در سال 1763،جنایتکاری به نام "ابی میلز" محکوم به بردگی در آمریکا می شود.در ویرجینیا،"کاپیتان هولدن" او را می خرد تا آزادش کند اما تبهکاری به نام "گرت" نقشه او را بر هم زده و "ابی" را مجبور می کند به مهمانخانه "دیو بون" برود."گرت" به قیام سرخپوستان دامن می زند تا انحصار تجارت خز را بدست آورد...
در سال 1763،جنایتکاری به نام "ابی میلز" محکوم به بردگی در آمریکا می شود.در ویرجینیا،"کاپیتان هولدن" او را می خرد تا آزادش کند اما تبهکاری به نام "گرت" نقشه او را بر هم زده و "ابی" را مجبور می کند به مهمانخانه "دیو بون" برود."گرت" به قیام سرخپوستان دامن می زند تا انحصار تجارت خز را بدست آورد...
فتحناپذیر — مگر نه، چون قوی و آزادند؟
فتحناپذیر (Unconquered) به کارگردانی سیسیل بی. دِمیل است و فیلمنامهای جمعی از چارلز بنت، فردریک م. فرانک و جسی لاسکی جونیور دارد؛ بر پایه رمانی از نیل ه. سوآنسان. در آن گری کوپر، پولت گدار، هاوارد دا سیلوا، بوریس کارلوف، سسیل کلاوی، وارد باند و کاترین دِمیل بازی میکنند. موسیقی اثر ویکتور یانگ و فیلمبرداری از ری رِنَهان...
فتحناپذیر — مگر نه، چون قوی و آزادند؟
فتحناپذیر (Unconquered) به کارگردانی سیسیل بی. دِمیل است و فیلمنامهای جمعی از چارلز بنت، فردریک م. فرانک و جسی لاسکی جونیور دارد؛ بر پایه رمانی از نیل ه. سوآنسان. در آن گری کوپر، پولت گدار، هاوارد دا سیلوا، بوریس کارلوف، سسیل کلاوی، وارد باند و کاترین دِمیل بازی میکنند. موسیقی اثر ویکتور یانگ و فیلمبرداری از ری رِنَهان است.
خلاصهی داستان: پیشاهنگی به نام کریس هولدن (کوپر) درگیر توطئههای مارتین گارث (دا سیلوا) میشود؛ مردی که برای مقاصد خود در شورش قبیلهای تحت رهبری پونتیاک دخالت میکند. همزمان هولدن تلاش میکند دختر بردهای به نام اِبیِ هیِل (گدار) را از خطر دور نگه دارد.
این فیلم سند تاریخی خالصی نیست — بر پایهٔ شورش پونتیاک در حدود سال 1763 پس از جنگ فرانسه و هند ساخته شده، اما روایت آن بیشتر فانتزی و ترکیبی است. از یک سو داستانی است دربارهٔ قهرمان تمامعیار آمریکایی و زنی بریتانیایی که در موقعیتهای خطرناک کنار هم قرار میگیرند و جذابتی میانشان نهفته است که از آن چشمپوشی میشود. از سوی دیگر، فیلم در ژستهای میهنپرستانه و شعارگونه دست و پا میزند، ولی دِمیل آن را با تبحر و تِکنیک همیشگیاش با شکوه اجرا میکند.
فیلم تقریباً دو ساعت و نیم است و گاه کشدار به نظر میرسد؛ بخشهایی از توضیحات و پیشدرآمدها کمکی به ضربِ آهنگ ماجرایی عمیقِ داستان نمیکنند. با این حال تجمع شخصیتهای متعدد و زنده بودن آنها هیجانبرانگیز است و در این جنبه دِمیل موفق است. صحنههای اکشن چشمگیرند: درگیریها با سرخپوستان، دفع محاصرهٔ قلعه با بارانی از آتش و انفجارها، تیر و شمشیر و تعقیب و گریزهای نفسگیر—بهویژه تعقیب روی آبهای خروشان رودخانه—که با هیجان و ظاهری تماشایی اجرا شدهاند.
فیلم ترکیبی از شوخطبعی و لحظات سوگناک دارد؛ صحنهای که یک قطبنما در لحظهای حیاتی نجاتبخش هولدن و اِبی میشود، در کنار صحنههایی که مواجهه با مرگ در آستانهٔ آسایشِ خانگی بهصورتی سنگین بازی میشود. لحظاتی از جذابیت جنسی هم در فیلم هست، از جمله صحنهٔ دوش گرفتن گدار در بشکه که جذابیت بصری دارد — لهجهٔ بریتانیاییاش شاید دقیق نباشد، اما در کلیت فیلم چندان مهم نیست.
با این وجود نگرشهایی در روایت وجود دارد که محل سؤال هستند: برخوردهای نژادی، ملیتی و طرز نگاه نسبت به زنان در فیلم اغلب مسئلهساز است. بخشهای دیالوگمحور و پُرگفتوگو گاهی فیلم را از ریتم خارج میکنند، اما در کل فیلم سرگرمکننده و پرهیجان میماند. رنگها و زندهدلی تصویری در کنار دقت به نمایش قهرمانانه و لحن پرآبوتاب دِمیل، نقاط قوتیاند که بسیاری از کاستیهای همعصر فیلم را جبران میکنند. یکی از نقدها به فیلم همین است که از وقوعهای تاریخیِ واقعی فاصله میگیرد و گاهی بیباوریهایی دارد — مثلاً تصوری که نشان میدهد سرخپوستان با قطبنما آشنایی ندارند، در حالی که صدها سال پیش مبادلاتی با اروپاییها وجود داشته است.
بازیها در مجموع قابل قبولاند؛ پولت گدار نقش زنِ قهرمانِ فیلم را بازی میکند که در جریان قصه از انگلستان برای کار و خدمت به مستعمرات آمریکایی فرستاده شده و در مالکیت کاپیتان هولدن قرار میگیرد؛ همزمان شیادی به نام گارث به خواهشاتش چشمدوخته است. گدار زنی پرجِنبوجوش و مستقل نشان داده میشود — شاید به شدتِ مورین اوهارا نباشد اما تواناییِ مراقبت از خودش را دارد. بوریس کارلوف در نقش رئیس سِناکها (گیاسوتا) بازیای متفاوت اما قابل قبول ارائه میدهد. بازیگران کمکی مانند وارد باند و سسیل کلاوی به فیلم شخصیت میدهند و چند چهرهٔ شناختهشده در نقشهای کوتاه هم حضور دارند.
از منظر تکنیکی، فیلمبرداری چشمگیر و موسیقی ویکتور یانگ تا حدی شکوه و مقیاس داستان را تقویت میکند، هرچند موسیقی یادمانماندنیِ خاصی ارائه نمیدهد. از لحاظ تولید، صحنهٔ حملهٔ نهایی به قلعهٔ پیت با خرجهای فراوان، مواد منفجره و جلوههای آتش و انفجار یکی از پرهزینهترین و چشمگیرترین سکانسهای آن زمان محسوب میشد؛ گفته میشود در زمان فیلمبرداری گدار از ایستادن روی صحنه در هنگام پرتاب آتشافزارها خودداری کرد و این مسأله باعث اختلاف او و دِمیل شد که سالها ادامه داشت.
فیلم در مجموع رنگارنگ، زیبا و هیجانانگیز است؛ اگر با شیوهٔ کهنهتر و ملودراماتیک سینمای دههٔ 1940 کنار بیایید، چیزهای خوبی برای لذت بردن دارد و حتی ترغیبتان میکند دربارهٔ تاریخ واقعی آن دوره هم جستوجو کنید. مدت زمان: حدود 2 ساعت و 26 دقیقه. امتیاز کلیِ یکی از نقدها: 7 از 10 (در نقدی دیگر درجهٔ B− داده شده).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران