برندهٔ ۱۳ جایزهٔ امی پرایمتایم
در مجموع ۶۲ جایزه و ۷۴ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان785
نقد اول:
چند هفته پیش این برنامه را در بخش رادیویی محلیام شنیدم که کلیپی صوتی از صحنهای از سریال پخش شد؛ صحنهای درباره ساخت فیلمی درباره زامبیها با روش «جالبی» برای انتشار آلودگیشان. عجیب اینکه وقتی خودم شروع به تماشای سریال کردم، آن قسمت تا چند هفته بعد پخش نشد، پس مطمئن نیستم آن قسمت پیشنمایش چگونه در رادیو پخش شده بود. به هر حال،...
نقد اول:
چند هفته پیش این برنامه را در بخش رادیویی محلیام شنیدم که کلیپی صوتی از صحنهای از سریال پخش شد؛ صحنهای درباره ساخت فیلمی درباره زامبیها با روش «جالبی» برای انتشار آلودگیشان. عجیب اینکه وقتی خودم شروع به تماشای سریال کردم، آن قسمت تا چند هفته بعد پخش نشد، پس مطمئن نیستم آن قسمت پیشنمایش چگونه در رادیو پخش شده بود. به هر حال، سریال نوید طنز و سرگرمی میداد و من هم از فرصت آزمایشی سرویس ویدئویی استفاده کردم و دیدمش.
از قسمت اول، سریال حال و هوای یک کمدی قدیمی از نوع «اسکروبال» را دارد — سبکی با گفتوگوهای بسیار مالیده و شمایلی خاص — و ست روگن نقش مت رمیمک را بازی میکند، مدیر ارشدی در شرکت فیلمسازی خیالی Continental Studios که همزمان مردی کودکمآب است. او قرار است ریاست استودیو را برعهده بگیرد و درمییابد واقعیت این سمت، مطابق تصورات و انتظاراتی که در ذهن دارد نیست. تضاد درونیاش میان عشق به سینما بهعنوان هنر و فشار برای کسب سود هنگفت برای شرکت، محور شخصیتی اوست.
بازیگران اصلی بیشتر برای روشن کردن وجوه مختلف رمیمک به کار رفتهاند؛ شخصیتهای مستقلی با عمق و خودمختاری کامل نیستند، برخلاف سیتکامهای بزرگی مثل Seinfeld یا Cheers یا Fawlty Towers که هر شخصیت کامل و منحصربهفرد است. شاید این نکته بازتاب «نوع» آدمهایی باشد که در چنین موقعیتهایی در این صنعت حضور دارند، یا شاید نویسندگی در پرداخت شخصیتهایی بهجز رمیمک کمقدرتتر است. آنها شاد و پرانرژیاند ولی عمق ندارند. مانند The Officeِ ریکی جروِیس، این سریال هم از نوع کمدی مبتنی بر خجالتآور بودنِ موقعیت است و رمیمک مرکز این خجالتهاست؛ این کار میکند. چند دیالوگ را یادداشت کردم که خوشم آمد، مثل جمله رمیمک: «من وارد این کار شدم چون، خب، فیلمدوست دارم، اما الآن این ترس رو دارم که شغلم اینه که اونا رو خراب کنم» (قسمت ۱). در قسمت دوم یکی از شخصیتها درباره رمیمک میگوید: «اشتیاق فیلمسازیاش در اوج است.» زبان سریال گاهی تند میشود، پس اگر این سبک زبانی شما را ناراحت میکند، بهتر است سریال را ندید؛ در فصل اول یک سکانس جنسی رک هم وجود دارد. در همان اپیزود خندهدار بود وقتی رمیمک میگوید: «دارم سعی میکنم از زنان حمایت کنم.» خنده از شیوه عجیب او در نشان دادن حمایت ناشی میشود.
ویژگی دیگر سریال حضور چهرههای مشهور صنعت است؛ بعضی را میشناختم و بعضی را نه. همه این افراد نسخههایی از خودشان را بازی میکنند که برای ایجاد اثر طنزآمیز به کار رفتهاند. مثلاً من رون هاوارد را فوراً شناختم.
خلاصه یادداشتهای اپیزودها:
- قسمت ۱ «ترفیع» — ساختار خیلی خوبی دارد و پایانبندیاش دلپذیر است. مارتین اسکورسیزی هم در آن هست. رمیمک خودش را در موقعیتهای سخت قرار میدهد و سعی میکند از آنها بیرون بیاید. جالب است بدانیم چقدر از وقایع سریال برگرفته از شیوههای واقعی صنعت است. بخشی از این اپیزود مرا به یاد ماجرایی انداخت که در آن داستانهای مضر برای افراد مشخص، توسط مجلات خریداری و دفن میشد (مفهوم «catch-and-kill»).
- قسمت ۲ «وانر» — در این اپیزود به مبلغ ۸۰۰,۰۰۰ دلار برای استفاده از آهنگی از رولینگ استونز اشاره شد؛ آیا چنین مبلغی منطقی است؟
- قسمت ۳ «یادداشت» — یکی از شخصیتها درباره فیلم رون هاوارد میگوید: «او نباید مخاطب را با رهاییجویی خودش اذیت کند. برو رواندرمانی کن، ۴۵ دقیقه از مدت زمان لعنتیمان را نجات بده.» صحنهای که هاوارد در جلسه درباره پوستر فیلم از کوره در میرود را طعنهآمیز یافتم؛ شاید این ترفندی از طرف او بود تا فیلم را به پتی بدهد به جای Continental. با زبان طعنهآمیز، میگویم اپیزود میتوانست در همان صحنه به پایان برسد.
- قسمت ۴ «فریم گمشده» — به سبک فیلم نوآر فیلمبرداری شده. در آن زمان فکر کردم این ضعیفترین قسمت است، ولی پس از حل معما خندهدارتر شد.
- قسمت ۶ «آنکولوژیست اطفال» — به نظر من ضعیفترین قسمت فصل اول است. تصویرپردازی پزشکان در حدی حقیر و کوچکمقیاس بود که برایم باورپذیر نبود؛ انگار پزشکان یک سیتکاماند و با آنها حال نکردم.
- قسمت ۸ «گلدن گلوبز» — وقتی شخصیت زویی کراویتز پشت صحنه نزد رمیمک آمد تا برای فیلمش اعتبار بگیرد، من کرخت شدم، اما صحنه به سرعت برگشت و در نهایت خندهدار شد. این لحظه شبیه حسهای ایجادشده در The Officeِ جرویس است.
- قسمتهای ۹ و ۱۰ — برایم عجیب بود که بازیگرانی که قرار بود مست نمایش داده شوند، واقعاً حس مستی را منتقل نمیکردند؛ شاید این نکته بهخوبی کار شده باشد — شاید من انتظار پیروی کامل از متد بازیگری را داشتم.
این تجربه من از «استریم» تلویزیون بود. چیزی که واقعاً مرا آزار داد، کوچک و منتقل شدن تیتراژ پایانی به گوشهای از صفحه بود تا تبلیغ دیگری روی بقیه تصویر گذاشته شود؛ بارها تلاش کردم تیتراژ را تمامصفحه نگه دارم تا بتوانم آن را بخوانم. آغاز هر قسمت هم با پروموشنی برای برنامه دیگری همراه است که خوشبختانه امکان رد کردنش هست.
من پرداخت برای تماشای تلویزیون را خیلی دوست ندارم، پس احتمالاً درست قبل از پایان دوره آزمایشی اشتراکم را لغو میکنم. برای ادامه فصلهای بعدی شور و شوق زیادی ندارم. امیدوارم این سریال به آنچنان روند طولانی و فرسایشی شبکههای سنتی دچار نشود که تا بیهدف ادامه پیدا کند، مثل برخی نمونهها. درباره امتیازم برای این فصل اول فکر میکردم به آن بیش از ۷۵٪ بدهم (یعنی ۸ از ۱۰)، اما نهایتاً امتیازم را ۷ از ۱۰ قرار میدهم. سریال برایم سرگرمکننده بود و اگر دنبالکننده صحنه هالیوود باشید، قطعاً جزئیات و حضور شخصیّتهای واقعی برایتان جذابتر خواهد بود.
نقد دوم:
اگر این سریال یک بوکسور بود، حتی یک مشت هم نمیتوانست به هدف بزند.
راستش، نمیفهمم چرا امتیازهای این سریال تا این حد بالاست، مگر اینکه عدهای با استفاده از دوره آزمایشی سرویس و تشویقهای رادیویی آن را امتحان کرده باشند. شوخیهای سریال آنقدر قابل پیشبینی و واضحاند که انگار نگراناند مردم درک نکنند چقدر «باهوش» هستند. اسامی بزرگ زیادی در آن حضور دارند که یا بدهکاریای داشتند یا این پروژه برایشان بهنوعی خودشیفتگی و نمایش خود بوده است.
این سریال روی قدرت ستارگان حساب میکند تا ضعف نگارش را بپوشاند: پرداختهای قابل پیشبینی که گاهی تمام یک اپیزود طول میکشد تا به نتیجه برسد، فیلمبرداری لرزان که تماشاگر را متأثر میکند تا کمتر به محتوای ضعیف دقیق شود، و شوخیهای بیرمق و معلوم که با تکرار به زور خندهآور جلوه داده میشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران