در بمبئی، روال پرستار پرابها با دریافت یک هدیه غیرمنتظره از شوهرش آشفته می شود. هم اتاقی کوچکتر او، آنو، بیهوده تلاش می کند تا جایی در شهر پیدا کند تا با دوست پسرش صمیمی شود.
در بمبئی، روال پرستار پرابها با دریافت یک هدیه غیرمنتظره از شوهرش آشفته می شود. هم اتاقی کوچکتر او، آنو، بیهوده تلاش می کند تا جایی در شهر پیدا کند تا با دوست پسرش صمیمی شود.
نامزد ۱ جایزهٔ بفتا؛ ۴۶ جایزه و در مجموع ۹۰ نامزدی.
«پرابها» (کانی کُسروتی) پرستاری است در بیمارستان شلوغ بمبئی که آپارتمان کوچکش را با «آنو» (دیویّا پربها) شریک است؛ آنو معمولاً پول کمی دارد. خیلی زود میفهمیم پرابها ازدواج کرده اما همسرش مدتی پیش برای کار به آلمان رفته و بیش از یک سال است هیچ خبری از او ندارد. از سوی دیگر، آنو مشکل عاطفی متفاوتی دارد: او عاشق جوانی مسلمان به نام «شیاز»...
«پرابها» (کانی کُسروتی) پرستاری است در بیمارستان شلوغ بمبئی که آپارتمان کوچکش را با «آنو» (دیویّا پربها) شریک است؛ آنو معمولاً پول کمی دارد. خیلی زود میفهمیم پرابها ازدواج کرده اما همسرش مدتی پیش برای کار به آلمان رفته و بیش از یک سال است هیچ خبری از او ندارد. از سوی دیگر، آنو مشکل عاطفی متفاوتی دارد: او عاشق جوانی مسلمان به نام «شیاز» (هریدهو هارون) شده اما خوب میداند همکاران و خانوادهاش هرگز چنین رابطهای را نمیپذیرند، چه برسد به ازدواج—پس شاید فرار تنها راهحل آنها باشد. در همین حال، دوستشان «پارواتی» (چایا کادام) با حکم تخلیه روبهروست چون سازندگان میخواهند در خانهاش ساکن شوند و حتی برق خانهاش را قطع کردهاند. او که از این وضعیت خسته شده، تصمیم میگیرد به روستای ساحلی خودش بازگردد، جایی که حداقل خانهای برای خودش دارد. دو دوست با هم همراهش میشوند و در جریان گفتگوها و بازگشت به گذشته، کمکم متوجه میشویم هر زن چگونه به این نقطه رسیده و برای آینده چه فرصتهایی پیشرو دارند. داستانی ظریف است، در دل هیاهوی شهری که هرگز آرام نمیگیرد. این زنان همواره برای دیگران اهمیت قائلاند، اما کمکم درمییابند که باید بیشتر به خودشان نیز اهمیت بدهند—و برای پرابها که توجه دکتر مهربان «مانوج» (آزیز نِدوماگاد) را جلب کرده، باید تصمیم بگیرد که به گذشتهاش وفادار بماند یا به آیندهای تازه چشم بدوزد. در سراسر فیلم عکسبرداریهای محکمی هست که هم شلوغی پرفشار و بارانی شهر را و هم زیبایی آب و نمادهای صلحآمیز و دیرینه حکشده در غارها را ثبت میکند. کل روایت به طور مؤثر انتخابها (یا فقدان انتخابها) را نشان میدهد؛ انتخابهایی که زنان در جامعهای که همرنگی معمول است در اختیار دارند. فیلم گاهی میتواند سرگرمکننده هم باشد—این زنان آدمهای ساکت و افسردهای نیستند—و پیام قدرتمندی دارد که تبدیل به مطالعهای درخشان، شخصیتپرداز و ارزشمند برای دو سه ساعت تماشا میشود.
All We Imagine as Light فیلمی تصویری و ظریف درباره صمیمیت، آوارگی و جستوجوی آرام ارتباط است که جایزه بزرگ کن را دریافت کرده است. فیلم در بمبئی میگذرد و زندگی سه زن شاغل در بیمارستان را دنبال میکند که در خلال پیچیدگیهای زندگی شخصی خود لحظات کوتاه نزدیکی را تجربه میکنند. فضای آرام فیلم همچون نسیم ملایمی است و فیلمبرداری اثیریِ آن حالتی مراقبهوار پدید میآورد که برای تماشاگران علاقهمند به تأملِ احساسی کاملاً تأثیرگذار است. با این حال، All We Imagine as Light بیشتر شبیه پژواکی آشناست تا اثری انقلابی. فیلم از ریتم آرام و بازیهای کمصدا سود میبرد اما به داستانهای مرسوم تکیه زیادی دارد. روایت، دورهای کوتاه و تحولآفرین از زندگی شخصیتها را بررسی میکند بدون اینکه پاسخهای واضحی ارائه دهد؛ این ممکن است برای طرفداران سینمای کند و تأملی جذاب باشد، اما دیگران را به این فکر میاندازد که شاید این قصه را بارها دیدهاند. نبود عمق عاطفی گاهی سرعت کند فیلم را بیفایده جلوه میدهد و برخی را به سؤال وامیدارد که آیا پایان مبهم فیلم انتخابی هنری است یا نقصی در روایت. گاهی فیلم گذرا بهنظر میرسد—زیبا اما گذرا و در نهایت راضیکننده نیست. پرداختن به چند ماه از زندگی هر شخصیت جذاب است، اما فیلم در یافتن زاویهای نو برای موضوعِ کهنهٔ خلأ ارتباط انسانی ناکام است. بازیها هرچند قویاند، اما نیاز دارند متریال را بالاتر ببرند تا اثر را متمایز کنند. کانی کوسروتی، دیویّا پربها و چایا کادام اصالت را به نقشهایشان میآورند، اما شخصیتها فراتر از آرکتایپهای خود—عاشقان جداافتاده، کارگران تنها و بیگانگان در جستوجوی معنا—پیش نمیروند. در نهایت، All We Imagine as Light فیلمی خوشایند اما تاحدی ناامیدکننده است: در خاطر میماند نه بهخاطر تأثیر عمیقش بلکه بهخاطر این که مخاطب را در تعلیق میگذارد و او را به یاد میآورد که شاید این داستان را در فیلم دیگری دیده است—شاید بهتر اجرا شده باشد. فیلم لحظاتی از زیبایی و تأمل ارائه میدهد، حتی اگر بهطور کامل برازنده تبلیغات و تمجیدها نباشد.
هر سال معمولاً یک فیلم هست که به طرز عجیبی بیش از اندازه تحسین و جایزه میگیرد و این اثرِ خستهکننده و ریتمکند یکی از نامزدهای اصلیِ این عنوان در ۲۰۲۴ است. فیلمنامهنویس و کارگردان پایال کاپادیا شرایط معاصر طبقه کارگر در بمبئی را از منظر سه زنی که برای امرار معاش، کار و مسائل شخصی میکوشند، بررسی میکند؛ همه آنها از ریشههای روستایی به شهر آمدهاند تا از فرصتهایی که وعده داده شده استفاده کنند. فیلم به خاطر برخورد ملایم با موضوع و پرداخت حساس و دقیق به زندگی شخصیتهای اصلی تحسین شده است، اما به نظر من این عیناً ادبیات محترمانهای است برای گفتن اینکه فیلم کسلکننده است (در نمایشگاهی که من حضور داشتم بارها به ساعت نگاه کردم). علاوه بر این، فیلم میکوشد کارهای زیادی را با موفقیت انجام دهد اما در بسیاری از ابعاد کماثر است؛ موضوعاتی از تنهایی و مشکلات مالی گرفته تا شهرسازی و سنتهای منسوخ را در بر میگیرد اما چندان نو و تازه نیست. به نظرم این اثر در پرداخت به موضوعاتی مانند مبارزات طبقه کارگر و انزوای فردی چندان پیشگامانه نیست و آثار دیگری در سینمای هند مانند The Lunchbox (۲۰۱۳) و Fire in the Mountains (۲۰۲۱) این موضوعات را بهطرزی جذابتر و مؤثرتر مطرح کردهاند. همچنین بخشهایی از روایت یا بهخوبی گسترش نیافتهاند یا غیرقابلباور به نظر میرسند و اجرای سوررئال گاهی چنان ظریف است که تشخیص عمدی یا نقصی بودنش دشوار است. البته که زیباییشناسی فیلم—از جمله فیلمبرداری—نقاط قوتی دارد، اما اینها برای جبران کمبودهای بنیادین فیلم کافی نیستند. صادقانه بگویم، باور ندارم «All We Imagine as Light» شایسته همه تحسینها و جوایزی باشد که دریافت کرده است؛ با وجود آثار بینالمللی بسیار بهتر، تأسفآور است که برخی جشنوارهها و جوایز وقت و اعتبار خود را صرف اثری کردهاند که به نظر من بیش از حد بزرگنمایی و کمپخته است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران