» (2003) بهشمار میآید. دربارهٔ دو دختر ۱۷ ساله است: چارلی، دختری منزوی مبتلا به آسم، و سارا، دختری تند و مرموز با گذشتهای مبهم. دوستی تازه و غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد و همهچیز را با هم شریک میشوند. اما درست مثل سرعت پیدایش نزدیکی، رازهایشان هم خیلی سریع برملا میشود و سریای از تعارضها آنها را به فاصله و کینه سوق میدهد. این فیلم برگرفته از رمانی همنام است. دومین تجربهٔ کارگردانی ملانی لورانست که در آن موفق عمل کرده است.
درامی پرتنش از ابتدا تا انتها. داستان صرفاً روی این دو دختر تمرکز دارد: اولین دیدارشان، شکلگیری رابطه و پایان ماجرا. دیگر شخصیتها به ندرت وارد قاب میشوند و تنها دیالوگ یا نقش اندکی دارند. نیمهٔ اول فیلم شباهت زیادی به نیمهٔ اول «Heavenly Creatures» دارد و به خوبی پیوند ناپسندیدنیِ دو دختر را که با هم شیطنتها و کارهای پرخطر انجام میدهند نشان میدهد. نیمهٔ دوم اما بیشتر شبیه نیمهٔ دوم «Thirteen» است: فضایی نزاعآلود شبیه «مشاجرهٔ دخترانه» معمول، اما تا حدی از اغراق میپرهیزد و کلیت اثر را قابلقبول نگه میدارد.
«با تو حال بدی دارم. دروغ میگویم، سخت میشوم. تو باعث میشوی نقش آدم بد را بازی کنم. این غیرقابلتحمل است.»
چه چیزی باعث میشود دو دوست صمیمی یکدیگر را متنفر شوند—یک پسر؟ داستان از این نقطه تغییر مسیر میدهد و این تبدیل، نقطهٔ عطف قصه است. اما فیلم فقط دربارهٔ رقابت بر سر یک پسر نیست؛ چیزی عمیقتر در قلب روایت قرار دارد: نقاط ضعف هر کدام تبدیل به سلاحی علیه دیگری میشود. چرخهٔ نقش گرفتن بهعنوان قربانی و قربانی کردن دیگری نسبتاً متوازن است. احساسات پیچیده و گاهاً نامفهوم نوجوانی با توالی اتهامها و بخششها داستان را پیش میبرد.
چیزی که برایم سوالبرانگیز بود—مثل بسیاری از فیلمها—دیدن مستقیم شخصیت توسط دوربین در پایان است. دلیل این تردید این است که کل فیلم چیزی را توضیح میدهد، اما آن قاب آخر معنای متفاوت و چندبعدیای میدهد؛ شاید نشانهای از اصلاح یا دگرگونی، چه بهسمت بهتر و چه بدتر. برای درک کامل باید خودتان ببینید.
اجرای دو بازیگر اصلی چشمگیر است. موسیقی، لوکیشنها و دیگر عناصر فنی خوباند و تا آخر داستان را با همان شدت حفظ میکنند؛ تا اینکه ناگهان با یک پیچش شوکهکننده همهچیز رها میشود. این تغییر ناگهانی و غیرمنتظره کمی ناامیدکننده بود؛ پایان میتوانست محکمتر و مناسبتر باشد. با این حال، در مجموع فیلم درامی نوجوانانهٔ خوب است که تبدیل عشق و اعتماد به نفرت و انزجار میان دو شخصیت را به نمایش میگذارد.
7/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران