اسکندر در کوچههای تاریک استانبول گنگستری هراسانگیز بود، معروف به قانون شرف خشنِ خود — تا وقتی که خیانت او را خونین رها کرد و از همهٔ آنچه ساخته بود تهیاش ساخت. وقتی چشمهایش را در شهری آرام در ساحل اژه باز میکند، خود را در محاصرهٔ گرمایی مییابد که هرگز تجربه نکرده بود: مادری مهربان، خواهر کوچکی نابینا، خانهای که گویی همیشه از آنِ او بوده است. اهالی شهر باور دارند او کامیل است، پسری سالها گمشده که بازگشته؛ تنها خود او حقیقت را میداند. اما گذشته هرگز رها نمیکند — دشمنان قدیمی، کینههای خونین و ارواحِ انتخابهایش هنوز او را دنبال میکنند. وقتی رازِ تکاندهندهای را کشف میکند — اینکه این خانواده با او پیوند خونی دارد — اسکندر در دوراهیای قرار میگیرد. انتقام یا رستگاری؟ آیا او همان بازماندهٔ بیرحمی خواهد ماند که خیابانها ساختهاند، یا جرات میکند مردی شود که قرار بوده باشد؟ این داستانِ عشق، خیانت و بهایِ واقعاً انسانی شدن است.
در حال بررسی آخرین قسمت...
اسکندر در کوچههای تاریک استانبول گنگستری هراسانگیز بود، معروف به قانون شرف خشنِ خود — تا وقتی که خیانت او را خونین رها کرد و از همهٔ آنچه ساخته بود تهیاش ساخت. وقتی چشمهایش را در شهری آرام در ساحل اژه باز میکند، خود را در محاصرهٔ گرمایی مییابد که هرگز تجربه نکرده بود: مادری مهربان، خواهر کوچکی نابینا، خانهای که گویی همیشه از آنِ او بوده است. اهالی شهر باور دارند او کامیل است، پسری سالها گمشده که بازگشته؛ تنها خود او حقیقت را میداند. اما گذشته هرگز رها نمیکند — دشمنان قدیمی، کینههای خونین و ارواحِ انتخابهایش هنوز او را دنبال میکنند. وقتی رازِ تکاندهندهای را کشف میکند — اینکه این خانواده با او پیوند خونی دارد — اسکندر در دوراهیای قرار میگیرد. انتقام یا رستگاری؟ آیا او همان بازماندهٔ بیرحمی خواهد ماند که خیابانها ساختهاند، یا جرات میکند مردی شود که قرار بوده باشد؟ این داستانِ عشق، خیانت و بهایِ واقعاً انسانی شدن است.
دیدگاه های کاربران