یک فرد جوان که در کارناوال کار می کند، استعداد فوق العاده ای در گول زدن مردم با استفاده از زبان خود دارد. او با یک زن روان شناس رابطه برقرار کرده که حتی از خودش نیز خطرناک تر است.
یک فرد جوان که در کارناوال کار می کند، استعداد فوق العاده ای در گول زدن مردم با استفاده از زبان خود دارد. او با یک زن روان شناس رابطه برقرار کرده که حتی از خودش نیز خطرناک تر است.
نامزد دریافت ۴ جایزه اسکار؛ برندهٔ ۳۰ جایزه و مجموعاً ۱۲۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2744
استانتون کارلایل (بردلی کوپر) مردی است که در دههٔ ۱۹۳۰ آمریکا تلاش میکند روزگار بگذراند در فیلم جدید «Nightmare Alley». معرفی اولیهمان از استانتون چندان خوشایند نیست و او بهزودی بهطور اتفاقی در یک کارناوال مشغول به کار میشود.
استانتون مشتاقانه از رئیسش کلم (ویلم دافو) و زینا جادوگر (تونی کولت) راه و رموز کار را میآموزد و برای پیشرفت بسیار تلاش میکند. در دوستیای که...
استانتون کارلایل (بردلی کوپر) مردی است که در دههٔ ۱۹۳۰ آمریکا تلاش میکند روزگار بگذراند در فیلم جدید «Nightmare Alley». معرفی اولیهمان از استانتون چندان خوشایند نیست و او بهزودی بهطور اتفاقی در یک کارناوال مشغول به کار میشود.
استانتون مشتاقانه از رئیسش کلم (ویلم دافو) و زینا جادوگر (تونی کولت) راه و رموز کار را میآموزد و برای پیشرفت بسیار تلاش میکند. در دوستیای که با همکارش مالی (رونی مارا) برقرار میکند، درمییابد که شوهر الکلی و پیرتر زینا از نمایش قبلیاش مهارتی دارد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد با خواندن آدمها و القای نشانههای گفتاری، ظاهراً توانایی خلسهبینی (clairvoyance) را داشته باشد.
سرانجام استانتون دنبال فرصتهای بزرگتر میرود و همراه مالی به شهر میرود؛ جایی که تدریجاً اجرای موفقی پیدا میکنند که برایشان دو اجرا در شب در یک هتل مجلل و زندگی با امکانات بهتر فراهم میآورد.
ناآمادگی برای رضایت از آنچه دارد باعث میشود استانتون با روانشناسی به نام لیلیت (کیت بلانشت) درگیر شود و از دانش او برای هدفگذاری سوژههای پرمنفعتتری استفاده کند؛ کسانی که حاضر به پرداخت مبلغ زیاد برای تواناییهای ادعایی او هستند و به این ترتیب زنجیرهای از رخدادهای خطرناک آغاز میشود.
فیلم برگرفته از رمان همنام سال ۱۹۴۶ و فیلمی قبلی از ۱۹۴۷ است و در ایجاد نماها و فضاسازی حالوهوای آن دوره کار شگفتانگیزی انجام میدهد؛ اما فیلم بسیار طولانی و کند پیش میرود. بیش از دو و نیم ساعت است و گاهی بیش از حد طولانی و خودباز است؛ کارگردان گیلرمو دل تورو بهراحتی میتوانست ۳۰–۴۵ دقیقه از فیلم را کوتاه کند بدون آنکه چیز زیادی از داستان کاسته شود.
بازیگران و اجراها بسیار خوباند اما فیلمی با ریتم کند و تاریک روش ایدئالی برای گذراندن دو و نیم ساعت در سینما نیست، هرچند ویژگیهای خوب بسیاری دارد. به نظرم این فیلم در پخش خانگی و استریم عملکرد بهتری خواهد داشت، جایی که تماشاگران میتوانند فیلم را متوقف کرده و استراحت کنند.
اگر از طرفداران سبک نوآر قدیمی هستید، شاید این فیلم همان چیزی باشد که میخواهید، اما به نظر من میتوانست بسیار بهتر باشد.
۳.۵ از ۵ ستاره.
مدت «Nightmare Alley» ممکن است حتی در حین تماشا هم سرسختانه طولانی به نظر برسد. از یک سو ممکن است ذهنتان مرتب این سؤال را بپرسد: «چند بار باید بردلی کوپر را ببینم که کتاب میخواند و برای دو و نیم ساعت پیوسته به شقیقهاش اشاره میکند؟»
اما «Nightmare Alley» به شکلی استادانه ساخته شده که هر سکانس بعدها معنا دارد و پس از پایان فیلم چیزهای زیادی برای تأمل باقی میگذارد. فیلمی زیباست با بازیگران فوقالعاده و اجراهای قوی از سوژههای همیشگی دل تورو.
ممکن است شبیه یک «آتش آهسته» بهنظر برسد، اما نمونهٔ نادری است که ارزش وقت و سرمایهگذاری شما را دارد. قرار داشتن مخاطب از ابتدا در جریان شیادی باعث میشود حس کنید عضو خانوادهٔ کارنی شدهاید. در این نقطه از کارنامهٔ درخشان اما پرتلاطم دل تورو، «Nightmare Alley» احتمالاً بهترین فیلمی است که او نوشته است.
این فیلم فوقالعاده است! من عاشقش شدم!
«Nightmare Alley» دیدنی فوقالعادهای است! از آغاز و پایان آن بهویژه لذت بردم؛ هر دو واقعاً عالیاند؛ بخش میانی شاید به قوتِ آنها نباشد ولی باز هم از درجهٔ بالایی برخوردار است. از همان ابتدا فضای تاریک و سنگینی که ایجاد میکند را دوست دارم، طراحی صدا فوقالعاده است — بعضی بخشها چنان تأثیرگذارند که واقعاً لذتبخشاند! داستانی با کیفیت و جذاب هم دارد.
بردلی کوپر نقش اصلی را با کیفیت ایفا میکند، هرچند تنها بازی برجستهٔ فیلم نیست. گروه بازیگران شگفتانگیزی او را همراهی میکنند: کیت بلانشت، رونی مارا، تونی کولت، ویلم دافو، ریچارد جنکینز، دیوید استراتیرن ... ترکیب بازیگران فوقالعاده است! دلم میخواست بازیهای همهٔ آنها بیشتر باشد، اما در عین حال احساس کردم مقدار حضورشان متناسب است.
۱۵۰ دقیقه برای من خیلی سریع گذشت؛ اگر نمیدانستم مدت فیلم اینقدر است، هرگز حدس نمیزدم انقدر طولانی باشد. این یک «آتش کند» است، اما بسیار ماهرانه اجرا شده. گیلرمو دل تورو — این اولین فیلم اوست که من میبینم — و گروهش کار فوقالعادهای انجام دادهاند؛ هیچ اعتراضی ندارم. بین نمرهٔ ۹ یا ۱۰ مردد بودم؛ کمی بیشتر به ۱۰ نزدیک است.
فقط درخشان. ببینیدش!
گیلرمو دل تورو حرفهاش را روی فیلمهای هیولاگونه ساخته است. او آنها را با موجوداتی مثل «پِیل من»، «زن سرخ»، مردماهی و دیگر موجوداتی که دوست ندارید شبتنهایی با آنها روبهرو شوید، پر کرده است. با این حال، بارها دل تورو نشان میدهد که واقعیترین هیولاها و ترسناکترین چیزها خودِ انسانها هستند.
بردلی کوپر چوبِ کار را از تِیرون پاور (۱۹۴۸) میگیرد و نقش استانتون کارلایل جاهطلب را بازی میکند؛ جوانی مکار که در نمایشهای سیار دنبال فرصت بزرگ است. آن فرصت وقتی پدیدار میشود که با زینا (تونی کولت) آشنا میشود و او رموز شعبدهٔ ذهنی را به او میآموزد. خیلی زود آنها بزرگان و نخبگان را گمراه میکنند — و او با «دکتر ریتر» (کیت بلانشت) آشنا میشود. او روانشناسی است به همان اندازه جاهطلب و بیرحم که استانتون است و حاضر است اسرار درونی مراجعانش را با او قسمت کند تا او از رنج آنها سوءاستفاده کند. هدف اول فهرستشان میلیونری شکاک به نام ازرا گرایندل است. با هم دام بزرگی برای این مرد میگسترند — اما آیا موفق خواهند شد؟ این فیلم ظاهری عالی دارد، اما به نظرم زمان زیادی طول کشید تا جذاب شود. کوپر جذاب است، اما در نشان دادن بیرحمیای که نقش نیاز داشت تا منتقل شود نیمنگون است و صحنههای او با بلانشت از شیمی لازم برخوردار نیست؛ در حقیقت، کولت در همان اندک صحنههایی که حضور دارد واقعاً میدرخشد — بهویژه در پایان نسبتاً پیچیده قصه. فیلم خوب است، اما شاید زمان و بودجهٔ زیادی صرف شده و در این مسیر بخشی از جان داستان قربانی شده است.
فیلم از نظر فیلمبرداری دیدنی و لذتبخش برای تماشا است؛ اما تجربهٔ تماشایش تلخ و ناراحتکننده است. پر از بازیگران عالی است که تلاش میکنند با فیلمی سر و کار داشته باشند که پر از حفرههای داستانی و ناامیدی است. من منتظر یک فیلم ترسناک خوب از دل تورو بودم و افسوس که با یک تعقیب و گریز معمایی ضعیف روبهرو شدم... در طول فیلم امید داشتم پایان somehow آن را نجات دهد... و متأسفانه چنین نشد.
گیلرمو دل تورو با «Nightmare Alley» دراماتیزمی غنی از فضا و زیباییشناسی ارائه میدهد. این دل تورو در اوج پالایش خود است که ماورایی را کنار گذاشته و به هیولای دیگری — جان انسان — میپردازد.
از گلولای کارناوالِ خیس از باران تا شکوه سرد و آرت دکو دفتر یک روانپزشک بالاشهری، هر قاب نقاشیای است لبریز از حال و هراس. فیلمنامه که خود دل تورو آن را همنوشته، تحلیلی تیزبین و بدبینانه از جاهطلبی، شیادی و داستانهایی است که برای بقا به خود میگوییم. بدون شک فیلمی جذاب و خوشساخت است.
بردلی کوپر اجرای درخشانِ دورانِ حرفهایاش را بهعنوان استانتون کارلایل ارائه میدهد؛ مردی که کل وجودش به یک اجرا تبدیل میشود. نزول او از ورق خالی تا تبدیل شدن به یک «منتالیست» مکار و سپس اسیر شیادی خود دیدنی است. بازیگران پشتیبان نیز درخشاناند؛ رونی مارا، تونی کولت و ویلم دافو بافتی غنی از روحهای زخمی در مدار کارناوال میسازند، در حالی که کیت بلانشت در نیمهٔ دوم چون طوفانی زهری وارد میشود و نقش روانشناس لیلیت ریتر را بازی میکند.
و بله، علیرغم اینکه استانتون تقریباً همیشه سیگارت روشن در دست (یا دهان) دارد و این تبدیل به موتیف بصری تقریباً کمیکال میشود، فیلم توان خود را حفظ میکند. دود بهنوعی نقش یک شخصیت را ایفا میکند؛ نیتهای او را پوشانده و نماد هالهٔ سمیِ جاهطلبیاش است.
اما... فیلم نتوانست بیش از این امتیاز بگیرد چون...
با وجود همهٔ ظرافتهای خیرهکنندهاش، «Nightmare Alley» فاصلهٔ یخزده و فکریای ایجاد میکند که مانع از رسیدن آن به عظمتِ واقعی و تکاندهنده میشود. فیلم، موتوری حسابشدهٔ نابودی است که هر چرخدندهاش را میبینید که چگونه هر تصمیم سرنوشتساز را به سوی پایان حتمی و قابلپیشبینی هدایت میکند. این ساختار فیلم را به تراژدی کلاسیک بدل میکند، اما از نظر انسانیِ خام و غیرقابلپیشبینی که میتوانست فروپاشی احساسی را عمیقتر کند، کم میآورد. شما به افول استانتون تحسین میکنید؛ اما همیشه آن را در استخوانهایتان احساس نمیکنید.
تیرهگی بیوقفهٔ فیلم، هرچند از منظر تماتیک مناسب است، به باری تبدیل میشود که آدم را بیحس میکند تا آنکه واقعاً در هم بشکند. مسیر از ابتدا چنان هنرمندانه نقشهبرداری شده که مقصد، با وجود قدرتش، بیشتر شبیه نتیجهای از پیش تعیینشده است تا یک افشای شوکهکننده.
حکم نهایی
۷/۱۰ — یک شاهکار زیبا اما معیوب
«Nightmare Alley» فیلمی است که باید برای صنعت چشمنوازیاش تحسین و مطالعه شود. این اثری برتر از یکی از متمایزترین کارگردانان معاصر است. با این حال، دقتِ بالینی و هستهٔ عاطفیِ نسبتاً محفوظِ آن مانع از آن میشود که فیلم را دوست بدارید؛ در عوض آن را عمیقاً محترم میشمارید. سواری زیبا و دلهرهآوری است که خوشحالید آن را انجام دادهاید، اما پیشبینیپذیری تیرهاش شما را دقیقاً به اندازهای که میخواست تکان نداد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران