روزی روزگاری در دل درّههای بکر آلپ.
فیلم شبیه یک قصّه است—داستان رابطهای میان پسر نوجوانی و پرندهای باشکوه. ساختهای اتریشی است به زبان انگلیسی، با بازیگران محدود و حالوهوای نیمهمستند. موضوع کموبیش مشابه فیلم فرانسوی «روباه و دختر» است، اما در فضایی متفاوت. خود را آماده تماشای مناظری دیدنی از درّههای آلپ اتریش کنید، همراه با قصّهای درباره مواجهه انسان با وحش. فیلمی سرگرمکننده و...
روزی روزگاری در دل درّههای بکر آلپ.
فیلم شبیه یک قصّه است—داستان رابطهای میان پسر نوجوانی و پرندهای باشکوه. ساختهای اتریشی است به زبان انگلیسی، با بازیگران محدود و حالوهوای نیمهمستند. موضوع کموبیش مشابه فیلم فرانسوی «روباه و دختر» است، اما در فضایی متفاوت. خود را آماده تماشای مناظری دیدنی از درّههای آلپ اتریش کنید، همراه با قصّهای درباره مواجهه انسان با وحش. فیلمی سرگرمکننده و در عین حال مناسب برای شناخت رفتار این پرنده باشکوه، که برای مخاطبان تمام سنین ساخته شده است.
داستان ساده است و در تابستانی از دههٔ ۶۰ میگذرد؛ روایتی که ژان رنو آن را برعهده دارد و نقش جنگلبان را نیز بازی میکند. او حکایت پسری به نام لوکاس را بازگو میکند که از وقتی جوجهای از لانهاش افتاد، پیوندی غیرمعمول با یک عقاب برقرار میکند. پسر پرنده را «آبل» نام میگذارد و کنارش میماند؛ غذا میدهد، تربیتش میکند تا بزرگ شود. اما چون آبل موجودی وحشی است، غریزهاش رفتار متفاوتی را ایجاب میکند و عشق و مراقبت لوکاس روزبهروز دشوارتر میشود. با گذر فصول زمان آنها برای تعریف واقعی رابطهشان فرا میرسد و فیلم این فرایند را زیبا روایت میکند.
فیلم بیشتر با روایتی پسزمینه مانند برنامههای طبیعتگردی پیش میرود تا دیالوگهای شخصیتها، اما در مجموع با موسیقی متن چشمگیری همراه است. ترکیب صدا بسیار خوب کار شده و فیلمبرداری نفسگیر است، بهویژه تمام صحنههایی که شامل پرنده، چشماندازها و دیگر حیوانات میشود. زاویههای دوربین فوقالعادهاند و فیلم لحظاتی را نشان میدهد که در برخی مستندها کمتر دیدهایم؛ از جمله پرداختن به موضوعاتی مثل حفاظت، شکارچیان غیرمجاز و تأثیر فعالیتهای انسانی، بهویژه نمایش آلپ در فصول مختلف.
«یادگرفتن شجاعت میخواهد و آموزش، صبر مادری.»
بازیگر خردسال فوقالعاده است، و صحنههای مربوط به حیوانات—بهویژه آبل در مراحل مختلف زندگیاش—بسیار تأثیرگذارند. کوشش زیادی از سوی گروه، بهویژه مربیان حیوانات و کارشناسان طبیعت، برای ساخت چنین فیلمی در لوکیشنهای دشوار صورت گرفته است. یکی از صحنههای نفسگیر، رویاروئی آبل با یک بز کوهی بود؛ نمیدانم آن را چگونه گرفتهاند یا از آرشیو مستندهای طبیعت کلیپی استفاده شده، اما وجود آن جلوهای خارقالعاده به فیلم میبخشد. همهٔ نماها بهصورت زنده ثبت نشدهاند؛ بخشهایی با CGI هم وجود دارد، اما بسیار ماهرانه اجرا شده و خوب با کلیت فیلم ترکیب میشود.
دوستی پسر با پرنده مثل هر کودکی است که آرزوی داشتن چنین موجودی را دارد—حسادتبرانگیز. از سوی دیگر، تضاد او با پدرش او را بیش از پیش به آبل نزدیک میکند. تا حدی هر دو—آبل و لوکاس—در وضعیت مشابهی از زندگی قرار دارند و فیلم نشان میدهد چگونه با هم تلاش میکنند تا از آن وضعیت رها شوند. در پایان، بهخوبی مشخص میشود هرکس کجا به طبیعت مادر تعلق دارد و نقش واقعیاش چیست.
داستان شاید چیزی نباشد که عاشقش شوید، اما نحوهٔ روایت و بالاتر از همه درخشش فنی فیلم باعث میشود آن را دوست داشته باشیم. فیلمی در ژانر بلوغ و رشد، قطعاً نادر و با کیفیت روایت بالا. ریتمی متوسط اما بسیار تأثیرگذار دارد و حتی میتواند از فیلمهای طبیعت دیزنی هم پیشی بگیرد. برای کودکان دیدن آن ضروریست؛ برای بزرگسالان شاید الزاماً ضروری نباشد، ولی اگر از آن غفلت کنید، احتمالاً اثر هنری چشمگیری از پرترهٔ طبیعت را از دست دادهاید. لازم نیست آن را ستایش کنید یا دنبال ایرادها بگردید؛ فقط آرام بنشینید و از تماشا لذت ببرید—همین کافیست.
۷/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران