داستان این فیلم درباره خانواده ای کشاورز است که دوایری مرموز را در کشتزارهای شان می یابند. «گراهام گس» پدر این خانواده کشیشی است که پس از کشته شدن همسرش در حادثه رانندگی، لباس کشیش را از تن در می آورد و دچار درگیری درونی و معنوی می شود. شش ماه پس از مرگ همسرش، او رشته دوایری عظیم را در مزرعه خود کشف می کند. او و خانواده اش معتقدند که پدیده های ماورالطبیعه مسئول این اتفاقات هستند. بزودی دوایر مشابهی در سرتاسر جهان یافت می شود. چه کس یا کسانی این دوایر را پدید آورده اند؟ آیا این دوایر مفهوم عمیقی را در بردارند یا فقط یک شوخی صرف هستند...
داستان این فیلم درباره خانواده ای کشاورز است که دوایری مرموز را در کشتزارهای شان می یابند. «گراهام گس» پدر این خانواده کشیشی است که پس از کشته شدن همسرش در حادثه رانندگی، لباس کشیش را از تن در می آورد و دچار درگیری درونی و معنوی می شود. شش ماه پس از مرگ همسرش، او رشته دوایری عظیم را در مزرعه خود کشف می کند. او و خانواده اش معتقدند که پدیده های ماورالطبیعه مسئول این اتفاقات هستند. بزودی دوایر مشابهی در سرتاسر جهان یافت می شود. چه کس یا کسانی این دوایر را پدید آورده اند؟ آیا این دوایر مفهوم عمیقی را در بردارند یا فقط یک شوخی صرف هستند...
آیا واقعاً دربارهٔ بیگانههاست؟
«نشانهها» (2002) اثر ام. نایت شیامالان دربارهٔ یک کشیش سابق دلزده (مل گیبسون) است که در یک مزرعه همراه با پسر، دختر و برادرش (واکین فینیکس) زندگی میکند. علت ناامیدی او در طول داستان کمکم روشن میشود. وقتی دایرههای عجیبی در میان زمین ذرتشان پیدا میشود، ابتدا خیال میکنند شوخی است، اما با گسترش خبرها در تلویزیون و رویدادهای مرموز، این احتمال...
آیا واقعاً دربارهٔ بیگانههاست؟
«نشانهها» (2002) اثر ام. نایت شیامالان دربارهٔ یک کشیش سابق دلزده (مل گیبسون) است که در یک مزرعه همراه با پسر، دختر و برادرش (واکین فینیکس) زندگی میکند. علت ناامیدی او در طول داستان کمکم روشن میشود. وقتی دایرههای عجیبی در میان زمین ذرتشان پیدا میشود، ابتدا خیال میکنند شوخی است، اما با گسترش خبرها در تلویزیون و رویدادهای مرموز، این احتمال که با هجوم بیگانهها روبهرو باشند هم مطرح میشود.
هرچند خط اصلی داستان بهظاهر دربارهٔ حملهٔ فرازمینیهاست، اما تم فیلم ایمان است. دو دیدگاه کلی دربارهٔ زندگی وجود دارد: (1) زندگی و جهان حادثهای بیمعنیاند و انسان موجودی ناچیز است که بهزودی ناپدید میشود؛ و (2) جهان طراحی هوشمندانهای دارد و گرچه وضعش دچار مشکل شده، معنا، عشق، امید و هدف وجود دارد حتی اگر در حال حاضر نتوانیم آن را کاملاً درک کنیم. فیلم به برخورد این دو دیدگاه میپردازد و کشمکش درونی شخصیت اصلی — بین ترازوی جسم و روح — را نشان میدهد: از یک سو میل داریم به دیدگاه دوم ایمان داشته باشیم، ولی زندگی آنقدر مصائب سر راه میگذارد که وسوسه میشویم تسلیم دیدگاه اول شویم.
مبارزهای که شخصیت گیبسون تجربه میکند، همین است؛ او از خدا رویگردانده، در تاریکی قدم میزند و صرفاً برای گذران روزمره عمل میکند؛ لبخندش غالباً نقابی بیش نیست. خیلی از تماشاگران به ایرادی دربارهٔ نقطهٔ ضعف «بیگانهها» اشاره کردهاند، اما شیامالان آنقدر ماهر است که این را ندیده نگیرد؛ این نکته خود به پیام واقعی فیلم اشاره دارد.
هشدار اسپویلر (اگر فیلم را ندیدهاید، از این قسمت نخوانید)
ممکن است «بیگانهها» در واقع موجوداتی فرازمینی نباشند و در حقیقت شیاطینی از عالم تاریک باشند که به جهان مادی نفوذ کردهاند تا بیشترین قربانیان را بگیرند. ایدهٔ اینکه آنها بیگانهاند ممکن است فریبی جمعی باشد — و شیطان «پدر دروغ» نامیده شده است. شواهدی که این خوانش را پشتیبانی میکند عبارتاند از: فضاپیماها هرگز دیده نمیشوند و فقط نورهایی در آسمان به چشم میخورند (در انجیل شیطان «امیر قدرت هوا» خوانده شده)؛ موجودات ظاهری دیوگون دارند و سمدار هستند؛ روش «بدوی» دفع آنها که در سه شهر خاورمیانه کشف میشود، آب مقدس است که معمولاً در آیینها علیه تجلیات شیطانی به کار میرود (شیامالان خودش تحصیلاتی در مدارس کاتولیک و اسقفی داشته)؛ دختر خانواده، بو، به آبهای ناپاک حساس است و نام او در زبان کهن شمال اروپا به معنی «زندگی» است؛ سگ و پرنده بهوضوح تسخیر شدهاند؛ دایرههای مزارع نمادهای غیبی و احتمالاً درگاههایی به عالم زیریناند و دایرهٔ مزرعهٔ هس شبیه چنگال دیده میشود. وقتی کشیش سابق مقابل خدا فریاد میزند که از او بیزار است، در واقع ایمانش را نشان میدهد—چون برای گفتگو باید پیشاپیش به وجود خدا باور داشته باشد؛ در همان لحظه پسرش از حملهٔ آسمی بهبود مییابد و گزارشگر خبر میدهد که «بیگانهها» عقبنشینی کردهاند. ایمان است که دشمن را فراری میدهد.
همچنین شواهدی هست که شیاطین جنبهٔ شخصی دارند؛ «بیگانه»ی حبسشده در انبار دامپزشک با احساس گناه و دلزدگیای مرتبط بود که دامپزشک و کشیش پس از مرگ همسر اخیر کشیش تجربه میکردند. در واقع، شیامالان این پیچش را پنهان کرده است: ضعف «بیگانهها» در برابر آب و اینکه چطور موجوداتِ بهظاهر پیشرفته بهسادگی با درِ یک انبار محبوس میشوند، نشان میدهد که اینها واقعاً ماهیتی دیمونی دارند.
منظورم این نیست که نتوان فیلم را بهصورت یک حملهٔ واقعی بیگانهای دید، اما خوانش دیمونی منطقی و همبسته است و با قوس داستانی بازگشتِ کشیش سابق همراه است. لازم هم نیست برای لذت بردن از فیلم حتماً به خدا ایمان داشته باشید.
جمعبندی: این فیلمِ باکیفیتِ شیامالان است و در سطحِ «حس ششم» و «دهکده» قرار میگیرد.
مدت زمان: 106 دقیقه. فیلمبرداری: شرق پنسیلوانیا.
نمره: B+
از فیلمهای مورد علاقهٔ ام. نایت شیامالان نیست، اما کمدوستتریناش هم نیست.
فیلم کمی بیش از یک ساعت و نیم است، اما طولانیتر به نظر میرسد. مل گیبسون (گراهام) کشیشی بازنشسته و بیوه است که در مزرعه با دو فرزندش، مورگان (روری کالکین) و بو (آبیگیل برسلین)، و برادرش مریِل (واکین فینیکس) زندگی میکند. زندگیشان بهظاهر عادی است تا اینکه یک صبح دایرههایی میان مزارع ذرت پیدا میشود. در ابتدا آنها را حقه میدانند، اما با پخش گزارشهایی دربارهٔ گسترش این پدیده در سرتاسر جهان و وقوع صداها و اتفاقات شبانه، خانواده احساس میکند تحت نظر قرار دارند و ناظرشان احتمالاً بیطرف نیست. ده دقیقهٔ پایانی تا حدی داستان را بازخرید میکند، اما در کل فیلم کند و یکنواخت است؛ اکشن زیادی ندارد، رابطهٔ برادری بین گیبسون و فینیکس چندان قوی نیست و بچهها که معمولاً در آثار شیامالان نقش محوری دارند، اینجا کمتر امکان بروز یافتهاند. بار ملودرامِ غم و اندوه گذشته گاهی مانع ایجاد حس تهدیدِ پیوسته میشود و ریتم داستان اغلب قطعهقطعه به نظر میآید. فیلم قابل قبول است اما بهترین کارگردانی شیامالان نیست.
این یکی از فیلمهای محبوبم است و در رتبهٔ دوم برترین فیلمهای هیجانانگیز من قرار دارد.
«نشانهها» فیلمِ معمولیِ بیگانهای نیست؛ تمرکزش روی یک کشیش بیوه و خانوادهاش است اما با این حال یکی از بهترین فیلمهایی است که میتوان بارها تماشا کرد بدون اینکه خستهکننده شود.
بازبینی دوبارهٔ «نشانهها» همان احساسِ اولین تماشا را برایم زنده کرد. فیلمنامه محکم، خط داستان درگیرکننده و اجراها، بهخصوص مل گیبسون، قویاند. واکین فینیکس هم تعادل خوبی بین لحظات احساسی و طنز سبک برقرار میکند. با این حال فیلم انگار کمی جرقهٔ لازم برای عالی شدن را کم دارد. روایت صرفاً از دید خانواده بیان میشود که باعث حس تعلیق و صمیمیت میشود، اما از طرف دیگر بیگانهها کموبیش دستنخورده باقی میمانند؛ هدف، رفتار یا انگیزهٔ آنها را خیلی نمیفهمیم. آن صحنهٔ پایانی با موجود و کودک جالب است: بعضی نظریهها میگویند ممکن است موجود در حال محافظت از کودک بوده باشد تا حمله؛ این که موجود وقتی مریِل به آن ضربه میزند از خود دفاع نمیکند، پرسشهایی دربارهٔ نیات واقعیاش برمیانگیزد. این ابهام لایهای جالب به فیلم میافزاید اما از دست دادن فرصتی است تا داستان عمیقتر شود. بهطور کلی «نشانهها» فیلمی خوب با تمهای قوی ایمان، خانواده و بقاست.
این فیلم واقعاً فکر میکند مهیج است، در حالی که پر از کلیشههای خستهکننده است که کمی مذهب هم رویشان کشیده شده. رویکرد هچکاکی «هیولا را نشان نده» را خیلی افراطی گرفتهاند و وقتی بالاخره بیگانه را دیدم با صدای بلند خندیدم — واقعاً این همان چیزی بود که برای بخش عمدهٔ فیلم پنهانش کرده بودند؟ همه از دیدنش وحشتزده میشوند. برای من جدی گرفتنِ این فیلم سخت بود، مخصوصاً دیالوگها دربارهٔ پرهیز از فحش که جالب و تا حدی خندهدار بود. من قبلاً مذهبی بودم و با بعضی واژگان رشد کردم، اما باز هم با چیزی در این فیلم ارتباط نگرفتم. کلیتِ فیلم موعظهآمیز به نظر میرسد و هیچ ویژگی هنریِ برجستهای نداشت. پیشنهاد میکنم «نشانهها» را برای شب فیلم بد ببینید — مسخرهکردنِ آن واقعاً سرگرمکننده است.
من واقعاً نمیفهمم دیگران در این فیلم چه چیزی میبینند؛ از نظر من در بهترین حالت متوسط است. نه ترسناک است و نه داستانش قوی و جذاب.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران