آسیه که در سنین جوانی با دو فرزند خردسالش دست و پنجه نرم میکند، با وجود تمام محرومیتهایش خود را وقف خوشبختی فرزندانش کرده و هم برای آنها مادر است و هم پدر. زندگیاش با فاجعهای که برای دخترش نرگس اتفاق میافتد — دختری که او را از چشمها پنهان نگه میدارد — زیر و رو میشود. بعد از آن، مسیر آسیه با ماهیر، غریبهای ناآشنا که به آنها کمک میکند، تلاقی مییابد؛ کسی که بهخاطر محافظت از دخترش همراه با فرزندانش به سفری غیرقابل بازگشت کشیده میشود. ماهیر که با احساسات انساندوستانه به آنها کمک میکند و آنها را سوار ماشینش میکند، هنوز نمیداند که این تصمیم زندگی خودش و آسیه و فرزندانشان را دگرگون خواهد کرد. برای آسیه که به لطف ماهیر به عمارت دمیرهان پناه برده است، این نجات نیست، بلکه آغاز یک جنگ کاملاً جدید است.
در حال بررسی آخرین قسمت...
آسیه که در سنین جوانی با دو فرزند خردسالش دست و پنجه نرم میکند، با وجود تمام محرومیتهایش خود را وقف خوشبختی فرزندانش کرده و هم برای آنها مادر است و هم پدر. زندگیاش با فاجعهای که برای دخترش نرگس اتفاق میافتد — دختری که او را از چشمها پنهان نگه میدارد — زیر و رو میشود. بعد از آن، مسیر آسیه با ماهیر، غریبهای ناآشنا که به آنها کمک میکند، تلاقی مییابد؛ کسی که بهخاطر محافظت از دخترش همراه با فرزندانش به سفری غیرقابل بازگشت کشیده میشود. ماهیر که با احساسات انساندوستانه به آنها کمک میکند و آنها را سوار ماشینش میکند، هنوز نمیداند که این تصمیم زندگی خودش و آسیه و فرزندانشان را دگرگون خواهد کرد. برای آسیه که به لطف ماهیر به عمارت دمیرهان پناه برده است، این نجات نیست، بلکه آغاز یک جنگ کاملاً جدید است.
دیدگاه های کاربران