ابتدا باید بگویم این فیلم بازسازی تاریخیِ بسیار خوبی از یک رویداد حماسی است. بخشهایی بسیار دقیقاند و بخشهایی کمتر. به هر حال این یک فیلم هالیوودی است، نه مستندی مثل «جهان در جنگ»، پس نمیتوان انتظار دقت صددرصد داشت.
در اصل قرار بود دو کارگردان داشته باشد: یکی برای خط داستان آمریکایی و آکیرا کوروساوا برای بخش ژاپنی. شایعه شد بین آقای کوروساوا و رؤسای...
ابتدا باید بگویم این فیلم بازسازی تاریخیِ بسیار خوبی از یک رویداد حماسی است. بخشهایی بسیار دقیقاند و بخشهایی کمتر. به هر حال این یک فیلم هالیوودی است، نه مستندی مثل «جهان در جنگ»، پس نمیتوان انتظار دقت صددرصد داشت.
در اصل قرار بود دو کارگردان داشته باشد: یکی برای خط داستان آمریکایی و آکیرا کوروساوا برای بخش ژاپنی. شایعه شد بین آقای کوروساوا و رؤسای استودیوی آمریکایی اختلافاتی پیش آمد و آقای کوروساوا از تولید کنارهگیری کرد، اگرچه در نگارش بخش ژاپنی فیلمنامه نقش نامعلومی داشت.
خواندهام نسخهای که نمایش داده میشد در روایت تاریخی با دیدگاه مرسوم تفاوتهایی دارد. با این حال این تفاوت بیشتر در نمایش نمایشیِ این نکته است که دریاسالار کیمل و ژنرال شورت — که بعد از واقعه بهعنوان مقصر مطرح و تحت جلسات سخت کنگره قرار گرفتند — احتمالاً احتیاطهای کافی را بهکار برده بودند و کاستیهایشان ناشی از تأخیر در ارتباطات یا کتمان گزارشهای اطلاعاتی بوده است. من فیلم را اولینبار در 1970 در سینما دیدم و بارها بعد از آن تماشا کردهام؛ آن را بازنمایی منصفانه و موفقی از تاریخ یک رویداد مهم میدانم.
بازیها خوب و تا حد زیادی باورپذیرند، هرچند چند نکته ناامیدکننده هم هست. نبردناو نوادا با چینش نادرست برجکها نمایش داده شده — در واقع نوادا دارای ده توپ 14 اینچی با ترکیبی از برجکهای سهتایی و دوتایی سوپرفایرینگ بود، نه چهار برجک سهتایی — و چنین اشتباهی وقتی کشتیای با نام «نوادا» را نادرست نشان میدهد، به سختی میتوان به جزئیات دیگر فیلم خصوصاً در موضوعاتی که کشتیها، هواپیماها و تجهیزات نقش تاریخی مهمی دارند اعتماد کرد.
در فیلم از تصاویر واقعی از فجایع پرل هاربر، از جمله انفجار نبردناو آریزونا، استفاده شده است. بهعنوان یک درام-مستند، تارا-تارا-تارا از بهترینهاست و از «میدوی» که برخی تصاویر و صداها را بهکار برده، برتر است. هرچند اندک فیلمی میتواند صددرصد دقیق باشد، اما این فیلم باعث شده بارها سراغش بروم ـ نه لزوماً برای یافتن اشتباهات بیشتر، بلکه چون در مجموع فیلمی ارزشمند است.
یادم میآید این فیلم را وقتی کودک بودم و اندکی پس از اکرانش در سوئد دیدم. آن زمان تحتتأثیر قرار نگرفتم؛ انتظار یک فیلم جنگی پر از اکشن را داشتم ولی چیزی که دیدم فیلمی کُند و خستهکننده بود که در پایان «قهرمانان» شکست میخورند. آن موقع هم خیلی از واقعه پرل هاربر نمیدانستم.
طبیعی است که حالا دیدم تغییر کرده و هنگام بازبینیِ دیشب واقعاً از آن لذت بردم. با این حال نسبت به صحت تاریخیاش کنجکاوم. اگر کسی به من میگفت این صرفاً یک فیلمنامه کلیشهای هالیوودی است، شاید تردید نمیکردم.
آیا همه این لغزشها واقعاً رخ داده؟ واضح است ژاپنیها همه کارتهایشان را رو نکردند، اما در سراسر ماجرا اشتباهات زیادی دیده میشود: رؤیتها گزارش نمیشد، ارتباطات درهم بود، مردم برای تأیید دائماً سؤال میکردند، هواپیماها مثل اردکها پشت هم صف بسته بودند و ... اگر واقعاً چنین بوده، آنقدر از فیلمنامههای بهنظر مضحک ممکن است آنقدرها هم مضحک نباشند.
فیلم عیبی دارد و آن قابلپیشبینیبودن است؛ وقتی قرار است رویدادهای واقعی و شناختهشدهای را نشان دهی چه انتظاری جز این میتوان داشت؟ حتی اگر نمیدانستم قرار است چه رخ دهد، احتمالاً همین حس پیشبینی را داشتم. با این حال برای من فیلمی لذتبخش و خوب ساختهشده است.
روایت فیلم تاحدی به سبک «بلندترین روز» (1962) است، چون هر دو سوی آمادهسازی برای حمله به پرل هاربر در 1941 را نشان میدهد. با انتقال ناوگان اقیانوسیه آمریکا از سندیگو به مکانی آسیبپذیرتر در هاوایی، دریاسالار کیمل (مارتین بالسام) برای فرماندهی میرسد در حالی که مشاورانش در شاخههای مختلف نظامی نگران احتمال حمله ژاپناند. در سوی دیگر اقیانوس، آخرین مقاومتها علیه نزدیکی ژاپن به محور نازیها فروپاشیده و با در اختیار گرفتن فرمان نیروی دریایی توسط دریاسالار یاماموتو (سو یامامورا)، شتاب حمله افزایش مییابد.
آنچه میتوانست نقطهعطفی برای مهاجمان باشد توانایی انداختن اژدر از هواپیما بود؛ بندر پیش از این کمعمق بهنظر میرسید، اما خلبان ماهری مانند گندا (تاتسویا میهاشی) معتقد است با تمرین و جسارت میتوان این روش بمباران دقیق را عملی کرد. در واشینگتن دی.سی. مناسک دیپلماتیک ادامه دارد؛ آمریکاییها میتوانند ارتباطات ژاپن را رهگیری کنند اما هیچچیز آنقدر قاطع نیست که روزولت را قانع کند منابع لازم برای تضمین ایمنی پایگاه را بسیج کند.
فیلم نشان میدهد آن روز سرنوشتساز چگونه رقم خورد و با جلوههای بصری قابلتوجهی ارائه میشود. آنچه در این درام میپسندم تمرکز بر رویدادهای منتهی به 7 دسامبر است تا تبدیل شدن به مسابقه شخصیتپردازی: هیچ «قهرمان خوشتیپ»ی در یکی از طرفین نیست که بخواهیم نگرانش باشیم. فیلم احساساتی نیست، بلکه گزارشی واقعگرایانه از برخورد قساوتِ یک طرف با فلجشدن طرف دیگر است. فیلمبرداری تحلیل دقیقی از نحوه عمل گروهها، امواج هواپیماها و استفاده از اطلاعات گسترده برای هدفگیری نهتنها ناوها بلکه پایگاههای هوایی مجاور ارائه میدهد. اگرچه فیلم مستند محض نیست و دراماتیزه شده، با نشاندادن هر دو سوی درگیری و روایتِ خودشان از وقایع پیش و هنگام حمله تصویری معتبر از تاریخ عرضه میکند. توالی روایی هم خوب کار شده و از توکیو به پرل تا واشینگتن میرود و هر استراتژی نوظهور را بهشیوهای جذاب توسعه میدهد. بازیگری و نگارش نیز کافیاند و همهچیز لازم برای روایتِ داستانی را که خود بهخودی گویاست فراهم میکنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران