دختر یک ریاضیدان بزرگ اما روان پریش که به تازگی درگذشته، اکنون سعی دارد تا با تنها چیزی که از پدرش به او ارث رسیده، یعنی همان جنون، کنار بیاید… یکی از شاگردان سابق پردش که اکنون به دنبال اوراق اوست، و همینطور خواهر بیگانه اش که اکنون بعد از مدت ها نزد او آمده، ماجرا را پیچیده تر می کنند…
دختر یک ریاضیدان بزرگ اما روان پریش که به تازگی درگذشته، اکنون سعی دارد تا با تنها چیزی که از پدرش به او ارث رسیده، یعنی همان جنون، کنار بیاید… یکی از شاگردان سابق پردش که اکنون به دنبال اوراق اوست، و همینطور خواهر بیگانه اش که اکنون بعد از مدت ها نزد او آمده، ماجرا را پیچیده تر می کنند…
ریاضیات علمی دقیق است و یک اثبات ریاضی نشاندهنده همین دقت است. برای کسانی که آن را میکاوند، ریاضیات میتواند زیبا و حتی نوعی هنر باشد؛ در این معنا فیلم «Proof» نامی درخور دارد، چون جایی است که ریاضیات با مابعدالطبیعه، شعر و حتی ایمان تلاقی میکند.
فیلم به اندازه کافی با دنیای شخصیتهایش آشناست که با آن شوخی کند (مثلاً یکی از شخصیتها و دوستانش...
ریاضیات علمی دقیق است و یک اثبات ریاضی نشاندهنده همین دقت است. برای کسانی که آن را میکاوند، ریاضیات میتواند زیبا و حتی نوعی هنر باشد؛ در این معنا فیلم «Proof» نامی درخور دارد، چون جایی است که ریاضیات با مابعدالطبیعه، شعر و حتی ایمان تلاقی میکند.
فیلم به اندازه کافی با دنیای شخصیتهایش آشناست که با آن شوخی کند (مثلاً یکی از شخصیتها و دوستانش در بخش ریاضی یک گروه موسیقی دارند و یکی از آهنگهایشان «i» نام دارد، به معنی عدد موهومی؛ «آنها فقط ایستادهاند. سه دقیقه هیچ چیزی نمینوازند.»). از طرف دیگر گاهی، نه بیدلیل، از نادانی مخاطب فرض میگیرد؛ خودم اعتراف میکنم که نمیدانستم «عدد اول جرمن» چیست، ولی شخصیتها میدانند، بنابراین وقتی یکی برای دیگری آن را توضیح میدهد، نوعی اگزپوزیسیون نامطبوع ایجاد میشود. کارگردان جان مادن در این فیلم تا حدی خوششانس بوده —که البته به این معنا نیست او نقشی در موفقیت کار نداشته است—؛ علاوه بر اینکه فیلم بر پایهٔ نمایشی است که جایزه پولیتزر گرفته، وقتی تنها چهار شخصیت دارید و سهتایشان را هاپکینز، جیلنهال و پالترو بازی میکنند، تا حد زیادی شانس درست درآوردن دارید.
داستان بیش از همه دربارهٔ «کاترین» (گوئینت پالترو) است؛ او و خواهرش «کلِر» (هوپ دیویس) دختران ریاضیدانی برجسته به نام «رابرت» (سر آنتونی هاپکینز) هستند. رابرت تا حدی وسواسی و بهصورت بالینی درگیر کارش بود و درصدد نوشتن اثباتی بود که بهطرز عمیقی تفکر جامعهٔ علمیاش را دگرگون کند. حالا او مرده و بهنظر میرسد میخواهد زندگی دختر مصممش، کاترین، را تسخیر کند؛ کاترینی که خود خطی باریک میان واقعیت و خیال میپیماید. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که یکی از شاگردان برجستهٔ پدر، «هال» (جیک جیلنهال)، خواستار مرور اوراق پدر میشود و به چیزی بااهمیتِ فوقالعادهای برمیخورد. سوال این است که این نوشته را چه کسی نوشته — پدر، دختر یا هر دو؟
با بالا گرفتن تنش برای هر دو خواهر، پایداریِ روانی و رابطهٔ آنها شدیداً مورد آزمایش قرار میگیرد، در حالی که هال —که اکنون دوستپسر کاترین است— مبهوت و درمانده نظارهگر است. روایت نیز با فلشبکهای خانوادگی پر میشود. پالترو از عهدهٔ نقشِ سختش خوب برمیآید و دیویس هم در نقش خواهر مهربان که وسواسی همپیمان پدر و خواهرش ندارد، قابلقبول است. برخی صحنهها میان این دو تصویر قانعکنندهای از افزایش خشم و ناامیدیها ارائه میدهند؛ خصوصاً وقتی کاترین در سراشیبی لغزندهای به سوی افسردگی میافتد. جیلنهال چندان فرصت کار کردن نداشته و بیشتر جنبهٔ ظاهری دارد و دخالتهای گاهوبیگاه سر آنتونی هم چندان به بدنهٔ فیلم جان نمیبخشد.
فیلم بیش از حد بر جنبههای آشفتهٔ احساسی شخصیتها تکیه میکند و در ارائهٔ منطق وسواسی آنها ضعیف است. سوال اصلی—این اثبات دقیقاً چیست و برای آدمهای معمولی چه معنایی دارد—بهخوبی پاسخ داده نمیشود؛ سوالی که خود کلِر هم بارها مطرح میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران