این داستان 4 شخصیت اصلی دارد – کنان، لامیا، کامیل و سویدان و با تجربه کردن خوشی و تلخیهای روزگار روابط این چهار شخصیت پیچیدهتر و عمیقتر میشود. شخصیتهای مکمل، درونمایه واقعگرایانه و رنگارنگی را فراهم میآورند و مکانی که این داستان در آن اتفاق میافتد دریچهای برای نمایش جزیره زیبای ترکیه است. حسین کنان موسیقیدان حساس و با استعدادی است که سعی میکند فقر و درد دوران کودکی و ترحم اقوامش را فراموش کند. کودکی او با خودکشی پدرش به جرم سرقت و زندانی بودن و بیرحمی عمویش دشوار گذشته است. کنان در مورد عشق نخستینش لیلا، نالایقی نشان میدهد و عشق خود را فدای سفر به خارج میکند و تمام فکر و ذهنش درگیر کار و شغلش میشود و تبدیل به ویولنیست معروفی میشود اما تمام احساسات ناب و خالصش را فدای موقعیتش میکند. پسرعموی کنان، کامیل با لیلا ازدواج میکند حتی با اینکه میداند لیلا او را دوست ندارد؛ امیدوار است روزی کنان را فراموش کند و به سمت او برگردد اما سردی همسرش باعث سرخوردگی و ناامیدی او میشود.
در حال بررسی آخرین قسمت...
این داستان 4 شخصیت اصلی دارد – کنان، لامیا، کامیل و سویدان و با تجربه کردن خوشی و تلخیهای روزگار روابط این چهار شخصیت پیچیدهتر و عمیقتر میشود. شخصیتهای مکمل، درونمایه واقعگرایانه و رنگارنگی را فراهم میآورند و مکانی که این داستان در آن اتفاق میافتد دریچهای برای نمایش جزیره زیبای ترکیه است. حسین کنان موسیقیدان حساس و با استعدادی است که سعی میکند فقر و درد دوران کودکی و ترحم اقوامش را فراموش کند. کودکی او با خودکشی پدرش به جرم سرقت و زندانی بودن و بیرحمی عمویش دشوار گذشته است. کنان در مورد عشق نخستینش لیلا، نالایقی نشان میدهد و عشق خود را فدای سفر به خارج میکند و تمام فکر و ذهنش درگیر کار و شغلش میشود و تبدیل به ویولنیست معروفی میشود اما تمام احساسات ناب و خالصش را فدای موقعیتش میکند. پسرعموی کنان، کامیل با لیلا ازدواج میکند حتی با اینکه میداند لیلا او را دوست ندارد؛ امیدوار است روزی کنان را فراموش کند و به سمت او برگردد اما سردی همسرش باعث سرخوردگی و ناامیدی او میشود.
من عاشق صحنههای سرد و برفیام، پس وقتی این سه بچهگربه در جستوجوی پناه از سرما بودند برایشان دلم سوخت. آنها خود را بهطرز شیطنتآمیزی به خانهای بزرگ میرسانند و با یک پای میوهای که گویی در آستانهٔ فوران است روبهرو میشوند، سپس با دیگی فلفلی که آدم را به عطسه میاندازد مواجه میگردند. اما بعد از آن، نمایشی که همیشه یکنواخت و تا حدی...
دیدگاه های کاربران