پزشکی به نام «ویلیام هارفورد» (کروز) پس از آن که در می یابد همسرش، «آلیس» (کیدمن) در حین نزدیکی با او در فکر مرد دیگری بوده، از خانه بیرون می زند. او با آدم های مختلفی روبه رو می شود. سپس با گروه مرموزی آشنایی پیدا می کند و مخفیانه به جمع آنان می پیوندد، اما متوجه می شود که زندگی خود و خانواده اش در خطر است…
پزشکی به نام «ویلیام هارفورد» (کروز) پس از آن که در می یابد همسرش، «آلیس» (کیدمن) در حین نزدیکی با او در فکر مرد دیگری بوده، از خانه بیرون می زند. او با آدم های مختلفی روبه رو می شود. سپس با گروه مرموزی آشنایی پیدا می کند و مخفیانه به جمع آنان می پیوندد، اما متوجه می شود که زندگی خود و خانواده اش در خطر است…
مهم نیست بهترین فیلم استنلی کوبریک باشد یا بدترین؛ این فیلمی است که وادارت میکند فکر کنی.
استنلی کوبریک از آن فیلمسازانی است که آثار زیادی تولید نکرد. در طول چهار دهه کارنامهاش تنها سیزده فیلم بلند ساخت. کم است… اما اگر دقیق نگاه کنیم، تقریباً همه آنها شناختهشدهاند و بلافاصله به پانتئون سینما پیوستند. آثارش بینقص نیستند، و خود کوبریک هم هرچند بسیار روشمند بود،...
مهم نیست بهترین فیلم استنلی کوبریک باشد یا بدترین؛ این فیلمی است که وادارت میکند فکر کنی.
استنلی کوبریک از آن فیلمسازانی است که آثار زیادی تولید نکرد. در طول چهار دهه کارنامهاش تنها سیزده فیلم بلند ساخت. کم است… اما اگر دقیق نگاه کنیم، تقریباً همه آنها شناختهشدهاند و بلافاصله به پانتئون سینما پیوستند. آثارش بینقص نیستند، و خود کوبریک هم هرچند بسیار روشمند بود، بیعیب نبود؛ بعضی از فیلمهایش نیز برای برخی ناخوشایندند. با این حال، هر یک به دلیلهای خاص خود اثری یگانه و بسیار متفاوتاند. در این فیلم او پروندهای میسازد درباره میل، شهوت و اینکه ما — فرداً یا بهعنوان یک زوج — چگونه با آن مواجه میشویم.
فیلم داستان یک پزشک و همسرش را دنبال میکند؛ زوجی که ظاهراً خوشبختاند اما بعد از مهمانیای که در آن هر دو با دیگران شوخی و معاشقه کردند (بدون پیامد)، دعوایی درمیگیرد و زن، شاید برای ضربه زدن به اعتماد به نفس شوهرش، اعتراف میکند که زمانی میل به مرد دیگری داشته است. این افشا پزشک را مبهوت میکند. آن شب او نمیداند چه میخواهد: به زنان دیگر تمایل دارد اما در مقابل پیشآمدها مقاومت میکند. وقتی دوستی نوازنده برایش از مهمانی عجیبی میگوید — مهمانیای پر از زیباییها که او باید چشمبند بزند و بنوازد — کنجکاویاش برانگیخته میشود و میخواهد ماجرا را از نزدیک ببیند. آن مهمانی در واقع یک اورگی مجلل و سازمانیافته بود که شمایلی از آیینهای دینی «نجس» هم داشت تا حس گناه و شهوت را تشدید کند. طبیعتاً قهرمان غافلگیر و بیپناه لو میرود و از آن نقطه به بعد فیلم سنگینتر میشود و شخصیت روزبهروز از آنچه ممکن است برایش رخ دهد، میترسد.
فیلم ما را وادار به تفکر درباره جنسیت، تکهمسری و اهمیتی میکند که به وفاداری زناشویی میدهیم. نمیدانم وضعیت سال ۱۹۹۹ چگونه بود، اما امروز دیدن زوجهایی با روابط باز یا سوناها و کلوپهای سویینگ که گهگاه مهمانیهای آزاد برگزار میکنند، رایج است. همچنان دنیای جداگانهای وجود دارد — مهمانیهای خصوصی که در شبکههای اجتماعی سازماندهی و فقط برای مهمانان برگزار میشوند — و درست است که ثروتمندان و افراد مشهور در حفاظت از حریم خصوصیشان، بهویژه وقتی کارهای «شیطنتآمیز» میکنند، سختگیرترند. اما آنچه فیلم به ما پیشنهاد میدهد بیش از رد تکهمسری، دعوت به تأمل درباره چگونگی کنار گذاشتن سایر شریکهای جنسی وقتی واقعاً عاشق میشویم است. مفهوم فداکاری شخصی در سراسر فیلم جاری است (زنی که برای عشق از خیالپردازی جنسیاش میگذرد، زنی که پیشنهاد مرگ میدهد تا یک بیگناه نجات یابد، مردی که بهخاطر زندگی مشترک از سکس امتناع میکند) و نشان میدهد بهترین پیوندهایی که در زندگی شکل میگیرند، مستلزم انتخابها و فداکاریهاییست در برابر چیزی بزرگتر. در واقع برای داشتن خوشبختی در ازدواج، لازم است چشمها را نسبت به وسوسهها ببندیم.
با داستانی بسیار خوب و خوشنگارش، فیلم شخصیتها را بهخوبی پردازش میکند و به ما فرصت میدهد آنها را بشناسیم. برای این منظور فیلم از ریتمی کندتر نمیهراسد که ممکن است بعضی از تماشاگران را خسته کند. انتخاب تام کروز و نیکول کیدمن برای نقشهای اصلی تصمیمی سرنوشتساز بود. آن زمان آنها زوج جنجالی هالیوود بودند و شک نیست که کوبریک توانست از شیمی شخصی و نزدیکشان بهترین استفاده را ببرد و آن را به شخصیتها و فیلم منتقل کند. این شاید بهترین فیلم کوبریک نباشد (این موضوع هم نسبی است!) اما برای من تا امروز بهترین فیلم تام کروز است.
از نظر فنی فیلم نقاط قوت زیادی دارد. کوبریک با دقتی تقریباً وسواسی به جزئیات پرداخت و در فیلمبرداری زمان زیادی صرف کرد. میتوان دید که هر صحنه با دقت تصویربرداری شده است: حرکات دقیق دوربین، برشهایی جراحیشده، برداشتهای طولانی و تدوینشده بهخوبی، بهرهبرداری از فیلمبرداری ممتاز و دکورها (که البته عمارت مهمانی در آنها برجسته است). حتی مهمتر، نحوه کارگردانی او با محیط و ایجاد تنش است که پیوسته رشد میکند و تقریباً ملموس است. در این فیلم برهنگی زیادی وجود دارد، از جمله برهنگی جلویی (خود کیدمن در برخی صحنهها تقریباً برهنه است) و برخی صحنههای جنسی که اگر صریح نباشند، تصویری و تاثیرگذارند. با این حال، تعجبآور است که فیلم چندان ابزورد جنسی نیست — به نظر میرسد کارگردان نخواسته است سکس حواس ما را پرت کند یا آن تنشی را که دنبال آن بوده قطع کند. در مورد صدا و موسیقی فیلم، بهنظرم وظیفهشان را خوب انجام میدهند، اما برایم بهویژه برجسته نبودند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران