داستان این سریال 20 سال بعد از نابودی تمدن جریان دارد. جول (پدرو پاسکال) استخدام میشود تا دختری 14 ساله به نام الی (بلا رمزی) را از منطقهی قرنطینه خارج کند و به مقصد مورد نظر برساند.
داستان این سریال 20 سال بعد از نابودی تمدن جریان دارد. جول (پدرو پاسکال) استخدام میشود تا دختری 14 ساله به نام الی (بلا رمزی) را از منطقهی قرنطینه خارج کند و به مقصد مورد نظر برساند.
برندهٔ ۹ جایزهٔ امی پرایمتایم
۱۰۴ جایزه و ۲۰۳ نامزدی در مجموع
رتبه
رتبه سریال در جهان271
کاملاً افتضاح — ترجیح میدهم به جای دیدن حتی یک دقیقهٔ دیگر از این آشغال، بازی The Last of Us Part II را اجرا کنم. این سریال هیچ ارتباطی با لور یا شخصیتهای بازیها نداشت. مقایسهٔ این مراسم کسلکننده با The Last of Us (نسخهٔ اول) مثل مقایسهٔ سهگانهٔ ارباب حلقههاِ پیتر جکسون با سریال Rings of the Ringmaidensِ آمازون است — در حدّ و...
کاملاً افتضاح — ترجیح میدهم به جای دیدن حتی یک دقیقهٔ دیگر از این آشغال، بازی The Last of Us Part II را اجرا کنم. این سریال هیچ ارتباطی با لور یا شخصیتهای بازیها نداشت. مقایسهٔ این مراسم کسلکننده با The Last of Us (نسخهٔ اول) مثل مقایسهٔ سهگانهٔ ارباب حلقههاِ پیتر جکسون با سریال Rings of the Ringmaidensِ آمازون است — در حدّ و اندازهای کاملاً متفاوت و نامتناسب.
«The Last of Us اولین اقتباس زنده از یک بازی ویدیویی است که بالاخره توانست طلسم ناامیدی را بشکند و به سطح نادرِ برتری برسد.
کریگ مازین و نیل دراکمن یک مطالعهٔ پیچیدهٔ شخصیتی ساختهاند که با دو قهرمان جذاب، جوئل و الی، پیش میرود و از دلِ غمها، تروماها و تراژدیهای زندگیشان، از طریق دوراهیهای اخلاقی غیرقابلتصور، گفتگوهای سنگین احساسی و لحظات ویرانکننده، کاوش میکند.
فرمول روایی اپیزودیک، به جز استثناهای نادر، به طرز چشمگیری کارآمد است و مجموعهای از شخصیتهای جذاب و اجراییهای برجسته را عرضه میکند — پدرو پاسکال و بلا رمزی بهوضوح از بقیه برجستهاند. نسخهای صمیمیتر و زمینگیرتر از دنیای پسا-آخرالزمان که از صحنههای اکشن/ترسناک خشن و خونین هم خالی نیست. موسیقی گوستاوو سانتاولایا هم بهخوبی با اثر همخوانی دارد.
اگر پیش از این هم برای تجربهٔ بازی هیجانزده بودم، حالا بیش از پیش منتظر آن روزم.»
امتیاز: A-
بدون اسپویل.
من با احتیاط امیدوار به سراغ این سریال رفتم، بعد از دیدن تریلرها. مثل خیلیهای دیگر از اقتباسهای فاجعهبار بازیهای ویدیویی بدسابقه خورده بودم. از اپیزود اول واقعاً شگفتزده شدم — آن را دوست داشتم! بله، ریتم کمی کندتر از چند لحظهٔ اول بازی بود، اما به نظر میرسید برای آمادهکردن صحنه برای اتفاقات بعدی مناسب باشد. TLOU یکی از بازیهای موردعلاقهٔ من است و در زمینهٔ رسانه خیلی سختگیرم؛ از نظر نگارش، تولید و پرورش شخصیت، خصوصاً وقتی با اثری محبوب روبهرو هستیم، ریزبین هستم. صادقانه میگویم اگر سازندگان همان میزان توجه به جزئیات و روایتمحورانهٔ طرفداران را در اپیزودهای بعدی نیز بگذارند، این میتواند بهراحتی یکی از بهترین اقتباسهای بازی باشد. بیصبرانه منتظر دیدن ادامهٔ کار هستم.
چرا سریالها احساس میکنند باید «ووک» باشند؟ تا اپیزود سوم که آن را «Gays of Our Lives» مینامم، حسابی به این سریال امیدوار بودم.
یک اپیزود کامل دربارهٔ زندگی دو مرد ریشدار همجنسگرا که تقریباً هیچ ربطی به داستان اصلی ندارد و بیشتر شبیه نمایش فضیلت است.
من با آدمهای همجنسگرا مشکل ندارم؛ چند نفر را در طول سالها شناختهام، اما دلیل این تمرکز چیست؟ حدود بیست دقیقه را تلف کردم تا فهمیدم قرار است بیشتر اپیزود را به خود اختصاص دهد، در آن لحظه تماشای سریال را قطع کردم.
خلاصه اینکه من نمیخواهم دربارهٔ سبکهای زندگی جایگزین تحتتعلیم یا نصیحت قرار بگیرم؛ اگر میخواستم، به یک نشست میرفتم یا در یک فروم عضو میشدم. اصل قضیه این است که من برای سرگرمی میآیم، نه برای موعظه.
من دیگر تماشا نمیکنم.
این سریال از بازی جنجالی دوم الگو میگیرد... جایی که شخصیتها بازطراحی شدهاند تا با روایت جدیدِ چسبنده و چپگرای طرفدار سانسور هماهنگ شوند.
و به همین دلیل باز هم با فیلم دیگری طرفیم که قهرمان زن قدرتمند دارد؛ اما اینبار قهرمان زن دختربچهای است که بیشتر میداند و بهتر از مردی که وظیفهٔ محافظتش را دارد زنده میماند، در حالی که آن مرد واقعاً از پایان دنیا جان سالم به در برده.
لازم نیست بقیهاش را بدانید؛ مثل همهٔ نمونههای مشابه است: روایت برتر از داستان، پیام برتر از شخصیتها، «تنوع و دایناسورها».
در نهایت، شما قبلاً این را دیدهاید.
پتانسیل داشت عالی شود، اما نهایتاً تنها یک کار متوسط از نوع HBO است و گاهی واقعاً بد میشود.
نمیتوانم بگویم سریال بهطور کلی بد است، اما از آنچه میتوانست باشد خیلی فاصله دارد. اپیزود سوم نشان داد گاهی واقعاً افتضاح است.
دلایلی که باعث میشوند از این سریال ناامید شوم و آن را کمتر از حدِ ممکن بدانم بهطور خلاصه:
- بازیگران نقشهای اصلی بد انتخاب شدهاند؛ جابجایی نوع شخصیت بیمورد است.
اگرچه بیشتر بازیگران خوباند، اما بسیاری از آنها و بهخصوص شخصیتهای اصلی با نمونههایشان در بازی همخوانی ندارند؛ بازی (حداقل TLOU قسمت اول) در این زمینه بینقص بود. بازیگران خوباند، اما انتخابشان اشتباه است. بهویژه الی کاملاً بد انتخاب شده.
- شیمی میان شخصیتها ضعیف است.
بین بازیگران جوئل و تس یا جوئل و الی شیمی مناسبی حس نمیشود.
- انحرافهای بیمورد از داستان اصلی (نگاه کنید به اپیزود ۳).
این انحرافها چیز مفیدی به داستان اضافه نمیکنند؛ در بهترین حالت مزاحماند و در بدترین حالت داستان را به بیراهه میبرند.
- گاهی احمقانه، خستهکننده یا بیمعنی است.
نمونههای بیشتری جز بخش بزرگی از اپیزود ۳ وجود دارد.
- روایت متوسط.
وقتی به خط اصلی میچسبد بد نیست، اما واقعاً خوب هم نیست.
بعد از اپیزود ۳ تصمیم گرفتم به تماشای سریال استراحت بدهم و قبل از ادامه صبر کنم تا کل فصل پخش شود و نقدها بیایند. اگر نقدهای مستقل نشان دهند سریال بیشتر به سمت اپیزود ۳ حرکت میکند، برای همیشه میروم.
تطبیقِ خیلی خوبی از بازی افسانهای بود!
در ابتدا شک داشتم که بهعنوان طرفدار بازیها سریال بتواند مرا جذب کند. پذیرش الی جدید کمی زمان برد.
با این حال، سریال بازتفسیر وفادارانهای از بازی است. خیلی چیزها فرق دارد، اما تا اپیزود ششم تعادل خوبی بین حفظ هستهٔ داستان و تغییر، افزودن و اقتباس جزئیات برای رسانهٔ تازه برقرار شده است.
«The Last of Us» سریالی پسا-آخرالزمانی بر اساس بازی محبوب همنام است. داستان سفر جوئل، یک قاچاقچی، و الی، دختری نوجوان که ممکن است کلیدی برای یافتن درمانِ یک عفونت قارچی مرگبار باشد که جهان را ویران کرده، دنبال میشود.
اجرای پدرو پاسکال در نقش جوئل، بلا رمزی در نقش الی و آنا تورف در نقش تس برجسته است. شیمی میان شخصیتهای اصلی عالی و انتخاب بازیگران بسیار مناسب است.
نگارش سریال فوقالعاده است و جوهر بازی را گرفته و در عین حال دیدگاه تازهای اضافه کرده است. روایت جذاب است و ریتم آن بهگونهای است که هر اپیزود مخاطب را مشتاق تماشای ادامه نگه میدارد.
ارزش تولید سریال در سطح بالایی قرار دارد، با تصویربرداری و طراحی صحنهٔ چشمگیر که فضای تلخ و هراسانِ دنیای پسا-آخرالزمان را بهخوبی منتقل میکند. استفاده از جلوههای عملی و گریم تأثیرگذار است و به غوطهوری در داستان کمک میکند.
در کل، «The Last of Us» سریالی برجسته است که به منبع خود وفادار مانده است. تماشای آن برای طرفداران بازی و هر کسی که از روایتهای پرتعلیق و احساسی لذت میبرد، واجب است. من نمرهٔ 9 از 10 به آن میدهم.
«The Last of Us» تا کنون بهترین اقتباس از یک بازی ویدیویی است. از تصویربرداری خیرهکننده تا طراحی تولید نفسگیر و اجراهای عالی. پدرو پاسکال و بلا رمزی بهعنوان جوئل و الی بینقصاند. شیمی و احساسات آنها واقعاً برجستهاند. نقشهای مهمان فوقالعادهاند: آنا تورف، گابریل لونا، نیک آفرمن، موری بارتلت، لامار جانسون، کیوان مونترئال و ملانی لینسکی. حضور برخی از بازیگران اصلی بازی در سریال هم عالی است. نمیتوانم به اندازهٔ کافی دربارهٔ چگونگی تبدیل کانادا به یک جهنم پسا-آخرالزمانی توسط تیم طراحی تولید تعریف کنم — فقط برای آن باید جوایز گرفت. طراحی کلیکرها هم بسیار دقیق است. میتوانم ساعتها دربارهٔ این سریال صحبت کنم؛ اما همین قدر بگویم که هر سریال جدیدی که بعد از این بیاید کار سختی خواهد داشت، چون The Last of Us بیشک یکی از بهترین سریالهای ۲۰۲۳ است.
بهعنوان کسی که حتی اسم بازی را هم قبلاً نشنیده بود (عاملِ قطبیکنندهای که به نظر میرسد نقدها را دو قطبی میکند)، میتوانم بگویم از این سریال بیشتر از آنچه فکر میکردم لذت بردم، هر چند بعضی اپیزودها در خطر تکراری شدن بودند. جوئل (پاسکال) و الی (رمزی) باید از میان آمریکاِ ویرانشده توسط یک قارچ عبور کنند که آدمها را به «زامبی» یا شورشیان آلوده تبدیل میکند. دو شخصیت اصلی فوقالعاده بازی شدهاند و فکر میکنم این احتمالاً آیندهٔ کاری بلا رمزی را تضمین میکند. بازنمایی مناظر و شهرهای ویران شگفتانگیز و بسیار قابلباور بود. پیرنگ نازک اما کافی برای حفظ علاقه است و، احتمالاً، از بازی و بیشتر فیلمهای آخرالزمانی ضخیمتر است. فکر میکنم ندانستن بازی یک مزیت است و تماشای سریال «The Worst Witch» ممکن است برای من ضعف ایجاد کرده باشد که دو اپیزود طول کشید تا از آن فاصله بگیرم.
معمولاً طرفدار زیاد سریالها/فیلمهای زامبیمحور نیستم، اما این یکی واقعاً خوب است. من طرفدار پدرو پاسکالم و زاویهٔ قارچی هم جذاب است، خصوصاً برای کسی که به شبکههای میسلیومی علاقهمند است.
داستان بازی عالی بود و آن را وفادارانه دنبال کردند که در نهایت منجر به یک سریال عالی شد. بسیار لذتبخش. HBO سابقهٔ تولید سریالهای باکیفیت دارد و این هم تفاوتی ندارد. 8/10. امیدوارم فصل دوم انتظارات را برآورده کند، اما اگر از روی بازی قضاوت کنیم احتمالاً به اندازهٔ فصل اول خوب نخواهد بود.
خرت و پرت «ووک». حتی نتفلیکس هم به بدی HBO با پروپاگاندا و زبالههایش بو نمیدهد. ترامپ در انتخابات پیروز شد، DEI رسماً در ۲۰۲۵ مرده اعلام شد، مردم از آن چیزها عبور کردهاند، اما ظاهراً HBO هنوز در عصر «ووک» باقی مانده و نمیتواند جلو برود. آنها دائماً به ما — محافظهکاران — حمله میکنند. در این سریال تبلیغات سیاسی زیادی هست. اپیزود ۳ فصل اول زشتترین چیزی بود که تا به حال دیدهام. کسانی که آن را ساخته و در آن شرکت کردهاند باید احساس شرم و انزجار کنند. بهتر است مثل یک مرد بمیری تا اینکه در شرم زندگی کنی و به پوستهای از مرد تبدیل شوی — یک ننگ.
علاوه بر تبلیغات LGBT، تبلیغات مربوط به نژاد هم هست؛ مثلاً دختر جو در منبع اصلی (بازی) سفید است، اما در این سریال سیاه نشان داده شده است. همچنین همسر جدید تامی در بازی سفید است، اما در سریال عمداً او را سیاه کردهاند که بسیار واضح و تبعیضآمیز علیه سفیدپوستان است. صحنههای بیشتری از روابط لزبین هم بعداً میآید... خلاصه اینکه داخل این سریال پر از پروپاگانداست.
شخصیت الی کاملاً خارج از مسیر است. در بازی او هم لزبین است، اما در بازی این بخش خیلی کمرنگ است و بیاهمیت جلوه میکند، در حالی که در سریال آن را به سطح جدیدی ارتقا داده و پیام سیاسی واضحی از آن ساختهاند. در سریال او دختری لوس با زبان دراز و بسیار فعال در رابطههای لزبینی است. من از آن دختر لوس متنفر شدم. انتخاب وحشتناک.
داستان قابلپیشبینی و تصمیمات شخصیتها احمقانه و غیرواقعیاند. خلاصه اینکه این سریال مثل باقی آثار ضعیف HBO افتضاح است و پر از کثافت است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1تکمیل شده
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران