هزل دختری است که با توجه به داشتن توموری سرطانی ، چند سالی بیشتر زنده نخواهد بود. اما آشنایی وی با پسری به نام آگستیوس باعث می شود که زندگی هزل دستخوش تغییراتی شود و…
هزل دختری است که با توجه به داشتن توموری سرطانی ، چند سالی بیشتر زنده نخواهد بود. اما آشنایی وی با پسری به نام آگستیوس باعث می شود که زندگی هزل دستخوش تغییراتی شود و…
فیلم خوبی است و روحیه زیادی به همه افرادی که به سرطان مبتلا هستند میبخشد. کارگردان ممکن است پس از موفقیتهای پیدرپیاش در حال اوجگیری باشد. جالب است که هر دو فیلم او به نویسندگان میپردازند، اما تم اصلی آنها عاشقانه است. او هنوز دو فیلم بیشتر نساخته و اکنون بینندگان سینما مشتاقانه منتظر پروژه بعدیاش هستند. این فیلم بر اساس رمان نوجوانانهای به همین...
فیلم خوبی است و روحیه زیادی به همه افرادی که به سرطان مبتلا هستند میبخشد. کارگردان ممکن است پس از موفقیتهای پیدرپیاش در حال اوجگیری باشد. جالب است که هر دو فیلم او به نویسندگان میپردازند، اما تم اصلی آنها عاشقانه است. او هنوز دو فیلم بیشتر نساخته و اکنون بینندگان سینما مشتاقانه منتظر پروژه بعدیاش هستند. این فیلم بر اساس رمان نوجوانانهای به همین نام ساخته شده است که درباره یک بیمار سرطانی ۱۶ ساله است.
هیزل گریس که در حال نبرد با زندگی و مرگ است، همچنین یک جنگجوی قوی در برابر تمام موانع است. زمانی که مادرش او را به گروه درمانی میفرستد، با آگوستوس واتر، یکی از اعضای گروه، آشنا میشود. در حالی که او به طور کنایهآمیز صحبت میکند، واتر شخصیت جذابی در او مییابد. دوستی آنها شکل میگیرد و آنها زمان بیشتری را با هم میگذرانند. حتی با این که میدانند آیندهای برایشان وجود ندارد، رابطهشان پیشرفت میکند و پایان داستان باقیمانده است.
معمولاً فیلمهای با موضوع سرطان به عنوان فیلمهای اشکآور شناخته میشوند. اما به طرز شگفتانگیزی، هدف این فیلم متفاوت بود. البته احساسات در آن وجود دارد، اما روایت داستان و توسعه شخصیتها هدف اصلی بود. سهچهارم فیلم داستانی خوب از یک عاشقانه نوجوانانه را روایت میکند. روایتهای بعدی با یک پیچش آغاز میشود که به شیوهای معمولی به تصویر کشیده شده است. مانند تمام فیلمها، احساسات در بخش پایانی حفظ شده است. ربع آخر فیلم قابل پیشبینی بود، اما آنها تا حد ممکن از کلیشهها اجتناب کردند.
نقش والدین به نوعی مرموز بود که بیننده را از انتظاراتش منحرف میکند. جالب است که همچنین برخی تردیدها را ایجاد میکند. در مقایسه با فیلم قبلی «The Spectacular Now»، شایلین وودلی کاملاً متفاوت به نظر میرسید. این بدان معناست که تغییرات فیزیکی او برای به نظر رسیدن به عنوان یک ۱۶ ساله فوقالعاده بود. بازی او همچنین این تصور را به وجود میآورد که او در حال تبدیل شدن به یکی از نامزدهای آینده جوایز اسکار در هالیوود است. با این روند، او میتواند مانند جنیفر لارنس به این موفقیت برسد.
در مورد بازیگر اصلی، این یک شروع خوب است و انتظار میرود نتیجه مشابهی از فیلم بعدیاش نیز داشته باشد. این فیلم که بیش از ۲ ساعت طول میکشد، بهطور هوشمندانهای محتوا را برش داده و در مکانهای مناسب سازماندهی کرده است. بسیاری بر این باورند که این یک تبدیل خوب از کتاب به سینما بود. بنابراین میتوانید این فیلم را تماشا کنید، اما احتیاط کنید زیرا امروزه بیشتر فیلمهای نوجوانان به دلیل مخاطبان نوجوان پرشور، بزرگنمایی میشوند. این هشدار فقط برای افراد بزرگتر است. مطمئن هستم که جوانترها این فیلم را دوست خواهند داشت، منظورم بیشتر آنهاست.
بله، فیلم کمی احساساتی و در برخی مواقع به شدت احساسی است، اما همچنین داستانی لمسی و عاطفی است که درباره دو فرد مصمم است که در طول یک جلسه شیمیدرمانی ملاقات میکنند. "هیزل" (شایلین وودلی) - هرگز بدون سیلندر اکسیژن قابل حملش - به یک گروه حمایتی میرود که در آنجا با "گاس" (آنسل الگورت) که به خاطر دوست نابینایش "آیزاک" (نات ولف) آمده است، آشنا میشود. آنها هر دو به "فرآیند" بیاعتنا هستند و به مطالعه علاقه دارند. این علاقه به آنها انگیزه میدهد تا به نویسنده کتاب مورد علاقهشان نامه بنویسند. وقتی نه تنها پاسخی دریافت میکنند بلکه پیشنهادی برای سفر به آمستردام برای ملاقات با او نیز دریافت میکنند، شگفتزده میشوند! او باید والدینش (لاورا درن و سم ترامل) را قانع کند که این سفر امکانپذیر است و سپس برای یک جلسه bonding به راه میافتند که آنها را با ویلم دفو آشنا میکند که واقعاً چالشهایی برای ایدههای آنها ایجاد میکند. داستان سپس یک پیچش دراماتیک به خود میگیرد و دینامیک بین این زوج را کمی تغییر میدهد و در این نقطه است که ما شروع به احساس درام میکنیم و داستان کمی به سمت احساسات کشیده میشود. بین دو بازیگر شیمی خاصی وجود دارد و دفو نیز در یکی دو صحنهاش به خوبی عمل میکند، اما بقیه داستان کمی بیش از حد کش میآید. فیلم بیش از دو ساعت طول میکشد و زمان زیادی بر روی توسعه شخصیتهای بیروح صرف شده است. همه شخصیتها زیبا به نظر میرسند و من از آن متنفر نبودم، فقط کمی برای من شیرینتر از حد معمول بود.
"خطای ستارگان ما" به خوبی یک تعادل ظریف را برقرار میکند. این فیلم بر موضوعی دشوار متمرکز است، اما از احساس دستکاری دوری میکند. قدرت روایت در رویکرد واقعیاش نهفته است. داستان که از رمان جان گرین اقتباس شده است، زندگی جوانانی را که با بیماری جدی روبرو هستند با صداقت تازهای بررسی میکند. کارگردانی بر روی شخصیتها تمرکز میکند و اجازه میدهد روابط و مبارزات آنها تأثیرگذار باشد. تصویربرداری، در حالی که ظریف است، دنیایی صمیمی و قابل باور ایجاد میکند.
شایلین وودلی با بازی قدرتمندش فیلم را با تجسم دقیقش از هیزل محکم میکند. آنسل الگورت نیز در کنار او یک ارتباط عاشقانه قابل باور و لمسی ایجاد میکند. حتی در نقش کوچکترش، ویلم دفو لایهای از عمق را اضافه میکند. فیلمنامه یک دارایی بزرگ است که دیالوگهای واقعی و احساسی را ارائه میدهد. موسیقی متن بهطور مؤثری ضربات احساسی فیلم را تقویت میکند و به جو کلی کمک میکند بدون اینکه روایت را تحتالشعاع قرار دهد.
به طور کلی، "خطای ستارگان ما" فیلمی جالب است که موضوع حساس خود را با صداقت مدیریت میکند. این داستانی است که در ذهن شما باقی میماند، به لطف بازیهای قوی، فیلمنامهای خوبساخته و کارگردانی متفکر. این فیلم در ایجاد تجربهای احساسی موفق است که از کلیشههای معمولی عاشقانههای نوجوانان فراتر میرود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران