داستان درباره ربکا اوونز است، فارغالتحصیل رشته علوم مردهشویی که در یک سردخانه به نام ریور فیلدز به عنوان متصدی شیفت شب استخدام میشود. کار او که در ابتدا عادی به نظر میرسد، به زودی با مواجهه با نیروهای ماوراءالطبیعه ترسناک، به تجربهای شوم و دلهرهآور تبدیل میشود.
داستان درباره ربکا اوونز است، فارغالتحصیل رشته علوم مردهشویی که در یک سردخانه به نام ریور فیلدز به عنوان متصدی شیفت شب استخدام میشود. کار او که در ابتدا عادی به نظر میرسد، به زودی با مواجهه با نیروهای ماوراءالطبیعه ترسناک، به تجربهای شوم و دلهرهآور تبدیل میشود.
همهچیز برای ساختن یک فیلم ترسناک خوب فراهم است — فضاسازی دلهرهآور، پیشزمینهٔ مفصل، و یک پایگاه طرفداران قوی — اما چیزی درست جا نمیافتد. بهجای بهرهگیری از این نقاط قوت، فیلم بیشتر سراغ کلیشههای ژانر میرود: جیپاسکیرها، طوفان رعد و برقی که دقیقاً در لحظات مناسب میوزد، و موجودات CGI شبیه کرپیپاستا.
این فیلم بیشتر برای کسانیست که بازی را تجربه کردهاند؛ اگر...
همهچیز برای ساختن یک فیلم ترسناک خوب فراهم است — فضاسازی دلهرهآور، پیشزمینهٔ مفصل، و یک پایگاه طرفداران قوی — اما چیزی درست جا نمیافتد. بهجای بهرهگیری از این نقاط قوت، فیلم بیشتر سراغ کلیشههای ژانر میرود: جیپاسکیرها، طوفان رعد و برقی که دقیقاً در لحظات مناسب میوزد، و موجودات CGI شبیه کرپیپاستا.
این فیلم بیشتر برای کسانیست که بازی را تجربه کردهاند؛ اگر مثل من بازی نکردهاید، این اقتباس احساس شتابزدگی، انتخابهای گرافیکی نامتعارف و اِلِمانهای داستانی عجیب را القا میکند. نیاز است زمان بیشتری به مخاطب داده شود تا در جهان فیلم غرق شود و از ویرانی پیشرو لذت ببرد.
سکانسهای زیادی شبیه معما دارند، یادآور تجربهٔ اتاق فرار که در فضای بازیهای نقشآفرینی خوب جواب میدهد. اما افزودن حلقههای زمانی گیجکننده و فلاشبکهایی بدون توضیح کافی باعث ایجاد سردرگمی میشود؛ بیشتر وقتتان را صرفِ پیدا کردن قطعات گمشدهٔ داستان میکنید تا اینکه اجازه دهید روایت همانطور که باید پیش برود.
برخی صحنهها سبک بصری عجیبی دارند: پردهٔ جلو خوب است اما پسزمینه کاملاً دیجیتال بهنظر میرسد و روی پرده سینما ارزان جلوه میکند. بعد از نمایش، استریمهای گیمپلی را دیدم و حالا مشخص است که تلاش شده همان ظاهر و حس بازی بازتولید شود. قصدشان غرقکردن طرفداران در دنیای گسترشیافته است که ایدهٔ خوبیست، اما این روش به نفع خودِ فیلم تمام نشده است.
درنهایت احساس میکنم The Mortuary Assistant در همان دامهایی میافتد که بسیاری از اقتباسهای بازی را گرفتار میکند: بازتولید دقیق سبک، حس و گیمپلی کارساز نیست. فیلم باید حس همراهی با شخصیتها را ایجاد کند، نه اینکه تماشاگر بخواهد از صفحه بیرون بیاید و آنها را از میان منطقهای غیرممکن، معماها و پیچوخمهای نامفهوم هدایت کند. نمونهٔ بارز آن Silent Hill است — طرفداران زیادی که بهخاطر بلندپروازی بیش از حد برای پوشش همهچیز در یک فیلم، ناامید شدند.
با این حال نکاتی هم دوستداشتنی وجود دارد؛ عمدتاً جلوههای عملی: زخمهای چرکین، جنازههایی با اندام بیرونزده و چرک که برای فیلمسازی مستقل همیشه لحظات درخشاناند. صدابرداری و طراحی صدا هم خوب است؛ لحظهای که فک را برای قرار دادن لولهٔ مومیایی باز میکنند و صدای خرد و ترکخوردن فک باعث حالت تهوع من شد، بهیادماندنی است.
اگر بازی The Mortuary Assistant را دوست داشتهاید، این فیلم برایتان خواهد بود؛ اما برای کسانی که با بازی آشنایی ندارند، با ذهنی باز به سراغش بروید. مثل Iron Lung، این نوع اقتباسها برای همه مناسب نیستند. خوشبختانه این تجربه باعث شد من الآن واقعاً بخواهم بازی را امتحان کنم.
خیلی به این فیلم امیدوار بودم چون تریلرش عالی بود. تقریباً حدود دقیقهٔ چهل یک پرش زمانی قابلتوجه رخ میدهد؛ از پیشروی طبیعی داستان ناگهان میپرید سراغ بخش اصلی و ماهیت یک داستان تسخیر. فیلم وعدهٔ زیادی داشت ولی بعد از آن تغییر ناگهانی روند، از پتانسیلش کم شد.
بازی بهتر است. این فیلم به جذابیت Autopsy of Jane Doe یا حتی اقتباسهای دیگری مثل Exit 8 یا Iron Lung نمیرسد. بیشتر شبیه Five Nights at Freddy's است که قطعاتی از لور را به زور به داستان و شخصیتها میچسبانند و نتیجه صاف و بیجان از آب درمیآید. فیلم انگار میخواهد زمین را برای یک دنباله آماده کند؛ حیف که خودِ فیلم جذابتر نشده است. انتخاب بازیگران و کارگردانی قابلقبولاند، جلوهها معمولیاند، اما فیلمنامه و ساختار روایی فیلم را خشک و خستهکننده جلوه میدهند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران