یک خبرنگار به همراه همسر پزشکش و یک مهندس وارد منطقهای ناامن میشوند، اما توسط گروهی مسلح ربوده میشوند. آنها در اسارت با مردی دیگر همراه میشوند و در شرایطی پرتنش و غیرقابل پیشبینی، برای زنده ماندن تلاش میکنند....
یک خبرنگار به همراه همسر پزشکش و یک مهندس وارد منطقهای ناامن میشوند، اما توسط گروهی مسلح ربوده میشوند. آنها در اسارت با مردی دیگر همراه میشوند و در شرایطی پرتنش و غیرقابل پیشبینی، برای زنده ماندن تلاش میکنند....
اگر این فیلم را صرفاً بهعنوان یک ماجراجویی اکشن میگذاشتند، شاید بهتر بود؛ چون از نظر استانداردهای تولید هیچ کموکاستی دیده نمیشود. مشکلی که وجود دارد این است که از همان ابتدا عنصری تبلیغاتی و جانبدارانه در آن احساس میشود. داستان درباره تنش بین یک کشور عربی و یک کشور آفریقایی است که سالها با هم درگیر بودهاند تا اینکه حدود یک دهه پیش ظاهراً...
اگر این فیلم را صرفاً بهعنوان یک ماجراجویی اکشن میگذاشتند، شاید بهتر بود؛ چون از نظر استانداردهای تولید هیچ کموکاستی دیده نمیشود. مشکلی که وجود دارد این است که از همان ابتدا عنصری تبلیغاتی و جانبدارانه در آن احساس میشود. داستان درباره تنش بین یک کشور عربی و یک کشور آفریقایی است که سالها با هم درگیر بودهاند تا اینکه حدود یک دهه پیش ظاهراً آتشبس برقرار شد. حالا مداخلهای از سوی «غرب» باعث شده خونریزی تازهای رخ دهد. در میان این آشوب، دکتر باردار پان ونجیا (شی چی) و همسرش ما شیاو (یانگ شیاو)، روزنامهنگاری که وسواس عکس دارد، گرفتار میشوند. آنها جداگانه بهدست «ارتش آهنین» بیرحم اسیر میشوند؛ از پان میخواهند مجروحانشان را درمان کند و از ما میخواهند ویدئوهایی از اسیران بسازد تا برای هر نفر پنج میلیون دلار درخواست کنند. خوششانسانه، ما در سفرش با روستایی محلّی بهنام لطیف (فاثی انوار غمّام) روبهرو میشود—پس از شروعی نهچندان قوی—و سپس با ژو ویجی زیرک خیابانی (سایمون یام) آشنا میشود که شاید شانس فرار و رسیدن به دکل تلفن نزدیک را به آنها بدهد تا بتوانند با سفارتشان تماس بگیرند؛ سفارتی که تمامی تلاشش را برای نجاتشان از بردگی مدرن یا سرنوشتی مشابه چند سرباز فرانسوی به کار بسته است (میتوان مقایسهای با برایان کاکس در «آیرونکلاد» ۲۰۱۱ در ذهن داشت). بازیها چندان در سطح بالایی نیستند و شخصیت ما شیاو را خودخواه و آزاردهنده یافتم. فیلمنامه تاحدی مصنوعی است و اکشن گاهی تکراری میشود، اما حداقل نشان میدهد که چقدر آدمهای متعصب و مسلح وقتی با جانبداری دینی یا ایدئولوژیک سوخت میگیرند، بیرحم میشوند؛ بهویژه بخشهایی که موضوع تبدیل کودکان به سلاح را نمایش میدهد واقعیتنماست. دیالوگها اغلب دمدستی و کمعمقاند. صحنهای فیلم به ما یادآور میشود که برخلاف استعمارگران پیشین، چینیها تنها برای ساخت مدارس، بیمارستانها و راهآهن به این کشورها آمدهاند و چیزی نمیبرند—اما این نکته هم طوری مطرح میشود که چندان قابلپذیرش نیست. فیلم چندین بار تلاش میکند پایانبندی کند و در هر بار دوباره کشیده میشود؛ در نهایت این اثر طولانیتر از حد انتظار است و من را ناامید کرد.
«Yong Wu zhi Di» فراتر از کلیشههای یک تریلر بقا حرکت میکند و با تمرکز بر شخصیت فراموشنشدنی لطیف، ضربهای ضدجنگ و تأثیرگذار وارد میکند. لطیف، معلم سابقی که بهناچار به آدمربایی کشیده شده، با اندوهی آرام برای از دستدادن پسرش سلیم و با اندیشهای تلخ که «جنگ فقط مگسها را سیر میکند، نه برندگان را» تعریف میشود. هنگامی که فرار اسیران باعث میشود روزنامهنگار ما شیاو جا بماند، تبدیل تدریجی لطیف از آدمربا به نجاتدهنده هسته عاطفی فیلم است: احساس گناه به اعتماد تبدیل میشود و مأموریت او برای نجات ما شیاو و همراهانش از ارتش آهنین به ایستادگی رستگاریبخش مقابل خشونت بیمعنا بدل میگردد. صحنهای که سلیم پشت خودرویی که پدرش لطیف و یک شهروند چینی آن را میرانند جان میسپارد، بیننده را در هم میشکند و تا مدتها او را مات و مبهوت و چشمگرفته نگه میدارد. حتی با وجود صحنههای بیرحمانه و مستقیم، بیشترین قدرت فیلم در همین لحظات خام و لطیف احساسات نهفته است—این لحظات بسیار عمیقتر از هر عمل خشونتآمیزی تأثیر میگذارند و داستان را در انسانیّتی آرام و محکم لنگر میاندازند که تا مدتها با تماشاگر میماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران