جانی یک بانکدار موفق است که در یک محله ای از سانفرانسیکو با نامزدش (لیزا) زندگی میکند. تا اینکه یک روز لیزا از او خسته شد و توسط یکی از دوستان صمیمی او (مایک) از راه بدر شد ...
جانی یک بانکدار موفق است که در یک محله ای از سانفرانسیکو با نامزدش (لیزا) زندگی میکند. تا اینکه یک روز لیزا از او خسته شد و توسط یکی از دوستان صمیمی او (مایک) از راه بدر شد ...
همه میدانند The Room فیلم بدی است. این تقریباً اصل ماجراست. اما هر کسی که بگوید بد بودنش آگاهانه است دروغ میگوید. این فیلم صرفاً بد است. واقعاً افتضاح. فیلمهایی که همکلاسهای رشته فیلمسازیام وقتی پانزدهساله بودم میساختند از The Room بهتراند. قبل از اینکه بپرسید، بله این فیلم را گروهی دیدم و نه، از دیدنش لذت نبردم.
امتیاز نهایی: ½ — آنقدر بد که توهینآمیز...
همه میدانند The Room فیلم بدی است. این تقریباً اصل ماجراست. اما هر کسی که بگوید بد بودنش آگاهانه است دروغ میگوید. این فیلم صرفاً بد است. واقعاً افتضاح. فیلمهایی که همکلاسهای رشته فیلمسازیام وقتی پانزدهساله بودم میساختند از The Room بهتراند. قبل از اینکه بپرسید، بله این فیلم را گروهی دیدم و نه، از دیدنش لذت نبردم.
امتیاز نهایی: ½ — آنقدر بد که توهینآمیز است. شاید هرگز کاملاً بهبود نیابم.
بعد از دیدن The Disaster Artist، مجبور شدم این فیلم را هم ببینم! افتضاح! از خنده رودهبر شدم ولی باز هم افتضاح بود! آفرین تامی! رویاهاتو زندگی کن! هنوز هم از اینکه واقعاً دارم این را تماشا میکنم میخندم! شبیه فیلم پورن است بدون بخش پورن!
این فیلم نخستین کار تامی وایسو از ۲۰۰۳ است. داستان درباره مردی بهنام جانی است که دوستدختر بلوند و زیبایی بهنام لیزا دارد که بازیگرش جولیت دنیل است و رفتارش تا حدودی نامهربانانه است. جانی شغلی معمولی بهعنوان بانکدار دارد، مراقب نوجوانی بهنام دنی است که انگار پسر اوست و مرتباً کنجکاویهای ناخوشایندی درباره زندگی جنسی آنها نشان میدهد. جانی کمکم متوجه میشود لیزا با بهترین دوستش مارک خیانت میکند و در نهایت خودکشی میکند... با بودجهای که ظاهراً شش میلیون بوده، چطور چنین فیلمی ساخته شده؟
دنی نوجوان درگیر مسائلی با یک فروشنده مواد میشود و مارک هم با احساس گناه نسبت به رابطهاش با لیزا دستوپنجه نرم میکند، اما بازیگر نقش مارک با جیغهای نازک و آزاردهندهاش یکی از عصبیکنندهترین اجراها را دارد. دوستان لیزا که همیشه انگار در حال رابطهاند، خطوط داستانی اضافه و غیرضروریای ایجاد میکنند که بهنظر میرسد بعداً به فیلم چسبانده شدهاند.
موسیقی فیلم شبیه آن قصههای دهه هشتادی یا برنامههایی مثل Masterpiece Theater است و در عین حال حس صحنههای عاشقانه سبک «سافتکور» را القا میکند؛ صحنههای پرشور میان مارک و جانی شبیه چیزهایی است که بعد از تاریکی روی برخی شبکهها میبینید. ضبط تماسهای تلفنی لیزا روی دستگاههای نوار کاست قدیمی هم در سال ۲۰۰۳ کمی dated بهنظر میرسد. صحنه بالکن از همه بدتر است، چون پشت بازیگران دیوار صحنه معلوم است و کاملاً احساس مصنوعی بودن ایجاد میکند.
دوبله خود بازیگران، از جمله تامی، واقعاً افتضاح است و با عصبانیتهای غریب تامی همراه شده که او را عصبیکننده و عجیب میکند. هیچ دیالوگی در فیلم حتی اندکی نوآورانه نیست؛ همهچیز قبلاً گفته شده، ولی متأسفانه قابل نقلقول هم هست. باید این فیلم را دوست میداشتم ولی تصمیم گرفتم که دوستش ندارم و حداکثر بهطور سطحی از آن لذت بردم؛ حتی آن لذت هم شاید بهترین واژه برای توصیف احساسم نباشد. دلیلِ محبوبیت برخی افراد نسبت به این فیلم را نمیفهمم؛ صراحتاً افتضاح است — بهطرز وحشتناکی بد تدوین شده و فیلمی است که میتوان به کلاس فیلمسازی برد تا نشان داد چه کارهایی را نباید انجام داد.
من از دیدنش لذت نبردم و احتمالاً دیگر هرگز آن را تماشا نخواهم کرد، هرچند این فیلم راه را برای The Disaster Artist باز کرد که شاید فیلم بهتری باشد. در کتاب گرگ سسترو هم اشاره شده که تامی با بازیگران برخورد چندان خوبی نداشته و حتی رفتارهای آزاردهندهای داشته است؛ برای کسانی که هنوز از این فیلم دفاع میکنند باید درباره حس اخلاقیشان تردید کرد. بهنظر میرسد این یکی از آن فیلمهایی است که کسی با پولش آن را ساخته است و مخاطبانی دارد که از نفرتورزیدن به فیلم لذت میبرند.
نکات مثبت—اگر بخواهیم جستوجو کنیم: شروع فیلم با آن نمای معماری جذاب، صحنهای که پس از رابطه یکی از افراد برای برداشتن لباس زیر برمیگردد، و دیالوگهایی که با لهجه تامی قابل نقلاند.
فکر کنم بهتر است مغزت را پشت در بگذاری برای این مزخرفات. متأسفانه در آخرین نمایش در لندن اجازه نداشتیم قاشق پرت کنیم (و در نظریه هم نباید تماشاگران فریاد بزنند — مگر اینکه بخواهی قانون را بشکنی!). خب، جانی کمی زشتتر از حد معمول است و با نامزد خوشقیافهاش لیزا زندگی میکند که معلوم میشود ترجیح میدهد با مارک خوشتیپ رابطه داشته باشد... آیا لو میرود؟ آیا اوضاع مثل قبل خواهد شد؟ قطعاً دیالوگها افتضاحاند، صحنههای جنسی بهصورت خارج از فوکوس فیلمبرداری شدهاند که در واقع جای شکر دارد، و موسیقی متن آنقدر کلیشهای است که کل جمعیت را به مشارکت به شکل غیرقابلانتظاری وادار میکند. این زباله است؛ کلمهای بهتر از این پیدا نمیکنم — اما دیدنی است (بهخصوص بعد از سه بطری شراب و کمی جین سرم). بازی Carolyn Minnott در نقش مادر، کلودت، صادقانه و دوستداشتنی است. فیلم از لحاظ آماتوری در تقریباً همه جوانب است، اما شاید همین باعث شده فرهنگ پاپ آن را پذیرفته و به فیلم جایگاه کلتی بدهد. هدفگذاری خیلی پایین باش؛ حتی آنوقت ممکن است توقعاتت بیش از حد باشد!
یک کلاسیک کلتی از نوع «آنقدر بد که خوب است»، داستان ساخت The Room بهاندازه خود فیلم افسانهای شده. دیدن The Room این حس را به من داد که دارم فیلمی را تماشا میکنم که توسط موجودی فرازمینی نوشته و کارگردانی شده که هرگز فیلم ندیده یا تعامل انسانها را درک نکرده است.
اجرای تامی وایسو باید دیده شود تا باور کنی؛ بهخفیفترین تعبیر، «خوب» نیست. تعداد زیادی صحنه جنسی خستهکننده و آزاردهنده در فیلم وجود دارد که قطعاً امتیاز آن را پایین میآورد. بسیاری از جنبههای داستان و روایت واقعاً گیجکنندهاند، که بهنوبه خود به سرگرمکنندگی فیلم اضافه میکند.
با این حال، من The Room را بهاندازه آثار نیل برین (که اغلب برای مقایسه با تامی وایسو آورده میشود) سرگرمکننده نمییابم. باوجود ایرادات فراوان—که یک منتقد سختگیر ممکن است بگوید ایراد بیشتر از فیلم است—The Room هنوز سرگرمی بیشتری نسبت به بسیاری از فیلمهای بزرگبودجه و بیروح هالیوودی دارد که صرفاً با هدف پولسازی ویت ساخته میشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران