یک زن جوانِ در حال تقلا، با فرصتی برای شروع دوباره به عنوان خدمتکار یک زوج ثروتمند، آرامش پیدا میکند. اما خیلی زود، او متوجه میشود که اسرار خانوادهاش بسیار خطرناکتر از اسرار خودش است...
یک زن جوانِ در حال تقلا، با فرصتی برای شروع دوباره به عنوان خدمتکار یک زوج ثروتمند، آرامش پیدا میکند. اما خیلی زود، او متوجه میشود که اسرار خانوادهاش بسیار خطرناکتر از اسرار خودش است...
«خانهدار» روی استعداد غیرقابلانکار آماندا سِیفرید در اوجش و توانایی پل فیگ در ساخت اثری خوشساخت که از محدودیتهایش آگاه است حساب میکند. اگرچه از کلیشهها دوری نمیکند و گاهی در تکرارهای روایی گم میشود، زیباییشناسی پرجنبوجوش و پایان انفجاریاش ضعفها را جبران میکنند. یک تریلر خانگی عمداً آشفته که کشمکش قدرت و براندازی ظواهر اجتماعی نشان میدهد وحشت واقعی در چیزهایی نهفته است که...
«خانهدار» روی استعداد غیرقابلانکار آماندا سِیفرید در اوجش و توانایی پل فیگ در ساخت اثری خوشساخت که از محدودیتهایش آگاه است حساب میکند. اگرچه از کلیشهها دوری نمیکند و گاهی در تکرارهای روایی گم میشود، زیباییشناسی پرجنبوجوش و پایان انفجاریاش ضعفها را جبران میکنند. یک تریلر خانگی عمداً آشفته که کشمکش قدرت و براندازی ظواهر اجتماعی نشان میدهد وحشت واقعی در چیزهایی نهفته است که ما در روشنایی روز تصمیم میگیریم نادیده بگیریم. امتیاز: B-.
با صدایی آهسته آغاز و با آشغالها پایان مییابد
دوستی اخیراً به من گفت که در سال ۲۰۲۵ کمتر شاهد سیاست چپ در فرهنگ عامه بودهایم. مؤدبانه پرسیدم آیا ناشنوا و نابینا شده؟ «خانهدار» نمونهای گویا است. پل فیگ و ربکا سُنشاین باز هم سرگرمیای عرضه کردهاند برای کسانی که فکر میکنند «داستان ندیمه» تمثیلی منطقی برای آمریکا امروز است. در خط اصلی داستان آدمهای سفیدِ مؤنثستیزِ شرور بهطرز کمیک وجود دارند: در گذشتهی قهرمان زن اول، در فلشبکهای قهرمان زن دوم و در پلانهای احمقانه برای دنباله. «خانهدار ۲: اینبار حتی احمقانهتر». مرد سفیدِ مستقیمی که نقش مرکزی را بازی میکند پشت دروازهای با حرف اول نامش زندگی میکند—لازم به گفتن نیست؛ بدذات همه پولش را به ارث برده—لازم به گفتن نیست؛ آن بدبخت در حوزهٔ تکنولوژی کار میکند—لازم به گفتن نیست. صادقانه بگویم، ممکن است اینقدر تکرارِ پیام دربارهٔ شیطاننمایی ثروتمندان مخصوصاً اگر سفید و مرد باشند، همهگیر شده باشد که دیگر اولویت فقط رساندن آن پیام شده است. فیگ به نظر در این مسیر کاملاً مصمم است؛ هر کاری برای برگشتن به لطف استودیو، احتمالاً.
در بخش نظرات دعوایی شکل گرفت وقتی کسی جسارت کرد و گفت «هیچ زنی خانهداری شبیه سیدنی سوییینی را به خانهاش راه نمیدهد.» طبیعتاً کسی پاسخ داد «این زنستیزیه!». وقتی استدلال به پایان میرسد، از کلماتی مانند زنستیزی، نژادپرستی، همجنسهراسی و امثال آن استفاده میشود؛ یکیشان میچسبد. فراموش نکنیم بیشتر خانهداران، پرستاران کودک یا کمکهای خانگی شبیه سیدنی سوییینی نیستند؛ اگر بودند، بیشتر همسران میگفتند «هرگز!» نمیتوانیم دربارهٔ مسائلی جدی مثل خشونت خانگی گفتگو کنیم وقتی بعضی تماشاگران قبول نمیکنند پیشفرض «خانهدار» پوچ است. در عوض، فیگ ما را با تصویری پرزرقوبرق مثل برنامههای خانهداری و همراهی ظاهرسازی و حرفهای بیمعنی تغذیه میکند.
در مورد سیدنی سوییینی، او قطعاً به یک موفقیت نیاز داشت. به لطف نقش میلی، سوییینی دیگر مجبور نیست از جنجال شلوار جین سالها دست بکشد. میلی از آن دست افراد سرافکندهای است که لباسهایش را از قفسه میخرد اما بلد است سالاد طالبی درست کند یا پارچهای آبمیوه سرو کند. آماندا سِیفرید وقتش را گذاشته تا نقش همسر جذاب و گپزنِ دیوانه را بازی کند. آقایان، این دو زن با هم رابطه عاشقانه ندارند—حس میشود فرصتی از دست رفته.
براندون اسکِلِنار در نقش اندرو، استاد گمراهسازی، ظاهر میشود. بین «خانهدار» و «Drop»، اسکِلِنار تازهترین محبوب هالیوودی است؛ این آدم آنقدر جذاب است که اگر ماساژورم بود نگران میشدم. روشن است که چطور میتواند نسخهای معکوسشده از «زن زیبا» را برای این زنان جوان اجرا کند. دو مشکل بزرگ فیلمهای امروز، تکیه بر کلیشههای جناح چپ و طولانی بودن بیش از حدشان است. حدود ۷۵ دقیقه طول میکشد تا فیگ سرانجام چیزی را نشان دهد که هر کسی با کمی هوش از اول میدانسته. فیلمی که شبیه خیلی از روایتهای «دختر در تنگنا» است نیازی نداشت اینقدر زمان ببرد تا باز شود.
«خانهدار» فیلمی نیست که جدی گرفته شود؛ اغراقآمیز و بیمعنی است. اما بهطرز خودش، تصویری زیبا و پر از اباطیل خندهدار دارد و چند لحظهٔ هیستریک واقعاً بامزه در آن هست. همچنان متعجبم چرا تنها کسی که در سالن میخندیدم من بودم. پایان فیلم نیاز به تفسیر ندارد؛ نسخهای از پایان «دختری گمشده» بهراحتی قابل حدس بود. افسوس که ظرافت آنچنانی حالا کمتر دیده میشود در سالی که برای سینما بهطور کلی سالِ ازدسترفتهای بود. «خانهدار» دربارهٔ یک چیز درست میگوید: «بری لیندون» شاهکار است. (گریتا متوجه این طنز است.)
خلاصه داستان: میلی (سیدنی سوییینی) مشمول آزادی مشروط است و در ماشینش میخوابد که برای مصاحبه کار نظافت به خانوادهٔ ثروتمند ونتورث میرود. بعد از ملاقات اول با نینا (آماندا سِیفرید) که خوشبرخورد و پرجنبوجوش است، امید زیادی ندارد؛ پس تعجبش را تصور کنید وقتی مییابد در آشپزخانهٔ لوکس آنها ساکن شده و اتاق زیرشیروانی گرم و تلفنی با کارت اعتباری نامحدود در اختیارش قرار گرفته. در این مرحله شوهر جذاب، اندرو (براندن اسکِلِنار)، و دختر کمی دور از دیگران و بالهنوردشان، سیسی (ایندیانا الا)، وارد میشوند و این تازه خوشآمدگویی به میلی است. صبح روز بعد میلی جنبهای کاملاً ناپایدار از رئیسش کشف میکند و این تازه آغاز چند سرانجام عجیب است که تا حدی ما را به قلمروی پیشبینیشدهای میبرد. اما به این مرحله با یک ساعت دیگر زمان میرسیم و میدانیم باید پیچشهایی در کار باشد؛ پیچشهایی که واقعاً دور از منطقاند اما هوشمندانه با هیستریهای فراوان، دروغ، خیانت و پایانهایی که همانطور که انتظار میرود اتفاق نمیافتند، به هم دوخته شدهاند. در طول مسیر فیلم طعنههایی به سطحی بودن گروهِ «زنانِ ناهارخوری» میزند و بازیگران خصوصاً در پیچشهای انتهایی خوب عمل میکنند. انتظار نداشتم اما در پایان از آن لذت بردم و اگر دنبالهای نباشد، کلاه را میخورم.
این فیلم واقعاً دیدنی و هیجانانگیز است. میلی شخصیتی جسور و جالب است و ایدهٔ او برای گرفتن مردان ترسناک و روانی دلنشین است. چیزی که رضایتبخش است شجاعت و محاسبهشدهبودن اوست؛ طوری که ابتدا فکر میکنید نوع کاملاً متفاوتی از داستان را میبینید. فیلم از نظر کارگردانی، فضا و ریتم بسیار حرفهای است و بیشترین لذت من از غیرقابلپیشبینیبودنش بود. اول فیلم میلی ظریف و تقریباً معصوم به نظر میرسد و به نظر میرسد اندرو و نینا بخشی از یک تنظیم عادیاند. انتظار داشتم نینا مشکل اصلی باشد، اما داستان برگشت میخورد و اندرو را بهعنوانِ شرور اصلی نشان میدهد که بهخوبی غافلگیر میکند. کلیت فیلم مرموز و پرتنش است و شما را در مورد اینکه چه کسی واقعاً خطرناک است سرگردان نگه میدارد. اگر از تریلرهای پرپیچوخم و شخصیتهای اخلاقاً پیچیده خوشتان میآید، ارزش دیدن دارد.
بعد از دیدن تریلرهای بیپایان «خانهدار» در ماههای اخیر، رفتم و بلیت خریدم—پول خوبی خرج شد! بر پایهٔ رمان ۲۰۲۲ فریدا مکفادن، این تریلر پر از پیچش و کابوسی روانشناختی است. میلی را دنبال میکنیم که در دورهٔ آزادی مشروط است و میخواهد زندگیاش را بسازد. پس از مصاحبه با نینا وینچستر (آماندا سِیفرید) که ظاهراً همسرِ مایهدار و پرشور است، شغلِ سکونت در خانه را بهعنوان خانهدار دریافت میکند در خانهٔ شکوهمندی که نینا با شوهرش اندرو و دخترشان سیسی شریک است. اما آنقدر خوب است که واقعی نباشد: میلی در اتاق زیرشیروانی کوچکی با قفل نادرست زندگی میکند، سیسی عمداً دشواری ایجاد میکند و سرایدار مرموز انزو هم هست. از تریلر مشخص است نینا بههمریخته است؛ زود متوجه میشویم او دارو برای اسکیزوفرنی مصرف میکند و انفجارهای کلامی و فیزیکی ناگهانی دارد که با تکگوییهای پوزشطلبانه دنبال میشود. سِیفرید در این نقش متلاطم ستارهٔ بیچونوچرای فیلم است؛ هر سکانس را با بازی باورپذیر، غریزی و خام تصاحب میکند که انتظارش را نداشتم. در مقابل، بازی سوییینی در نقش میلی کنترلشده به نظر میرسد، اما انتخابِ درستِی است: در موقعیتی ناپایدار که باید کارش را حفظ کند، میلی مثل هرکس دیگری آرام میماند و به کار ادامه میدهد.
«خانهدار» تماشاگر را از میان پیچشهای روایی متعددی میگذراند؛ از همان ابتدا راز پس از راز فاش میشود و تا پایان شما را در شک نگه میدارد. طرفداران ملودرام، روایتهای پرهیجان و سکانسهای شوکهکننده از این فیلم لذت خواهند برد. پردهٔ دوم فیلم نیز بسیار داغ است که با بازیگرانی اینقدر خوشظاهر، کاملاً پذیرفتنی است. فیلم در انتخاب موسیقی کم میآورد—در لحظات حساس از موسیقی پاپ سبک استفاده شده که تعادل لحن فیلم را بر هم میزند. در نهایت پردهٔ سوم همهچیز را به هم پیوند میزند: پیچیدگیهای اصلی آشکار میشوند و گرههایی که در ساعت قبل سعیمیکردید حلشان کنید در یک توالی رویدادهای تکاندهنده بههم بافته میشوند. بهعنوان کسی که رمان را نخوانده بودم، این اقتباس بهطرزی تأثیرگذار باز شد و پایانش رضایتبخش بود؛ دلم برای بیشتر خواستن باقی ماند. این فیلم را بهویژه در سالن و همراه با تماشاگر توصیه میکنم—واکنشها در نمایش من تقریباً به وحشتی که خود فیلم داشت نزدیک بود.
این یک کلاس مدرن در تریلر روانشناختی است! کلاسیک ۱۹۶۰ کیم کی-یونگ بررسیی دلگیر و زیبا از طبقه، اشتیاق و جنون است.
داستان این فیلم بسیار معمولی است. در حین تماشا حوصلهام سر رفت. بازیها متوسط است، جلوهها خوباند، فیلمنامه کند، سنگین و مبتنی بر دیالوگ است. برخی صحنهها را جلو زدم. ارزش دیدن دارد؟ اگر از این نوع آثار و موضوع آن خوشتان میآید، پیشنهاد میکنم ببینید؛ در غیر این صورت فکر نمیکنم شایسته زمان زیادی باشد. من به آن نمرهٔ ۴ از ۱۰ دادم.
«خانهدار» یک اثر تصویری قدرتمند است که شایستهٔ ۱۰ از ۱۰ است، عمدتاً بهخاطر بازی جذاب سیدنی سوییینی که بیتردید نقطهٔ قوت فیلم است. او در هر قاب بسیار زیبا و جذاب به نظر میرسد؛ چهرهٔ روشن و ویژگیهای برجستهاش با قاببندی دوربین برجسته شده و حضورش روی پرده مغناطیسی و از نظر بصری کامل است. فراتر از ظاهر، فیلم با داستانی قوی و جذاب پیش میرود که مخاطب را کاملاً درگیر میکند. روایت فضایی سنگین و تنشآلود میسازد که در پایان با پیچشی شگفتآور تمام دیدگاه فیلم را دگرگون میکند. این سطح از داستانگویی و اجرای درخشان قصه، «خانهدار» را برای هر کسی که از تریلرهای مدرنِ صیقلیافته با روایت عمیق لذت میبرد، بهشدت توصیهپذیر میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران