«ادوارد» مردی همجنسگرای سیوچندساله است که ناشرانش اصرار دارند برای تور کتاب به آمریکا برود، اما باید از مادر سالخوردهاش مراقبت کند. «آنا» پس از سکته دچار مشکلات حرکتی و از دست دادن قدرت تکلم شده و از سوی «راف»، دوستپسر سابق ادوارد، پرستاری میشود که در آستانه زندگی مشترک با مرد دیگری است. ادوارد به این نتیجه میرسد شاید چند هفته گذاشتن مادرش در...
«ادوارد» مردی همجنسگرای سیوچندساله است که ناشرانش اصرار دارند برای تور کتاب به آمریکا برود، اما باید از مادر سالخوردهاش مراقبت کند. «آنا» پس از سکته دچار مشکلات حرکتی و از دست دادن قدرت تکلم شده و از سوی «راف»، دوستپسر سابق ادوارد، پرستاری میشود که در آستانه زندگی مشترک با مرد دیگری است. ادوارد به این نتیجه میرسد شاید چند هفته گذاشتن مادرش در آسایشگاه برای سفرش چارهساز باشد، اما پیش از اینکه فرصت عملی کردن برنامهاش را بیابد، سه نفر از بهترین دوستانش خبر میدهند به پرااید در اسپانیا میروند و وقتی یک شب به خانه برمیگردد درمییابد هر کدام مادرشان را برای مراقبت به او سپردهاند. نه او راضی است، نه مادرش و نه مهمانان تازهای که توقع خدمات بهترین مهمانپذیر دابلین را دارند. در حالی که ادوارد با این وضعیت آشفته دست و پنجه نرم میکند، سفری درونی را آغاز میکند و ما از جایمان تماشاگریم و خوشحال که اوضاع برای خودمان اینطور نیست. داستان تا حدی قابل پیشبینی است، اما در طول فیلم شاهد بازیهای لذتبخش، بهویژه اجرای فینولا فلاناگان (و زنگی که تنها یک آدم بیملاحظه به او داده بود) و شخصیتپردازیهای زمخت و عملگرایانه ایرلندی از سوی دیرولا مولوئی، استلا مککاسکر و نیام کاسک در نقش «مائورا» هستیم که طعم خوبی به این طنز متظاهرانه میبخشد. فیلم طعنهای به نخوت دنیای ادبیات، نگرشهای معاصر نسبت به سن، ناتوانی و جنسیت، نظام سلامت و زندگی پس از مرگ میزند و جمعیتی را نشان میدهد که با خوشحالی خود را از ایرلندی که پشت سر گذاشتهاند رها کردهاند—هرچند برخی از آنها پذیرفتن فرزندان همجنسگرای خود را آسانتر نمیدانند. فیلمنامه سرشار از کنایه و طنز مشاهدهای است و مکآردل—که بخش قابل توجهی از فیلم را در ماشین میخوابد—با مهمانان پرانرژی و پختهاش بهخوبی همپای بازی میکند. آیا او به آمریکا خواهد رسید؟ فیلم سرگرمکنندهای است.
فیلم میخواهد احساسات را منتقل کند، اما نمیداند چگونه. بازیگران آشکارا میخواهند فراتر بروند—بهویژه فینولا فلاناگان که بدون دیالوگ بیشتر از بسیاری با دیالوگها میگوید—اما فیلمنامه مرتباً آنها را خنثی میکند. هر لحظهی صمیمیت با یک بذلهگویی به سبک سیتکام دنبال میشود. فیلم بین کمدی و تراژدی مردد است و درنهایت هیچکدام نمیشود. این نوسان لحن در جلوههای تصویری هم دیده میشود: تدوین پریشان و تصاویر ناخوشایند دوربین دستی کمکی نمیکنند. فیلم بد نیست، اما در نهایت تأسفآورانه کمرمق است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران