یک داستان معاصر در مورد دو دوست ۱۳ ساله از طبقه ی کارگر در انگلستان که به دنبال ثروت هستند و برای عملی شدن این آرزو گرفتار و درگیر کار با یک فروشنده ی ضایعات محلی و جنایت کار می شوند، که منجر به عواقب فاجعه باری می شود و...
یک داستان معاصر در مورد دو دوست ۱۳ ساله از طبقه ی کارگر در انگلستان که به دنبال ثروت هستند و برای عملی شدن این آرزو گرفتار و درگیر کار با یک فروشنده ی ضایعات محلی و جنایت کار می شوند، که منجر به عواقب فاجعه باری می شود و...
نامزد ۱ جایزه بفتا، ۱۲ جایزه و در مجموع ۲۲ نامزدی.
از نظر سینمایی از دیدن این فیلم خیلی لذت بردم، هرچند لحن تاریک و غمانگیز داستان غالب است. فیلمی زمخت و درگیرکننده درباره دو پسربچه که در دنیایی خطرناک و بیرحم گرفتار میشوند. در ابتدا نگران بودم که به قصهای پرکلیشه و بهشدت کلیگویی درباره خانوادههای کمدرآمد بدل شود، اما هرچند گهگاه نشانههایی از کلیشه دیده میشود، در بیشتر مواقع روایت قابلقبول و واقعی به...
از نظر سینمایی از دیدن این فیلم خیلی لذت بردم، هرچند لحن تاریک و غمانگیز داستان غالب است. فیلمی زمخت و درگیرکننده درباره دو پسربچه که در دنیایی خطرناک و بیرحم گرفتار میشوند. در ابتدا نگران بودم که به قصهای پرکلیشه و بهشدت کلیگویی درباره خانوادههای کمدرآمد بدل شود، اما هرچند گهگاه نشانههایی از کلیشه دیده میشود، در بیشتر مواقع روایت قابلقبول و واقعی به نظر میرسد.
بازی بازیگران شاید چشمگیرترین نکتهی فیلم نباشد، اما نمیشود از تحسین کانر چپمن (آربِر) و شان توماس (سویفِتی) چشمپوشی کرد؛ اجرای قابلاحترامی ارائه میدهند، مخصوصاً با توجه به دشواریِ نقشها و موقعیت داستانی. شن گیلدر در نقش «کیتن» خوب ظاهر میشود و دیگر بازیگران نیز عملکرد قابل قبولی دارند.
فیلم تأثیرگذار و دلخراش است، بهویژه در پردهی سوم که ضربهی عاطفی شدیدی وارد میکند؛ دیدن آن را توصیه میکنم. با این حال، در کنار اصالتِ خامِ اثر، گاهی حس میشود فیلم دارد بهگونهای دستورزی شده برای لمس احساسات بیننده—گویی دقیقاً میداند چه المانهایی «فقر-نما» را برجسته کند. تمرکز طولانی بر سختیها گهگاه بیش از همدلی، شبیه بهرهبرداری به نظر میآید. صنعت فیلمسازیِ آن را تحسین میکنم، اما بعد از تماشای فیلم بیشتر خسته و تلخاحساس شدم تا غنیتر.
خلاصهی داستان: آربِر پسربچهای اشتهر به دردسر است؛ داروهایی مصرف میکند که برادر بزرگترش معمولاً میفروشد و از رفتن به مدرسه نیز متنفر است. بهترین دوستش سویفِتی پسرِ بزرگتری است و آنها جداشدنی نیستند. پس از درگیریای در مدرسه که آربِر اخراج دائم و سویفِتی برای مدتی معلق میشود، هر دو به جمعآوری ضایعات روی میآورند؛ کاری خطرناک که بسیاری از قطعات هنوز به برق شهری متصلاند، اما دلالان بیوجدان مثل «کیتن» پول خوبی میدهند و وقتی چند پوند در جیب دارند، بسختی راضی میشوند. این پسرها نه ولخرجاند و نه لذتطلب؛ آنها میخواهند با پول تازه بهدستآمده به مادرانشان کمک کنند تا از چنگ بدهیها خلاص شوند، اما این چرخه هرگز پایان نمییابد و آنها را به ریسکهای بزرگتر و درگیرشدن در کسبوکار ظالمانهای میکشاند. سویفِتی علاقهمند به اسبهاست و وقتی «کیتن» به یک راننده برای ارابهی اسب مسابقهایاش «دیزل» نیاز دارد، او بهطور طبیعی موفق میشود؛ اما با رشد حسادت و بیپروایی بین دوستان، رابطهشان بهتدریج تیره میشود.
کارگردان کلیو برنارد تصویری زمخت و آگاهکننده ساخته و دو بازیگر نوجوان نقشها را قوی ایفا میکنند، بهویژه کانر چپمن. روایت آنها حکایتی از نیاز، ابتکار و حتی کمی طمع را بازگو میکند. فیلم از نظر تصویربرداری نیز بسیار تأثیرگذار است و نگاهی قدرتمند به یک زیرفرهنگ خطرناک و گاهی بیرحم دارد که در عین حال نظمی دیوکنزی در توسعهی خود نشان میدهد.
در مجموع، دیدنش ارزش دارد؛ فیلمی تأثیرگذار و خوب ساختهشده است، اما نه لزوماً تحولآفرین.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران