مری شلی فاش میکند که شخصیتهای اصلی رمانش که جان سالم به در بردهاند: دکتر فرانکنشتاین، که توسط دانشمندی دیوانهتر تشویق میشود، برای هیولای خود جفتی میسازد.
مری شلی فاش میکند که شخصیتهای اصلی رمانش که جان سالم به در بردهاند: دکتر فرانکنشتاین، که توسط دانشمندی دیوانهتر تشویق میشود، برای هیولای خود جفتی میسازد.
ارنست تیزیجر در دنبالهٔ جیمز ویلهٔ «فرانکنشتاین» فوقالعاده است؛ او نقش دانشمندی را بازی میکند که هنر رشد دادن (بهجای برداشت) بافتها را تکمیل کرده است. وقتی او با هیولای اصلی بارون فرانکنشتاین روبهرو میشود، آنها تلاش میکنند بارون مردد را وادار کنند تا برای بوریس کارلوفِ تنها، همسری بیافریند. این داستان ترکیبی جذاب از علمتخیلی، وحشت و حتی رومانس است؛ چون در نهایت هیولا...
ارنست تیزیجر در دنبالهٔ جیمز ویلهٔ «فرانکنشتاین» فوقالعاده است؛ او نقش دانشمندی را بازی میکند که هنر رشد دادن (بهجای برداشت) بافتها را تکمیل کرده است. وقتی او با هیولای اصلی بارون فرانکنشتاین روبهرو میشود، آنها تلاش میکنند بارون مردد را وادار کنند تا برای بوریس کارلوفِ تنها، همسری بیافریند. این داستان ترکیبی جذاب از علمتخیلی، وحشت و حتی رومانس است؛ چون در نهایت هیولا انسانیتی بیش از هر یک از دانشمندان از خود نشان میدهد. اونا اوکانر و السا لانچستر نیز هر دو بازیهای درخشانی دارند، هرچند حضورشان کم است. جلوههای ویژه در مقایسه با بسیاری از فیلمهای علمیتخیلی ساختهشدهٔ بیست سال بعد، در برابر بررسی مقاومت خوبی دارند و موسیقی کلاسیک برگرفتهشده، تنش، شادمانی، عشق و ناامیدی را بهخوبی منتقل میکند و تا حدی فیلمنامهٔ نسبتاً خشک را جبران میکند. از نظر من، این یکی از بهترین فیلمهای «فرانکنشتاین» است.
هیولا (کارلوف) از آتشسوزی آسیاب بادی در فیلم قبلی جان سالم به در میبرد و در بایرن سرگردان است، در حالی که دکتر پرتوریوس (ارنست تیزیجر) به بارون فرانکنشتاین (کالین کلایو) پیشنهاد همکاری میدهد تا همسری برای هیولا خلق کنند که احتمالاً او را رام خواهد کرد.
این کلاسیک یونیورسالِ ۱۹۳۵ یکی از نخستین دنبالهها برای فیلمهای جریان اصلی بود و میتوان گفت مفهوم فرنچایز سینمایی یا دستکم یک سهگانه را شکل داد: فیلم ۱۹۳۱، این دنباله و «پسر فرانکنشتاین» (۱۹۳۹) همگی بوریس کارلوف را بهعنوان هیولا دارند و بازیگران و شخصیتهای مشترکی در آنها دیده میشود. داستان قوس دارد و در فیلم سوم به پایانی روشن میرسد.
ولِری هابسن در نقش الیزابت فرانکنشتاین (که جایگزین میِ کلارک در فیلم اول شده) از نکات قوت بخش زنانه است. در همین حال السا لانچستر نقش دوگانهٔ مری شلی و شخصیت عنوانی را در پایان ایفا میکند.
مقدمهٔ فیلم یک اشکال واضح دارد: مری این دنباله را برای لرد بایرون و پرسی بیش شلی نقل میکند، نهچندان دیر پس از موفقیت «فرانکنشتاین» که در ۱۸۱۸ منتشر شد. از آنجا که فیلم آشکارا پوششها و فناوریهای اوایل دههٔ ۱۹۳۰ را با عناصر قرن نوزدهم ترکیب کرده (کارگردان آن را «جهانِ موازی» توصیف کرده)، این روایت از نظر زمانی تناقضآمیز بهنظر میرسد—گویی مری باید آیندهای دور را پیشبینی کند، حداقل تا حوالی ۱۸۹۹ (تاریخ روی قبر زنی که اخیراً در داستان مرده).
این از آن نادر مواقعی است که دنباله بهتر از نسخهٔ اول ظاهر میشود: با شوخطبعی بیشتر (نه بیشازحد)، دوستی ماندگار هیولا با مرد نابینا در جنگل، و اینکه او میآموزد بهصورت تکهجایی صحبت کند (موضوعی که کارلوف با آن مخالفت داشت). این اثر افزودنی نمادین به داستان فرانکنشتاین است؛ تراژدیای گوتیک که با اجرایهای فراموشنشدنیِ هیولا و «عروس» او برجسته میشود.
فیلم سیاهوسفید حدود ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهطور کامل در استودیوهای یونیورسال در منطقهٔ بزرگ لسآنجلس فیلمبرداری شده.
نمره: B+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران