چهار دوست برای گذراندن آخر هفته به کابینی در کنار دریاچه سفر میکنند. خوش گذرانی آنها هنگامیکه در یک اتاق سونای داغ حبس میشوند به کابوس تبدیل میشود…
چهار دوست برای گذراندن آخر هفته به کابینی در کنار دریاچه سفر میکنند. خوش گذرانی آنها هنگامیکه در یک اتاق سونای داغ حبس میشوند به کابوس تبدیل میشود…
طبق ادعای 247°F، فیلم «بر اساس وقایع واقعی» ساخته شده است. لابد منظورشان این است که داستان دربارهٔ آدمهایی است که بهطور تصادفی خودشان را در یک سونا حبس میکنند، چون شخصیتها واقعگرایانه به نظر نمیرسند.
مثلاً جنا را در نظر بگیرید که به ما گفته میشود «خوشقیافه… باهوش و جالب و خوشمشرب»؛ اینها صفاتیاند که صرفاً به او نسبت داده شدهاند (با اینکه نقش را...
طبق ادعای 247°F، فیلم «بر اساس وقایع واقعی» ساخته شده است. لابد منظورشان این است که داستان دربارهٔ آدمهایی است که بهطور تصادفی خودشان را در یک سونا حبس میکنند، چون شخصیتها واقعگرایانه به نظر نمیرسند.
مثلاً جنا را در نظر بگیرید که به ما گفته میشود «خوشقیافه… باهوش و جالب و خوشمشرب»؛ اینها صفاتیاند که صرفاً به او نسبت داده شدهاند (با اینکه نقش را اسکاوت تیلور-کامپتون بازی میکند، خودم هم با «خوشقیافه» بودنش چندان موافق نیستم). همینطور قابلیتهایی که به ایان (با بازی تراویس ون وینکل) نسبت داده میشود — «تخصص در فیزیک»، «مدرک انگلیسی» و «فرعی در علوم ارتباطات» — همه از همان دستاند.
ایان میگوید همیشه به ادبیات علاقهمند بوده و همیشه نوشتن را دوست داشته؛ اما وقتی دربارهٔ «سونای مرگ» که وید (تایلر مین) ساخته صحبت میکند، آن را «جدیدترین و تازهترین ساختهٔ وید» میخواند. واقعاً چه واژهگزینی تحسینبرانگیزی دارد، مگه نه؟
با این حال انصاف را باید داد؛ ایان وقتی میگوید رنه (کریستینا اولوا) در رابطهاش با مایکل (مایکل کوپن) نقش غالب را دارد، کاملاً درست میگوید — در صحنهٔ قبلی آنها را در حال، بهقولی، رابطه میبینیم؛ او دستکم از کمر به بالا لخت است، در حالی که او پیراهن و شلوار پوشیده. لابد این برای او آزاردهنده است.
شاید بگویید در یک فضای نسبتاً کوچک برای شستوشو وقتی فقط زیرپوش یا مایو پوشیدهاید، جا و زمان مناسبی برای خودنمایی از نظر باهوش و جالب و خوشمشرب بودن نیست (هرچند برای مخاطب بهترین جاست)؛ به این استدلال باید گفت فیلم اسپانیایی Madrid, 1987 خلاف این را نشان میدهد — شخصیتهای آن نه تنها ظاهراً نویسندهاند، بلکه حتی وقتی لخت در یک دستشویی گیر افتادهاند هم واقعاً شبیه نویسندهها حرف میزنند.
در 247°F همچنین مسئلهٔ گرمای خفهکننده هم هست، ولی گرچه این ممکن است توجیهی برای کممزه یا بیحوصله بودن باشد، آیا باعث میشود منطق و عقل سلیم و حس مشترک را کنار بگذاریم؟
نمونهاش این است که وقتی سگ وید، بو، کنار دیوار بیرونی سونا شروع به پارس کردن میکند، ایان، جنا و رنه تلاش میکنند با حیوان ارتباط برقرار کنند؛ در اینجا اولوا مجبور است (و آن را تکرار میکند) جملهٔ بیثمر «خدایا، ما را بیرون کن، بو» را بگوید. خب، میدانی او یک سگ است، نه؟ چرا به او التماس میکنی؟ او کاری برای نگه داشتن شما نکرده که بتواند شما را آزاد کند — یا انتظار داری بو ناگهان انگشت شست مخالف پیدا کند و در سونا را باز کند؟ شاید دفعهٔ بعد کمی از فیزیک و ادبیات کم کنید و به جانورشناسی هم نگاهی بیندازید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران