در مورد فیلمهای خشونتآمیز، دو دل هستم. از تماشای فیلمهایی درباره نبردهای واقعی و تاریخی معمولاً پرهیز میکنم، چون میدانم آدمهایی واقعی کشته شده یا آسیب دیدهاند؛ پسران و دختران، خواهران و برادران، مادران و پدران… حتی کودکان. فکر بازآفرینی آن مرگهای غمانگیز (حتی اگر قهرمانانه باشند) برایم بسیار دردناک است.
با این حال، اگر موضوع تهاجم بیگانهها باشد، کاملاً مشتاق تماشا هستم. خیال جنگ برایم...
در مورد فیلمهای خشونتآمیز، دو دل هستم. از تماشای فیلمهایی درباره نبردهای واقعی و تاریخی معمولاً پرهیز میکنم، چون میدانم آدمهایی واقعی کشته شده یا آسیب دیدهاند؛ پسران و دختران، خواهران و برادران، مادران و پدران… حتی کودکان. فکر بازآفرینی آن مرگهای غمانگیز (حتی اگر قهرمانانه باشند) برایم بسیار دردناک است.
با این حال، اگر موضوع تهاجم بیگانهها باشد، کاملاً مشتاق تماشا هستم. خیال جنگ برایم هیجانانگیز است، هرچند باید به این فکر باشم که چنین فیلمهایی چطور خشونت و جنگ را جلال میدهند؛ در عین حال از این لذت گناهآلود لذت میبرم و دچار تضادم.
از امتیاز پایین فیلم تعجب کردم. آیا فیلمهای این ژانر دیگر زیاد شدهاند و تماشاگران خسته شدهاند؟ آیا این خستگی نسبت به موضوع جنگ نشانهای است از اینکه جهان/کشورها از جنگ خسته شدهاند؟
من زیاد فیلم تماشا نمیکنم، بنابراین از دید من این فیلم تکراری نبود. فیلمنامه را منسجم و حسابشده دیدم؛ همینطور نگارش شخصیتها؛ پروفایلهای کوتاه و گویا — یک نگاه یا یک اشاره کافی بود تا تقریباً همهچیز درباره یک شخصیت دستگیرتان شود.
از «شِیکیکم» خوشم نمیآید، اما فکر میکنم در برخی سکانسهای نبرد بهخوبی استفاده شده بود. هرچند خودم هرگز در چنین وضعیتی نبودهام، اما دوربین حس ترس نفسگیر و سرگردانی از زیر آتش و بمباران را منتقل میکرد؛ وقتی حتی نمیدانی آتش از کجا میآید و در خود فرو میروی و وجودت را زیر سؤال میبری.
موضوع فیلم آشناست — یک کهنهسرباز سختکوش مسئول عدهای سرباز جوان — موضوعی که در فیلمهای زیادی دیدهایم (مثل Heartbreak Ridge و نمونههای دیگر). فکر میکنم ارتباط بیشتری هم با کهنهسربازان نظامی ایجاد میکند؛ چیزی که تودههای غیرنظامی هرگز کاملاً درکش نمیکنند (بدون اهانت؛ فقط واقعیت است — من هم خدمت کردم اما هرگز هدف گلوله قرار نگرفتم). از تجربهام، نمایش زندگی نظامی و مأموریت تا حد زیادی دقیق بود: تجهیزات، تاکتیکها، ضعفها، درجات، اختلاف سنی، دلخوریها، «پشتت را دارم»، حس وظیفه و تعهد به مأموریت؛ هرگز دست نکشیدن، هرگز تسلیم نشدن.
شاید فرمول فیلمنامه قابل پیشبینی باشد، اما برای من غافلگیریهای زیادی هم داشت. اگر همیشه این نوع فیلمها را تماشا میکردم شاید به اندازه برخی از منتقدان بدبین میشدم.
واقعاً از این فیلم لذت بردم — بهش 8 از 10 دادم؛ احتمالاً اگر بیطرفتر بودم 7.5 میدادم، ولی به نظرم لیاقت امتیاز بهتری دارد.
اخیراً افشاگریهایی از منابعی مانند بیگلو و الیزاندو مطرح شده که تقریباً تأیید میکنند ما مورد بازدید موجودات بیگانه قرار گرفتهایم. و چه میدانید، شاید آنها تصمیم بگیرند آبمان را بردارند پیش از آنکه خودمان بیش از این آن را آلوده کنیم، در حالی که روزبهروز به نابودی هستهای نزدیکتر میشویم.
Battle: Los Angeles فیلمی از 2011 است که ویکیپدیا آن را «فیلم اکشن پسا-آخرالزمانی با تم علمی-تخیلی نظامی» توصیف میکند. ترکیب ژانرها در ظاهر زیاد است، اما کارگردان موفق شده همهچیز را جمع و جور کند. خلاصه رسمی فیلم این است:
زمین توسط نیروهایی ناشناس مورد حمله قرار میگیرد. در حالی که مردم شاهد سقوط شهرهای بزرگ دنیا هستند، لسآنجلس آخرین سنگر بشریت میشود در نبردی که هیچکس انتظارش را نداشت. یک گروهبان تفنگداران دریایی و گروهش باید خطی در شنها بکشند و با دشمنی مواجه شوند که هرگز پیش از این ندیدهاند.
من این فیلم را بار اول در سینما دیدم و دیدن دوبارهاش هم همینقدر لذتبخش بود. چیزی که این فیلم را متمایز میکند این است که اگرچه اساساً فیلمی علمی-تخیلی درباره تهاجم بیگانههاست، اما مانند یک فیلم جنگی ساخته شده است. همانند آثاری مثل Monsters: Dark Continent و Dog Soldiers، این فیلم درباره سربازان با حضور بیگانههاست، نه فیلمی درباره بیگانهها که صرفاً سربازان در آن حضور دارند — تفاوتی بزرگ.
چند چهره آشنا در فیلم هستند: آرون اکارت، میشل رودریگز، مایکل پنا و جویی کینگ جوان. همه در نقشهای خود خوب ظاهر شدهاند، اما این فیلم بر پایه بازی ستارهای نیست، بلکه یک اثر مهیج و پرانرژی است.
خود داستان ساده است: مأموریت اول رساندن به یک ایستگاه پلیس و نجات غیرنظامیان. در مسیر شاهد نبردهای شهریای هستیم که شبیه ویدئوهای مناطق جنگی است، اما اینبار در آمریکا و در محیط شهری آشنای خودمان. سپس تمرکز به یک مأموریت جستجو و نابودی منتقل میشود و همهچیز به یک پایانبندی پر از اکشن میرسد. انتخاب سازندگان برای نهنمایاندن کامل دشمن هم به این آشوب و تنش افزوده است.
این فیلمی است برای وقتی که میخواهید تفریحی و بیخیال ببینید؛ ریتم خوب و لحظات سرگرمکننده فراوانی دارد که تا پایان تماشاگر را درگیر نگه میدارد.
این فیلم تهاجمی و واقعگرایانه است و داستانش را با واقعگراییای روایت میکند که برای این ژانر کمنظیر است. من از امتیاز پایینش در سایتها شگفتزدهام. Battle: Los Angeles داستانی زمخت و واقعی از آنچه ممکن است در صورت تهاجم فرازمینی رخ دهد نشان میدهد. اینجا خبری از شخصیتهای غولپیکر و اغراقشده مثل Independence Day نیست — فقط سربازانی شجاع که برای نجات جان کسانی که دوست دارند میجنگند. واقعگرایی فیلم حال و هوای Black Hawk Down با بیگانهها را به وجود میآورد. حتی با اینکه فیلم بیش از یک دهه از ساختش میگذرد، استفاده هوشمندانه از CGI کهنه به نظر نمیرسد و از خیلی فیلمهای امروز بهتر به نظر میرسد. آرون اکارت با اجرای قوی و اصیلش، هدایت این گروه از تفنگداران را برعهده دارد و فیلم را محکم پایهگذاری میکند. Battle: Los Angeles نواقصی دارد، اما این ترکیب جنگی-علمیتخیلی به شیوهای اجرا شده که در کمتر فیلم تهاجمیای میبینید. به نقدها زیاد دل نبندید؛ اگر از فیلمهای بیگانه و تهاجمی خوشتان میآید، این فیلم را امتحان کنید.
یکی از فیلمهایی است که دستکم گرفته شدهاند.
واقعا شرمآور است چقدر این فیلم کمارزشنمایی شده.
درخشان و پر از اکشن!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران