در طول زندگی از توجه و محبت مادرش محروم مانده، سنیها با حسی عمیق از حسادت نسبت به برادر بزرگترش، هالیت، بزرگ میشود. برای مادرِ شیفتهٔ زیبایی، سنیها اردک زشت است و کاملاً برای خانوادهٔ اشرافی و ثروتمندشان نامناسب بهشمار میآید. برادر بزرگترش، هالیت، برعکس است. او از هر لحاظ مایهٔ افتخار مادرش است. هالیت در بهترین مدارس تحصیل میکند و از منابع خانواده بهره میبرد. او هم موفقترین وکیل کشور و هم خوشگذرترین مجرد آن میشود. اما سنیها هرچه میگذرد بیشتر در عمق حس بیارزشی خود فرو میرود. او هرگز مدرسه را تمام نکرد، هرگز ازدواج نکرد و عملاً در خانهٔ خود به خدمتکار تبدیل شده است. همانطور که برادر بزرگترش او را صدا میزند، او «خانم هیچکس» شده است.
در حال بررسی آخرین قسمت...
در طول زندگی از توجه و محبت مادرش محروم مانده، سنیها با حسی عمیق از حسادت نسبت به برادر بزرگترش، هالیت، بزرگ میشود. برای مادرِ شیفتهٔ زیبایی، سنیها اردک زشت است و کاملاً برای خانوادهٔ اشرافی و ثروتمندشان نامناسب بهشمار میآید. برادر بزرگترش، هالیت، برعکس است. او از هر لحاظ مایهٔ افتخار مادرش است. هالیت در بهترین مدارس تحصیل میکند و از منابع خانواده بهره میبرد. او هم موفقترین وکیل کشور و هم خوشگذرترین مجرد آن میشود. اما سنیها هرچه میگذرد بیشتر در عمق حس بیارزشی خود فرو میرود. او هرگز مدرسه را تمام نکرد، هرگز ازدواج نکرد و عملاً در خانهٔ خود به خدمتکار تبدیل شده است. همانطور که برادر بزرگترش او را صدا میزند، او «خانم هیچکس» شده است.
دیدگاه های کاربران