کمال کودکی یتیم بود، اما مردم محلهاش او را زیر بال و پر گرفتند و هرگز رهایش نکردند. ساکنان محله نقش بزرگی در خوب پیش رفتن زندگیاش داشتند و هرگز اجازه ندادند او به تنگدستی بیفتد. با این حال، هیچکس تصور نمیکرد که کمال در بزرگسالی دزد شود. اما وجدانش اجازه نداد این کار برایش به عادت تبدیل شود و آن را کنار گذاشت تا عاشق دختری شود. همهچیز با عشق او به مریم آغاز شد.
در حال بررسی آخرین قسمت...
کمال کودکی یتیم بود، اما مردم محلهاش او را زیر بال و پر گرفتند و هرگز رهایش نکردند. ساکنان محله نقش بزرگی در خوب پیش رفتن زندگیاش داشتند و هرگز اجازه ندادند او به تنگدستی بیفتد. با این حال، هیچکس تصور نمیکرد که کمال در بزرگسالی دزد شود. اما وجدانش اجازه نداد این کار برایش به عادت تبدیل شود و آن را کنار گذاشت تا عاشق دختری شود. همهچیز با عشق او به مریم آغاز شد.
دیدگاه های کاربران