«بهت گفتم از اون رادیو دوری کن. اگه باتریاش مرده باشه، تنها نیست.»
«White Heat» را رائول والش کارگردانی کرده و ایوان گاف و بن رابرتس فیلمنامهٔ آن را بر پایهٔ داستانی بهقلم ویرجینیا کیلاغ اقتباس کردهاند. در این فیلم جیمز کگنی، ویرجینیا مایو، ادموند اوبراین، استیو کاکران و مارگارت ویچرلای بازی میکنند؛ موسیقی اثر مکس اشتاینر و فیلمبرداری از سیدنی هیکاکس است.
کادی جرت (کگنی)...
«بهت گفتم از اون رادیو دوری کن. اگه باتریاش مرده باشه، تنها نیست.»
«White Heat» را رائول والش کارگردانی کرده و ایوان گاف و بن رابرتس فیلمنامهٔ آن را بر پایهٔ داستانی بهقلم ویرجینیا کیلاغ اقتباس کردهاند. در این فیلم جیمز کگنی، ویرجینیا مایو، ادموند اوبراین، استیو کاکران و مارگارت ویچرلای بازی میکنند؛ موسیقی اثر مکس اشتاینر و فیلمبرداری از سیدنی هیکاکس است.
کادی جرت (کگنی) رهبر سادیستی گروهی خشونتطلب و بیرحم از دزدان است. او نسبت به مادرش (ویچرلای) وفاداری وسواسگونهای دارد و از کودکی از سردردهای وحشتناک رنج میبرد؛ بهگونهای که تنها یک روز بد تا تبدیل شدنش به یک روانی کامل فاصله دارد. آن روز بهزودی فرا میرسد و هرکسی که سر راهش باشد، باید منتظر عواقبش باشد.
زمان انتشار «White Heat» دو نکته دربارهٔ ستاره و موضوعاتش آشکار بود: اول اینکه مدتها بود که یک گنگستر واقعی و واقعاً وحشی نتوانسته بود تماشاگر سینما را به همان اندازه هیجانزده یا ترساند. کد تولید و تغییر ارزشهای احساسی پس از جنگ جهانی دوم باعث شده بود گنگسترهایِ تمامعیارِ گذشته تقریباً ناپدید شوند. نکتهٔ دوم اینکه کگنی از عملکرد ناامیدکنندهٔ شرکت تولید خودش احساس گزندگی کرده بود؛ بنابراین پس از ترک وارنر برادرز در ۱۹۴۲، او دوباره با همان استودیو قرارداد بست و به ژانری بازگشت که در دههٔ ۳۰ تقریباً متعلق به او شده بود. طبیعتاً او در روند ساخت نفوذ داشت—مثلاً اصرار به نشان دادن پیام «جرم بیپاداش نمیماند»—اما در مجموع او به یک موفقیت نیاز داشت و ترکیب او با رائول والش و شخصیت روانیِ جرت کاملاً مناسب بود. شاید این بهترین اجرای بازیگری او نباشد، اما قطعاً تأثیرگذارترین آنهاست و میتوان گفت از بهترینهای ژانر گنگستری است.
الهامبخش فیلم عمدتاً از جنایتکاران واقعی مانند ما بارکر، آرتور «داک» بارکر و فرانسیس کراولی گرفته شده است. قابلتأمل است که آنها همه جنایتکاران دههٔ ۳۰ بودند، زیرا «White Heat» بسیار شبیه و حسبرانگیز فیلمهای دههٔ ۳۰ است. کگنی البته آن موقع بزرگتر و پُردرخشتر بود (او هنگام ساخت فیلم ۵۰ ساله بود)، اما او و فیلم هر دو حضور و نشاط کافی برای قرار دادن اثر در فضای دورهٔ مربوطه را دارند و در عین حال «White Heat» را بهعنوان آخرین نمونهٔ باشکوه آن دوره معرفی میکنند. این فیلم آن حیوان قدیمی نادر است که در قلبش داستانی اکشن معمولی دارد، ولی در ساختار و تصویرسازی شخصیت اصلی منحصربهفرد است. والش بهخوبی فیلم را حول چهار «لحظه» مهمِ کادی جرت بنا میکند و تنشهای ادیپالی بین کادی و مادرش تجربهای نگرانکننده میآفریند؛ با این حال والش و تیمش با یک حرکت هوشمندانه موفق میشوند برای این قهرمان دیوانه همچنان همدلی جلب کنند. شاید این ایده دیوانهوار بهنظر برسد، اما یکی از دلایل بزرگ برجستهبودن «White Heat» است. دلیل دیگر، صحنههای خاصِ آن است که دو صحنهشان اکنون در افسانههای سینمایی جای گرفتهاند. افسانهٔ اول وقتی رخ میدهد که کادی در زندان خبر بدی میشنود؛ واکنش او هم هولناک و هم رقتانگیز است (توجه کنید به واکنش بازیگران فرعی که خودِ آنها هم نمیدانستند چه در انتظارشان است). افسانهٔ دوم همان پایانِ معروف است که همیشه نقلقولپذیر مانده و بهعنوان یک اوج آتشین و انفجاری نمونهٔ دشواری برای رقابتکردن است.
با وجود درخشش و بهیادماندنیبودن کگنی، این فیلم نمایشِ یک نفره نیست. او تحت هدایت ماهرِ والش فوقالعاده است؛ کارگردانی که ریتم و ضربآهنگی را حفظ میکند که متناسب با وضعیت ذهنی کادی جرت است. با موسیقیِ متوهمکنندهٔ اشتاینر (Angels With Dirty Faces / Casablanca / Key Largo) و فیلمبرداریای که هیکاکس با رگههای نوآر برای واقعگرایی و اتمسفر اضافه میکند، از نظر فنی فیلمی هوشمندانه است. بازیگران مکمل در برابر اجرای پرقدرت کگنی کارنامهٔ درخشانی ارائه میدهند. ویچرلای در نقش مادرِ تیزمزاج و سرسختِ جرت باشکوه است و اوبراین در دومین نقش مهم فیلم عملکردی دقیق و لازم دارد؛ نقشی که او را نه تنها بهعنوان اولین انسانی که کادی به او اعتماد کرده نشان میدهد، بلکه نوعی نقش مادرانهٔ عجیب را هم میطلبد! مایو فرصت زیادی برای نمایش ندارد، اما زیبا، جذاب و با هالهای از سرنوشتگرایی ظاهر میشود. کاکران هم بهخوبی نقش دست راست را بازی میکند؛ مردی که خیال و جاهطلبیاش از جایگاهش فراتر میرود.
«White Heat» از آن فیلمهای سخت و بیرحم است؛ درامی روانپریشانه، تند و پرطنین که تصاویر بصری فراوان و صحنههایی دارد که پس از شصت سال همچنان قدرتمند و شوکهکنندهاند. گهگاه فراموش میشود—وقتی دوباره کلیپی از پایان درخشان آن در تلویزیون پخش میشود—که این فیلم همچنین اثری عجیب و گزنده هم هست. در مجموع، فیلمی آتشین و سوزان است. ۱۰/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران