ادن و داون، یکی مجرد و می خواهند بچه داشته باشند، دیگری در حال حاضر مادر شده است، زمانی که ادن به تنهایی به دنبال باردار شدن می رود، با چالش هایی روبرو می شوند.
ادن و داون، یکی مجرد و می خواهند بچه داشته باشند، دیگری در حال حاضر مادر شده است، زمانی که ادن به تنهایی به دنبال باردار شدن می رود، با چالش هایی روبرو می شوند.
چه ناامیدی بزرگی وقتی فیلمی را که منتظرش بودید میبینید و نهتنها تحتتأثیر قرار نمیگیرید، بلکه تا حد زیادی ناامید میشوید. این وضع دربارهٔ اولین فیلم بلند پملا ادلون هم صدق میکند؛ کمدی-درامی دربارهٔ رابطهٔ دیوانهوار و بیپروا میان دو دوست صمیمی سیوچند سالهٔ نیویورکی (ایلانا گلیزر و میشل بوتو) که در کنار تجربههای بارداری، زایمان و مادر شدن تلاش میکنند دوستی آزاد و سرزندهٔ...
چه ناامیدی بزرگی وقتی فیلمی را که منتظرش بودید میبینید و نهتنها تحتتأثیر قرار نمیگیرید، بلکه تا حد زیادی ناامید میشوید. این وضع دربارهٔ اولین فیلم بلند پملا ادلون هم صدق میکند؛ کمدی-درامی دربارهٔ رابطهٔ دیوانهوار و بیپروا میان دو دوست صمیمی سیوچند سالهٔ نیویورکی (ایلانا گلیزر و میشل بوتو) که در کنار تجربههای بارداری، زایمان و مادر شدن تلاش میکنند دوستی آزاد و سرزندهٔ پیش از مادری را حفظ کنند. روایت فیلم مجموعهای از ویگنتها است — بعضی بیپروا و خندهدار، بعضی تأثیرگذار، بعضی جدی — که به جنبههای مختلف پیوندشان، زندگی شخصیشان و تعاملاتشان با دیگران میپردازد. متأسفانه این اپیزودها از نظر کیفیت بسیار ناپایدارند. برخی خوب جواب میدهند (بهویژه، بهطرز غافلگیرکننده، بخشهایی که با شوخطبعی رک و بیپرده همراهاند)، اما بیشتر قسمتها به دلایل مختلف ضعیف و بیاثرند. بزرگترین مشکل فیلمنامه است که بیش از حد تلاش میکند تا مواد را کارآمد نشان دهد. بعضی صحنهها اصلاً خندهدار نیستند و به حرکات اغراقآمیز و بازی اضافی تکیه میکنند تا بیننده را قانع کنند؛ برخی دیگر غیرقابلباور و متکلفاند و در طرح، پرورش شخصیت و جریان داستان اعتبار لازم را ندارند. عدهای هم صرفاً غیرواقعیاند، بهویژه وقتی شیمی میان دو نقش اصلی که گاهی نابالغ بازی میکنند، ساختگی بهنظر میرسد و پیوند میانشان قابلباور نیست. وقتی فیلم میکوشد جدی شود هم ناموفق است؛ صحنههایی که قرار است احساساتی شوند بیتأثیر میمانند، زیرا فیلم نتوانسته علاقهٔ کافی به قهرمانان و مشکلاتشان ایجاد کند. از نکات مثبت میتوان به اجرای خوب بازیگران مکمل اشاره کرد (جان کارول لینچ، استفان جیمز، النا اوسپنسکایا)، اما بازیگران اصلی هرچه فیلم طولانیتر میشود بهتدریج خستهکننده میشوند. خلاصه اینکه «Babes» اثری ناموفق است که با وجود چند خندهٔ محدود، راه به جایی نمیبرد. بهتر است صبر کنید تا روی سرویسهای پخش بیاید.
دون، که در آستانهٔ زایمان است (میشل بوتو)، با مارتی (حسن میناج) ازدواج کرده و بهترین دوستش ادن (ایلانا گلیزر) است؛ ادن عاشق مادر شدن است اما تا کنون اهداکنندهٔ مناسب اسپرم پیدا نکرده. اوضاع وقتی تغییر میکند که در قطار با کلاود (استفان جیمز) آشنا میشود و فکر میکند چون در آن زمان پریود است، در برابر بارداری محافظت شده است؛ بنابراین لحظاتی خوش میگذراند. او دلباخته میشود، اما مرد ناگهان ناپدید میشود و ادن آن را تجربهای گذرا میداند. چند ماه بعد اما با خبری شوکه میشود و از آن پس دوستیاش با دون بهشدت بهچالش کشیده میشود. در این فیلم واقعاً چیز جدیدی دیده نمیشود و پس از بیست دقیقهٔ اولِ پر از بازی اغراقآمیز و صحنهای که گارسونی نگران نشت مایع آمنیوتیک در رستوران میشود — صحنهای که فضای فیلم را بهسمت شوخیهای کودکانه میبرد — همهچیز برای این تلاش نسبتاً نابالغ در کمدی آماده میشود. ساختار فیلم شبیه چند قسمت از یک سیتکام متوسط است که با روایت استندآپمانندِ نویسنده (گلیزر) درهم آمیخته شده و همان ذهنیت کهنهٔ قدرتِ زنانه را بازتکرار میکند؛ ذهنیتی که از سی سال پیش دیگر جذابیت کمدی ندارد. برای من مهم نبود دوستیشان دوام آورد یا نه؛ فیلم هیچ تلاشی برای پرورش شخصیتها نمیکند و تعجبی ندارد که «کلاود» زود از این ماجرا کنار رفت. من طرفدار این نوع کمدیهای رفاقتی که رابطهای را عمداً میشکنند و سپس برای یک پایانبندی پیشبینیپذیر آن را سرهم میکنند نیستم؛ این فیلم هم نمونهای دیگر از تولیداتی بدون اصالت است.
کاش هالیوود فیلمهای بیشتری شبیه «Babes» میساخت؛ کمدیای با محوریت زنان که چیزی را سانسور نمیکند. این نگاه جسورانه به بارداری، مادری و دوستی زنان، به کارگردانی پملا ادلون و نویسندگی مشترک ایلان گلیزر و جاش رابینوویتز، کاملاً خندهدار است. طنز فیلم خام، زمخت و بیپرده است و بههمینخاطر حتی وقتی موضوعات ناراحتکننده میشوند، نمیتوان از خنده بازایستاد. دوستهای قدیمی ادن و دون در مسیرهای متفاوتی از زندگی قرار دارند: ادن تنهاست و واقعاً میخواهد مادر شود و پس از یک رابطهٔ کوتاه که منجر به بارداری میشود تصمیم میگیرد تنهایی مادر شود؛ در مقابل، دون میان مادری، کار و خستگی دائمی تعادل برقرار میکند. پیوند آنها وقتی تصمیم ادن دربارهٔ بارداری تنها، دوستیشان را بهطرزی غیرمنتظره متزلزل میکند، آزمایش میشود. این فیلم طوری نیست که فقط والدین آن را بفهمند؛ طنزش تا حدودی جهانی است. دیالوگها پر از شوخیهای رک و یکخطیاند؛ از بهکارگیری کلمات رک تا ارجاعات متعدد به عملکردهای بدنی. این رکگویی واقعی است و برای دلهای حساس مناسب نیست، اما در پشت همهٔ رکگوییها و لحظات ناخوشایند، قلب فیلم در آشفتگی زیبا و دوستداشتنی این دوستی نهفته است؛ دوستیای معیوب اما قدرتمند. ادن و دون پیوندی پر از محبت، حمایت و تصمیمهای بحثبرانگیز دارند (مثل مصرف قارچ برای حل مشکلات بارداری). برجستهترین نکتهٔ فیلم بررسی پیچیدگیِ رفاقت و مادری با درجهای غیرمنتظره از لطافت است. این دو زن حتی وقتی اوضاع بههم میریزد، از هم پشتیبانی میکنند. نقش دون بهعنوان مادر خستهکننده اما قابللمس است و تصمیم ادن برای پذیرفتن مادر شدن بهصورت تنها، تازه و الهامبخش بهنظر میرسد، هرچند گاهی اغراقآمیز است. پیام فیلم روشن است: خانواده تنها دربارهٔ DNA مشترک نیست، بلکه دربارهٔ کسانی است که در سختیها کنار شما میمانند. «Babes» کمدیای نامتعارف با قلبی بزرگ است که دربارهٔ پذیرش نقصها و در آغوش گرفتن آشفتگیهای زندگی حرف میزند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران