مومیاییِ لی کرونین نه ترسناک است و نه ماندگار؛ بیشتر یادآور بهرهکشی مبتذل و کلیشههای کهنه و اغراقشده است. این فیلم وحشت فقط بوی مسخرگی میدهد. نکته غمانگیز این است که ایدهای قابل قبول و فضایی گیرا در عمق این هیولای آغشته به تهوع پنهان شده که میتوانست تا حد لرزش تن آدم پیش برود، اما هدر رفته است.
امید زیادی به این فیلم داشتم، اما...
مومیاییِ لی کرونین نه ترسناک است و نه ماندگار؛ بیشتر یادآور بهرهکشی مبتذل و کلیشههای کهنه و اغراقشده است. این فیلم وحشت فقط بوی مسخرگی میدهد. نکته غمانگیز این است که ایدهای قابل قبول و فضایی گیرا در عمق این هیولای آغشته به تهوع پنهان شده که میتوانست تا حد لرزش تن آدم پیش برود، اما هدر رفته است.
امید زیادی به این فیلم داشتم، اما واقعاً ناامید شدم... به جای گرفتن چهرههایی مثل کریستوفر لی، بوریس کارلوف یا حتی آرنولد ووزلو، با نسخهای مدرن از «کری» روبهرو میشویم که چند بانداژ به خودش بسته و داستانِ تکراری «عزازل» را بازگو میکند — این بار با یک تابوت و کلی زنجیر زنگزده. داستان از ربوده شدن دختر کوچک «چالر» (جک رینور) و «لاریسا» (لایا کوستا) شروع میشود؛ کسی در انتهای باغشان در قاهره او را با شکلات و اغوای بچگانه فریب داده است. با وجود تلاشهای پلیس، کاری از پیش نمیرود و خانواده به آمریکا بازمیگردند تا دو فرزند دیگر را بزرگ کنند. بعد ناگهان «کارآگاه زاکی» (می کِلاماوی) زنگ میزند و میگوید او پس از سقوط یک هواپیما در بیابان پیدا شده است. دخترِ کاتاتونیک (ناتالی گریس) به خانه بازمیگردد اما خیلی زود مشخص میشود که همهچیز خوب نیست و وقتی اوضاع در شب دگرگون میشود، شروریتی آشکار میگردد. اما متأسفانه هیچ احساس خطری در کار نیست؛ طراحان جلوههای بصری بیش از حد به کار میافتند و فیلمنامهنویسان انگار به میخانه برگشتهاند. هیچچیز اینجا نه ترسناک است و نه به اساطیر مصری باستان که میتوانست پایهای غنی برای این معما باشد، کنش شایستهای میدهد — در عوض گرفتار ملودرام معمول خانوادگی شده که تنها با چند جلوهی نوآمده قابلتوجه شده است. در پایان یک پیچش کوچک دیدم که لبخندی بر لبم آورد — تا وقتی فهمیدم ممکن است علامتِ ساخت دنباله باشد؛ آنوقت رفتم خانه و فیلمی تماشا کردم که حداقل حسِ رازآلودگی و رمزآمیزیِ فرهنگ باستانی را منتقل میکرد. حداقل او عروسک نبود!
میتوانیم همینجور بگوییم: این همان «ایویل دد» است، درست؟ یعنی در همه چیز جز اسم شبیه آن است؛ تصویربرداری مثل «ایویل دد» است، دیالوگها مینشیند مثل «ایویل دد»، روایت هم همانجور است. فقط مشکل این است که واقعیِ «ایویل دد» نیست. و همین موضوع وضع را بدتر میکند؛ چون وقتی تلاش میکند چیز دیگری باشد، در قالبش گیر میافتد و تبدیل میشود به یک خمیر بینمک و بیعلاقه. از لحاظ فنی ماهرانه است، اما تقریباً ناامیدکننده، درگیرکننده نیست و قطعاً سرگرمکننده هم نیست.
فیلم تصاحبِ تا حدی سرگرمکنندهای است. وقتی بدون پیشزمینه رفتم سراغش، انتظار داشتم تمرکز بیشتری روی جنبه مومیایی باشد، اما آن فقط پوشش سطحیِ یک داستان تسخیر بود که بهسرعت کنار گذاشته میشود. در نیمه دوم فیلم، داستان خودش را گم میکند و در تله کلیشههای کلاسیکِ تسخیر میافتد و در نهایت بدون تأثیر میماند. در مجموع بخشهایی از فیلم واقعاً سرگرمکننده بود، اما در بخش قابلتوجهی از زمان هم حوصلهام سر رفت و عصبانی شدم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران