انگلستان، اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم. یک دیپلمات سابق امریکایی به نام "لوییس"، عمارت بزرگ "لرد دارلینگتن" فقید را می خرد که آقای "استیونز" پیر، سرپیشخدمت آن است. او به "استیونز" مرخصی می دهد تا به دیدن "خانم کنتن"، مستخدمه ی قدیمی این عمارت برود و از او بخواهد سر کار قبلی خود برگردد...
انگلستان، اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم. یک دیپلمات سابق امریکایی به نام "لوییس"، عمارت بزرگ "لرد دارلینگتن" فقید را می خرد که آقای "استیونز" پیر، سرپیشخدمت آن است. او به "استیونز" مرخصی می دهد تا به دیدن "خانم کنتن"، مستخدمه ی قدیمی این عمارت برود و از او بخواهد سر کار قبلی خود برگردد...
نامزد 8 جایزه اسکار؛ 17 جایزه و در مجموع 42 نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان737
این یکی از ظریفترین و باوقارترین اجراهای آنتونی هاپکینز است؛ نقشآفرینیای که تصویری از آخرین نمایندگان رو به نابودی خدمتکاران عالیرتبه در عمارت باشکوه لرد دارلینگتن (جیمز فاکس) ارائه میدهد. روایت بهصورت گذشتهنگر است: «استیونز» هنگام مرخصی از کارش بهعنوان مستخدم در خدمت میلیونر آمریکایی «لوئیس» (کریستوفر ریو) سوار بر ماشین راهی دیدار پیشخدمت سابق، خانم کنتون (اما تامپسون) میشود. تم فیلم دو شاخه دارد:...
این یکی از ظریفترین و باوقارترین اجراهای آنتونی هاپکینز است؛ نقشآفرینیای که تصویری از آخرین نمایندگان رو به نابودی خدمتکاران عالیرتبه در عمارت باشکوه لرد دارلینگتن (جیمز فاکس) ارائه میدهد. روایت بهصورت گذشتهنگر است: «استیونز» هنگام مرخصی از کارش بهعنوان مستخدم در خدمت میلیونر آمریکایی «لوئیس» (کریستوفر ریو) سوار بر ماشین راهی دیدار پیشخدمت سابق، خانم کنتون (اما تامپسون) میشود. تم فیلم دو شاخه دارد: یکی مربوط به اشرافزادهای است که سالها ارباب او بوده و به کدی از شرافت و کرامت انسانی باور داشت که در برابر ظهور نازیها ناقص و گمراهکننده از آب درمیآید؛ دیگری نگاهی شخصیتر به زندگی کاراکتر اصلی است، آشتی میان وظایف او با وضعیت رو به وخامت پدرِ زیرمستخدمش (پیتر واگان) و رابطهاش با کنتونی مصمم و تازهوارد.
دقت در جزییات در این اثر ستودنی است؛ پرداخت شخصیتها قابلباور و جذاب است — وفاداری بیقید و شرط استیونز، سادهدلی موجه دارلینگتن و در نهایت اجرای قوی اما تامپسون که بهخوبی پلِی میان روزگار کهن و زمانهٔ مدرن ایجاد میکند؛ زمانی که فرهنگ اطاعت و خدمت که «استیونز» از آن معنا و آرامش میگرفت، رو به افول گذاشته است. این داستان تصویری زیبا از پیامدهای جنگ نخست جهانی ارائه میدهد؛ فرآیندی که تغییرات اجتماعی ناگزیر را آغاز کرد و نشان داد طبقهٔ رهبری، با همهٔ تحصیلات و مقامش، در بسیاری جهات از واقعیت دور و دیگر کارآمد نیست. فیلم با ریتمی ملایم پیش میرود که ما را به این اقتباس برجسته از رمان کازوئو ایشیگورو، هرچند مسئلهمحور بر روزگار پایانی امپراتوری بریتانیا، بهخوبی درگیر میکند.
فیلم بسیار خوبی است، اگرچه من با «پرسشمحوری» که فیلم بر آن بنا شده موافق نیستم. در دورهٔ میان دو جنگ جهانی، جهان تلاش کرد جلوی تکرار فاجعهبار و آسیبزای جنگ اول را بگیرد؛ اما آنچه رخ داد، بهنوعی نتیجهٔ مدیریت نادرست صلح بهدستآمده بود و در نهایت منجر به جنگ دوم شد. بریتانیا و دیگر کشورها برای جلوگیری از درگیری جدید، تلاش کردند با نادیده گرفتن بحرانهای اقتصادی و رادیکالیسم رو به رشد آلمان، اوضاع را آرام کنند؛ سیاستی که بعدها بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت. در این باره نمیتوانم آن سیاستمداران را بهراحتی محکوم کنم: تنها کسانی که جنگ را تجربه نکردهاند میتوانند از تلاش برای پیشگیری از جنگ فروگذار باشند. از این منظر، اختلاف بنیادین من با دیدگاه فیلم آغاز میشود.
اگرچه بسیاری، مستخدم عمارت دارلینگتن را محور اصلی فیلم میدانند — و در واقع او قهرمان داستان است که با تسلط آنتونی هاپکینز بهتصویر کشیده شده — اعمال و افکار این شخصیت عمیقاً تحت تأثیر وفاداری «سگوار» او به ارباب اشرافی و خانهای است که در آن خدمت میکند. فیلم این وفاداری و فقدان استقلال اخلاقی و فکری را نقد میکند، اما من از سرِ دیگر مینگرم: خودم نیز افرادی دارم که در خدمت من هستند و آن وفاداری خالص را میآمیزم و ارزشمند میشمارم. در زمانهٔ امروز نمیتوان هر کسی را در خانه نگه داشت؛ بنابراین وفاداری، صداقت، احترام و تفاهم میان خدمتکار و ارباب، بیش از هر قرارداد یا پرداختی پایهٔ یک رابطهٔ خوب است.
در کنار اجراهای درخشان آنتونی هاپکینز، اما تامپسون نیز نقشی عالی ایفا میکند که در مقابلِ مستخدم قرار گرفته است: اگر یکی نماد عقلانیت و محافظهکاری است، دیگری نماد نوآوری، شکستن قراردادها و احساسات است. این تضاد آنها را مکمل هم کرده و دوستیای میسازد که باوجود تفاوتها و اختلافنظرها اهمیت قابلتوجهی در داستان دارد. بازیهای جیمز فاکس، کریستوفر ریو و هیو گرنت نیز قابلتوجهاند.
از نظر فنی، انتخاب لوکیشنها برجسته است: عمارت خیالی دارلینگتن از ترکیب برخی از زیباترین و مهمترین خانههای روستایی انگلیس شکل گرفته که تماشاگر را به گشتی اصیل در این میراث فرهنگی دعوت میکند. درون برخی از این فضاها هنوز هم روح بریتانیایی با شوالیهمآبی، وقار و بردباری حس میشود. فیلمبرداری در استانداردهای سال 1993 است و اگرچه شگفتی خاصی ندارد، کار دوربین قابلتحسین است. طراحی صحنه و بهویژه لباسها و اثاثیه با دقتی ستودنی دورۀ زمانی را بازسازی میکنند. موسیقی متن نیز احساسی و تأثیرگذار است، بدون آنکه بهشیوهای زننده خود را تحمیل کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران