دو شاهزاده انسانی با قاتل جن که برای کشتن آنها فرستاده شده است پیوندی غیرمحتمل ایجاد می کنند و در تلاشی حماسی برای برقراری صلح در سرزمین های متخاصم خود اقدام می کنند.
دو شاهزاده انسانی با قاتل جن که برای کشتن آنها فرستاده شده است پیوندی غیرمحتمل ایجاد می کنند و در تلاشی حماسی برای برقراری صلح در سرزمین های متخاصم خود اقدام می کنند.
من واقعاً این سریال را دوست دارم؛ کاملاً یک مجموعهٔ شگفتانگیز است.
شاهزادهٔ اژدها... چه میتوان دربارهاش گفت؟ خیلی چیزها. هرگز ندیدهام که «گفتمان لیبرال» اینقدر پیوسته و بیوقفه مانندِ زمان انتشار «پری دریایی کوچک» انجام شود. میزان ناسازگاریهای اجتماعی که زیر پوششِ یک انیمیشن داستانی نمایش داده میشود شگفتآور است.
وقتی چنین دستوری را اینطور اجرا میبینم، یادِ کتابهایی میافتم که منبعِ آثارند، نه فیلمهایی که...
من واقعاً این سریال را دوست دارم؛ کاملاً یک مجموعهٔ شگفتانگیز است.
شاهزادهٔ اژدها... چه میتوان دربارهاش گفت؟ خیلی چیزها. هرگز ندیدهام که «گفتمان لیبرال» اینقدر پیوسته و بیوقفه مانندِ زمان انتشار «پری دریایی کوچک» انجام شود. میزان ناسازگاریهای اجتماعی که زیر پوششِ یک انیمیشن داستانی نمایش داده میشود شگفتآور است.
وقتی چنین دستوری را اینطور اجرا میبینم، یادِ کتابهایی میافتم که منبعِ آثارند، نه فیلمهایی که از آنها ساخته میشود. در کتابها هراس و شگفتی خیلی بیشتر است تا در فیلم. اما در این انیمیشن آنها این ایده را گرفتند و جلو بردند. احسنت.
اینجا یک پسر در حال گذر از نوجوانی داریم که نامادریاش با پادشاه ازدواج کرده—ازدواجِ بیننژادی—و این پسر پسرِ نامادری است. بهعلاوه، نقش مکمل یک «پسرِ شاخدار» است که در واقع دختری با مهارتهای فوقالعادهٔ دزدی و آدمکشیست. طبیعی است که او در همهٔ جنبههای فیزیکی از پسر (قهرمانِ داستان) بهتر باشد؛ او از نوع الفهای چوبی است و اینها موجوداتی جادوییاند—پس چرا در همهچیز بهتر نباشد؟ خلقیاتِ زنانهٔ قابلتشخیص زیادی در طراحی شخصیت ندیده میشود؛ طوری طراحی شده که جز با صدا نتوان جنس او را تشخیص داد. انگار نباید صفات زنانهای داشته باشد چون اینگونه «عظمت»ش زیر سؤال میرود.
یک زمانی دیدنِ یک شخصیت و تشخیص دختر یا پسر بودنِ او سادهتر بود؛ حالا تقریباً «کفرآمیز» شده که روی بدنِ یک دختر پانزدهساله سینه کشیده شود یا آرایشِ زنانه یا مدل موی زنانه نشان داده شود. اگر سریال بیش از چند دقیقه بدون نمایشِ توانمندی یک زن بگذرد، در سکانسهای بعدی مردها را شرور، گمراه یا احمق و وابسته نشان میدهد. همچنین بسیار زودباور و سادهانگار هم نشانشان میدهد. از طرف دیگر، در دنیای جادویی انگار احتمالِ رابطهٔ همجنس بسیار بالاست—اینطور نشان داده میشود که بهعنوانِ دارندهٔ قدرتِ جادویی، احتمالِ تمایل یا رابطهٔ همجنس بالا است؛ درحالیکه گرایشِ دگرجنسیها در نمایش سریال یا سهمِ آنها از داستان کمتر به چشم میآید.
ممکن است بگویید «ولی پسرِ اصلی و الفِ سفیدمو همدیگر را میبوسند!» — بله، آنرا دیدم؛ اما آن رومانس خیلی تحمیلشده و بیمنطق بهنظر میرسد. در طولِ فصلها او (یا او با ظاهر مذکر) بسیار توانمند بود، ولی در پایانِ فصل ناگهان به نجات نیاز دارد؟ آن یک بار نجات هم بعد از سالها شایستگیِ اوست؟ بهنظرم این رابطه تحمیلی است.
انیمیشن خوب است (گرچه اگر هر دو نقش اصلی بیصدا میبودند، شما نمیتوانستید بگویید کدام زن است و کدام مرد). داستان هم بهخوبی جریان دارد، اما برای من خیلی چیزها تحمیلشده و سفتوسختِ ایدهآلسازیشدهاند—و من خودم سیاهپوستم!
موارد ناسازگاری که به بهانهٔ «فانتزی» وارد داستان شدهاند عبارتاند از:
- ازدواج بیننژادی
- ازدواج سلطنتی بیننژادی با یک مادرِ مجرد
- الفهای همجنسگرا
- ازدواج سلطنتی همجنس
- ازدواج سلطنتی همجنس با فرزند(!)
- نقش مکملِ زنانهٔ آندروژنی که از همه بهتر است
- زنِ مبتلا به نقص یا معلول که رهبر نیروی نظامی است
- آنکه همهٔ اعضای خانوادهٔ سلطنتی خودشان وارد میدان شدهاند تا با خطرناکترین دشمنِ جادویی—پادشاهِ اژدها—مواجه شوند؛ یعنی فرمانروایی داشتهاند اما هیچ شوالیهٔ وفاداری نداشتهاند؟!
- دختر مرد بدِ سفیدپوست که مشکلاتِ شدیدِ تایید از سوی پدر دارد و بهخاطرِ انتخابهایش به جانِ بیگناهان آسیب میزند
- پسر نفهم آن مرد بدِ سفیدپوست که روحِ نیکی دارد اما پیش از رشد کردن باعث کشتهشدن یا زخمیشدن دیگران میشود
- رهبرِ زنِ دیگری از جادوییها که با آذرخشِ گدازهای سروکار دارد و آشکارا همجنسگرا نشان داده میشود
- و در نهایت، جوانِ خشمگینی که به حرفِ دیگران گوش نمیدهد چون مرد سفیدپوستِ شرور فرقهها را بهخاطرِ قتلِ پدرش مقصر جلوه داده است—او احتمالاً لاتینتبار است، پس یعنی نمایندگی هم شده است!
این فهرستی از چیزهایی است که «آدم معمولی» ممکن است متوجه نشود مگر اینکه دقیق دنبالِ داستانِ خوبِ مکتوب باشد. بهطور کلی انیمیشن خوب است، اما بقیهٔ عناصر تحمیلی، ساختگی و تا حدی قابلپیشبینیاند.
چه کسی با دو شست نشان داد که این آشغالِ بصری لیبرال را نیمستاره داده؟ همین من!
---
این یک نقد خیلی کوتاه است بر اساسِ حافظه، برای مخالفه با آنهایی که هیجانزده از دیدنِ «زنانِ توانمند» روی صفحهاند.
فصلهای یک تا سه خوباند. بههیچوجه به پای فصل اول آرکِین نمیرسد، اما به اندازهٔ کافی خوب بود که امتیاز بالا و نشانِ «موردعلاقه» بگیرد.
دقیقاً به خاطر ندارم ولی فصل چهارم آنقدر افتضاح بود که کاملاً علاقهام را از بین برد؛ تا حدی که حتی متوجه انتشار فصل پنج نشدم تا همین الان که دارم این را مینویسم.
فصل پنج را در زمانی خواهم دید و این نقد را بهروزرسانی میکنم. فعلاً امتیاز بالا باقی میماند، اما شاهزادهٔ اژدها مرا یاد RWBY میاندازد—با شروع قوی ولی افت شدید که دیگر پیگیریاش برایم ارزش ندارد. شنیدهام فصل شش هم برنامهریزی شده؛ نه شوریدهام نه ناراحت. این سری هست و من هم هستم.
---
(اسپویلهای بزرگ)
سخت است که سریالی را نقد کرد که یک «سگای» اول فوقالعاده (فصلهای 1 تا 3) و یک «سگای» دوم ضعیف (فصلهای 4 تا 7) دارد. اگر میخواهید سریال را ببینید، فقط سگای اول را ببینید؛ ارزش دیدن دارد حتی با یک پایانِ نیمهباز. در مقایسه با پایانِ فصل 7 که واقعاً بد است، پایانِ سگای اول قابلتحملتر بود.
سگا 1 — شاهزادهٔ اژدها
من عاشق سریال نشدم اما واقعاً از سه فصل اول لذت بردم. داستان جذاب و هیجانانگیز بود و دائم روی لبهٔ صندلیام نگهم داشت. هرچند کمبود زمان در سریال محسوس است، اما سازندگان از آن بهخوبی استفاده کردند.
شخصیتها:
به نظرم شخصیتها بیش از همه بهخاطرِ کمبود زمان آسیب دیدند. واضح است که ما هر لحظهای که قهرمانان اصلی با هم هستند دنبال میکنیم که در مجموع باعث پیشرفت کندِ شخصیتها میشود، اما در پایان ارزشش را داشت. ریلا یکی از شخصیتهای موردعلاقهام بود؛ بسیار بامزه بود و مشکلاتِ کافیِ خودش را داشت که از گروه جدا شود. شاید ترجیح میدادم ریلا اشتباه هم کند—او اغلب چیزهایی میگوید یا میکند که درست است؛ این از نظر درام ضعف است اما در مجموع جزئی است.
کالوم هم جالب است، اما تا پایانِ سریال سوالات بیشتری دربارهاش داشتم تا جواب. این برای ازران هم صدق میکند. در حالی که از پویایی گروه اصلی خوشم آمد، بعضی جنبههای آنها عمقِ کافی نداشت. ما هرگز نمیفهمیم کالوم چطور با آروانوم ارتباط برقرار کرد یا ازران چطور با حیوانات حرف میزند. با این حال آنها یک سهگانهٔ خوب برای دنبال کردن ساختند.
ویلنها واقعاً نمایش را میربایند. میشود برای ویرِن احساس همذاتپنداری کرد و فهمید چرا کارهایی کرد که کرد. او واقعاً نیتِ درستی داشت اما اعمالش او را به مسیرِ تاریکی کشاند؛ آن سفر شخصیت برای من جذابترین بخشِ سریال بود. آراووس هم بسیار ترسناک و قدرتمند نشان داده میشود و حسِ تهدیدِ واقعی ایجاد میکرد.
جهانسازی و انیمیشن:
جهانسازی برای زادیا فوقالعاده است، اما در قلمروِ انسانها تا حدودی ضعیف عمل شده است. ما تقریباً حتی یک قلمرو انسانی اضافه هم ندیدیم؛ وقتی گروه اصلی در آن سفر میکردند، خیلی وقت صرف نگاه به همان مناظر جنگلیِ تکراری شد. کمی ناامید شدم، اما وقتی به زادیا میرسیم، سریال جانِ بیشتری میگیرد.
انیمیشن در فصل اول ضعیف است اما در دو فصل بعدی بهتر میشود. سبکِ بصری هم شاید از ابتدا موردعلاقهام نبود اما تا پایان سریال آن را دوست داشتم.
جمعبندیِ سگا 1:
با همهٔ فرصتهای از دسترفته و کمبود عمق در برخی لحظات، از دیدنِ این سگا واقعاً لذت بردم. پایانش کمی ناامیدکننده بود اما برایم زیاد مشکلساز نشد. امتیاز من برای این سگا 7.5 از 10 است.
سگا 2 — رازِ آراووس
نمیدانم از کجا شروع کنم. داستانهایِ اصلیای که دنبال میکنیم بسیار کمرمقتر شدهاند. گروهِ اصلی همچنان در تعقیبِ آراووس است که البته بعضی لحظاتِ خوبی هم دارد، اما من هرگز روی لبهٔ صندلیام نبودم. لحظاتِ خوب و بدی داشت که در نهایت به ریتمِ وحشتناک و ناموزون انجامید.
داستانِ الفهای خورشیدِ آتشی بسیار کسلکننده بود. کاریم اصلاً شرورِ جالبی نبود و با گذشت فصلها پیشبینیپذیر و آزاردهنده شد. وقتی آراووس او را مثل حشرهای له کرد، بهترین بخشِ داستانش بود. سفر کلودیا، ویرِن و تری هم معمولاً متوسط بود؛ بعضی لحظات خوب داشت اما در کل شخصیتها برایم گیجکننده شدند. هرچه بیشتر دیدم کمتر شبیهِ شخصیتهای خودشان بودند. وقتی آراووس وارد ماجرا شد، این بخش بهشدت افت کرد؛ تأسفآور است چون پتانسیلِ زیادی وجود داشت.
بدترین بخشِ داستان وقتی است که آراووس از کشتهشدنِ دخترش حرف میزند. او بخاطرِ به اشتراک گذاشتنِ جادو با انسانها کشته شده، در حالی که آراووس خودش کارهای بسیار بدتری کرده و واکنشی از آن سویان ندیدیم.
شخصیتها:
افتِ سریال از منظر شخصیتهاست. کالوم از نوجوانی که دنبالِ راهش بود (در سگا اول) به شخصیتی افتاد که سوالاتِ بیشتری ایجاد میکرد تا پاسخ. رابطهٔ عاشقانهٔ او و ریلا در سگا اول باورپذیر و واقعی بود؛ سپس ریلا رفت.
من رمان گرافیکی که بین این دو سگا قرار دارد را خواندم. درکِ فرهنگِ الفهای ماه را دارم، اما باید یک عذرخواهی یا دستکم اعترافی میبود که نشان دهد ریلا اشتباه کرده و باید آن را جبران کند. نقدی که به ریلا داشتم—اینکه اغلب اشتباه نمیکرد—در این سگا به شدت بدتر شد.
کالوم هیچوقت دربارهٔ این موضوع حرف نزد و حتی کورکورانه دوباره به او اعتماد کرد. رابطهٔ آنها در این سگا روی هیچچیزِ محکم بنا نشده بود و من از هیچ صحنهٔ آن لذت نبردم. بسیاری از چیزها Missing بود و رشدِ شخصیتی برای هیچکدام اتفاق نیفتاد.
کالوم در این فصل وسواسگونه نسبت به ریلا میشود تا جایی که برادرش را میفروشد؛ این صحنهها کاملاً خارج از شخصیت او بودند. او به شخصیتی تبدیل میشود که تنها حقیقتش ریلاست و دیگر عمق ندارد. ریلا هم چند لحظهٔ کوچک با والدینش دارد اما بعضی رفتارهایش مثل رها کردن سورِن در جنگل باعث میشود شخصیتش قابلشناسایی نباشد.
ازران به حدی صلحطلب شده که آزاردهنده است و هیچ رشدِ معنیداری ندارد تا فصل 7 که ناگهان عصبانی و تلخ میشود—تغییری که بدون آمادگی صورت گرفته و بیسابقه بهنظر میرسد. بیشتر سریال او تقریباً کاری انجام نمیدهد و در انتها هم دوباره به حالتِ قبل برمیگردد، پس هر رشدِ ممکنِ شخصیتی هم خنثی میشود.
ویرن که در نیمهٔ اولِ سگا خوب بود، بعد از باززندهشدنش بسیار افت میکند—او باید مُرده میماند. بعد از اینکه زنده شد، تنها لحظاتِ قابلقبولی که داشت گفتگوهایش با سورِن بود که آن هم میشد در زمانی که زنده بود رخ دهد. او به موجودی یکپوسته تبدیل شد و دیگر آن شخصیتِ خاکستری جذابِ سابق نبود.
کلودیا کمکم روانی میشود. تا وقتی داشت تلاش میکرد پدرش را نجات دهد، دلم برایش میسوخت. اما وقتی آراووس را به عنوانِ پدر پذیرفت، همهچیز تغییر کرد. نیاز به زمان بیشتری بود تا این تبدیل منطقی شود. بهنظرم اگر او به جای آراووس دنبال تری میرفت، منطقیتر بود چون آنها لحظاتِ نزدیکی با هم داشتند و رابطهشان—هرچند سمی—در ذهنِ من معنادارتر بود.
آراووس هم سقوطِ کیفیتِ بزرگی داشت. دیگر آن موجودِ همهقدرت و استراتژِ قابلاعتماد نبود؛ در زنجیر افتاد و نقشهاش خیلی بیاثر و کممایه شد، طوری که علاقهام به رمز و رازِ او کمرنگ شد. در نهایت احتمالاً دوباره بازخواهد گشت اما شانس اینکه من دنبال کنم بسیار اندک است. انتظارِ اینکه او شکستناپذیر بود را زیاد کرده بودند، بعد او با گازِ یک اژدها شکست میخورد—واقعاً؟!
در مورد تری: او ناگهان وارد شد و من واقعاً درک نمیکنم چرا برای کلودیا اینقدر کار میکند. بهنظرم نقشِ او این بود که بخشِ کمی از خوبی را در کلودیا بیرون بکشد و تا حدودی موفق شد.
مواردِ بیشتری هم دربارهٔ شخصیتها هست اما این بررسی هرگز تمام نمیشود. اینها از ذهنم بدترین اشکالاتاند.
ریتم و لحن:
همانطور که گفتم کیفیتِ نگارش نوسان دارد. مشکلِ دیگر لحن است؛ سریال نمیداند میخواهد کودکانه باشد یا جدی و بزرگسالانه. رفتنِ ناگهانی از لحظهٔ بسیار جدی به شوخیهای بچگانه رخ میدهد و این جابجاییِ ناگهانیِ لحن آزاردهنده است. در فصل 7 این موضوع تا حدی سامان پیدا کرد اما تا آن موقع دیگر دیر شده بود.
جادو:
مشکلات زیادی با منطقِ جادو دارم. پس از دیدن سریال هنوز نمیفهمم چرا «جادوی تاریک» بد است در حالی که بارها نشان داده میشود کارهای خوبی هم میتواند بکند. همچنین نشان داده میشود که جادوی نخستین چقدر میتواند مرگبار باشد، پس سخت است باور کنیم جادوی تاریک تنها چیزِ بد است.
صحبتهای ریلا و کالوم دربارهٔ اینکه چرا او نباید از جادوی تاریک استفاده کند را درک نکردم. میفهمم مشکل اصلی آراووس است، اما اگر تنها راه توقفِ او استفاده از جادوی تاریک است، پس چرا از آن استفاده نمیشود؟ حتی قبل از آغاز سریال هم جادوی تاریک منفور بود فقط به این دلیل که انسانها را مسلح کرد و اژدهاها را عصبانی ساخت چون دیگر بازیچهٔ آنها نبودند—این منطق برایم جا نمیافتد.
امید داشتم این سگا برخی از این ابهامات را رفع کند اما برعکس، بیشتر گیجکننده شد. دیگر هیچ جادوگر انسانی جدیدی ظاهر نشد اما کالوم چطور دوباره یک آرکانوم بهدست آورد؟ این چگونه ممکن است؟
جمعبندیِ سگا 2:
من این سگا را توصیه نمیکنم. پایانش یکی از بدترین پایانهایی است که دیدهام؛ آنقدر ناراضیکننده و آشفته بود که دیدنش دردناک بود. فصل اولِ این سگا هم خیلی بد بود. بعضی صحنهها قابلحمایت داشت که مرا امیدوار نگه میداشت، اما ادامهاش هرگز روی همان مسیر نرفت. این یک ترن هوایی واقعا بد بود. امتیاز نهایی من برای این سگا 3 از 10 است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1تکمیل شده
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران