شش سال بعد از اینکه زمین مورد حمله بیگانگان فضایی قرار گرفته است، یک خبرنگار می پذیرد که توریستی را از منطقه ای آلوده در مکزیک تا مرز منطقه ی امن در آمریکا همراهی کند...
شش سال بعد از اینکه زمین مورد حمله بیگانگان فضایی قرار گرفته است، یک خبرنگار می پذیرد که توریستی را از منطقه ای آلوده در مکزیک تا مرز منطقه ی امن در آمریکا همراهی کند...
نامزد دریافت 1 جایزه بفتا؛ 14 جایزه کسب کرده و در مجموع 15 نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان4713
داستانی بسیار زمینی و قابلباور، با وجود اینکه درباره موجودات بیگانه حرف میزند و طوری است که آدم فکر میکند ممکن است واقعاً اتفاق بیفتد. تنها مشکلش این است که لزوماً هیجانانگیز نیست و در مقاطعی کسلکننده میشود. با این حال، دو نقش اصلی را مکنِری و ایبل بهخوبی بازی کردهاند.
من از این فیلم خوشم آمد. دوبار آن را تماشا کردهام و در آینده دوباره...
داستانی بسیار زمینی و قابلباور، با وجود اینکه درباره موجودات بیگانه حرف میزند و طوری است که آدم فکر میکند ممکن است واقعاً اتفاق بیفتد. تنها مشکلش این است که لزوماً هیجانانگیز نیست و در مقاطعی کسلکننده میشود. با این حال، دو نقش اصلی را مکنِری و ایبل بهخوبی بازی کردهاند.
من از این فیلم خوشم آمد. دوبار آن را تماشا کردهام و در آینده دوباره هم خواهم دید. بیش از اینکه یک تریلر اکشن باشد، حس و حالش یک تعلیقِ آرام است — مثل تفاوتی که هیتکاک بین انفجار بمب و لرزهٔ منتظر بودن برای انفجار توضیح میداد. قهرمانِ عضلانی یا قهرمانهٔ جلوهگر برای من هیچ چیزی به فیلم اضافه نمیکرد. این نوعِ متفاوتی از فیلمهای هجوم بیگانه است؛ به نظر میرسد مهاجمان مثل گردشگران مست وارد سیاره شدهاند و حالا یا نمیتوانند جا بیفتند یا نمیتوانند بروند و دائم درگیر دعواهایی میشوند. شاید این استعاره کاملاً درست نباشد، اما حسِ من این است که هدفشان فتح نیست؛ بلکه تلاش برای ادامهٔ زندگی است. ارتباط بین دو نقش اصلی هم بهتدریج از آنچه ظاهراً بیعلاقگی یا نفرت بود به رابطهای قویتر تبدیل میشود. همچنین شاید عنوان فیلم علاوه بر معنای آشکارش، اشارهای سایهوار به هیولاهای درونِ ما هم داشته باشد. گفتهاند موجوداتی با این ساختار بدن نمیتوانند ایستاده راه بروند، اما اگر فیلم خوب باشد، میتوانم چنین اِشکالی را نادیده بگیرم. علم در داستانهای علمیتخیلی اولویت اول من نیست؛ مثل داستانهای سفر در زمان که اغلب برایم جذاباند حتی اگر امکانپذیریشان مورد تردید باشد. خلاصه اینکه من این فیلم را دوست داشتم و شما هم اگر اجازه دهید، ممکن است از آن لذت ببرید.
هرچه بیشتر فیلمهای علمیتخیلی میبینم، بیشتر امیدوارم آمریکاییها اولین کسانی نباشند که امکانِ حیات فرازمینی را کشف میکنند! اینبار ناسا کاوشگری میفرستد تا دادههایی از چیزی جمعآوری کند که احتمال میدهد در فضا مفید باشد، اما هنگام بازگشت فضاپیما خرابکاری میکنند و بخشهای وسیعی از مکزیک را به منطقهای قرنطینهشده تبدیل میکنند. در آن سوی منطقهٔ ممنوعه، خبرنگار سختگیر عکاسی «کولدر» (با بازی اسکوت مکنِری) بهجای گرفتن چند عکس از دلیل این امنیت فوقالعاده، گرفتار «سم» (ویتنی ایبل) میشود، دختری که بهطور تصادفی دخترِ اربابِ آمریکایی اوست و در اینجا گیر افتاده. با خرابی زیرساختها و وضعِ معیشتی مردم در حالت بقا، فرستادن آنها به خانه آسان نیست — مخصوصاً که قیمتها سرسامآور شده و او عادت به ولخرجی و دزدی دارد. همین عادات است که آنها را به دست قاچاقچیان آدم و قبایل محلی، گاهی خرافی، میسپارد — اما آیا آنها ناجی پیدا میکنند؟ اول از همه باید بگویم تقریباً هیچ موجود هیولایی اینجا نیست و ریتم فیلم بهنسبت کند است — پس اگر دنبال نسخهٔ بیگانهٔ «پارک ژوراسیک» میگردید، این فیلم مناسب نیست. با این حال، با بودجهٔ ظاهراً محدود، فیلم ما را از خلال صحنههایی خوبشاتبرداشته و پرخطر با بهرهگیری از جنگل، رودخانهها، بعضی شخصیتهای بیوجدان و تلاش قابلتوجه بخش صدا در ایجاد حس تجمعی تهدید عبور میدهد. بین ایبل و مکنِری درجهٔ مناسبی از شیمی بازیگری وجود دارد — طوری که اگر من جای شخصیت او بودم شاید بارها «کولدر» را مقابل تمساحها رها میکردم! نمیتوان انکار کرد که فیلم تا حدودی ته میکشد و بیست دقیقهٔ پایانی چیز چندانِ قابلذکری نیست، اما اگر اجازه دهید تخیلتان همراه کارگردان گرت ادواردز کار کند و از دیالوگهای پیشپاافتادهٔ بعضی لحظات چشم بپوشید، این فیلم تریلری بد هم نیست و ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران