سانم، دختری جوان با آرزوی نویسنده شدن، توسط والدینش مجبور است بین ازدواجِ ترتیبشده و یافتنِ یک شغل مناسب انتخاب کند. او که با عجله وارد شغلی جدید در یک شرکت تبلیغاتی میشود، خیلی زود به رئیسش، جان، دل میبندد.
در حال بررسی آخرین قسمت...
سانم، دختری جوان با آرزوی نویسنده شدن، توسط والدینش مجبور است بین ازدواجِ ترتیبشده و یافتنِ یک شغل مناسب انتخاب کند. او که با عجله وارد شغلی جدید در یک شرکت تبلیغاتی میشود، خیلی زود به رئیسش، جان، دل میبندد.
دیدگاه های کاربران